سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ ,21 November 2017
۰
تاریخ انتشار : يکشنبه ۷ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۳۲
اقتصاد سیاسی روسیه کنونی (قسمت سوم)
تحریم‌ها برای روسیه موهبت است و یا بدبختی؟
 
دولت روسیه کسری بودجه را با کاهش ارزش روبل جبران می کند. این اقتصاد نفتی روبل مازاد چاپ می‌کند. در سال 2009 پوتین وضعیت خود را این‌گونه تعریف کرد که باید الگوئی برای خروج از بحران و ایجاد وضعیت جدید بعد از بحران تهیه کرد. روسیه یک سیستم اقتصادی نو برای تولید می‌خواهد تا روند غیر صنعتی شدن کنونی را از بین ببرد و از پول فروش مواد خام برای ایجاد تکنولوژی‌های پیشرفته استفاده کند. روسیه در هیچ شرایطی سیستم اقتصادی کمپرادور لازم ندارد، برای اینکه نظام اقتصادی کمپرادور دارای بحران است و از یک بحران به بحران دیگری انتقال می‌یابد. روسیه به سیستم صنعتی نو با تکنولوژی بالا نیاز دارد. این وظیفه پوتین است که این نظام اقتصادی نو را بسازد ولی اگر پوتین در این زمینه فرمان دهد چه کسی انجام می‌دهد؟
 
دیدبان روسیه: پروفسور "سرگی گوبانف" استاد اقتصاد دانشگاه دولتی مسکو، سردبیر نشریه اکونومیست و نماینده اتحادیه کارگران مسکو، گفتگویی تحت عنوان «رژیم کمپرادور روسیه به تار موئی بند است» با مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین» انجام داده است. این مصاحبه نشان می‌دهد که تفکرات برای بازگشت به نظام سوسیالیستی در روسیه هنوز قوی است و علیرغم فروپاشی نظام شوروری، اندیشه‌های سوسیالیستی همچنان به صورت یک دلتنگی (نوستالژی) در میان روشنفکران وجود دارد. "محمد کردزاده کرمانی" کارشناس ارشد وزارت امور خارجه این گفتگوی مفصل را به پارسی برگردان کرده و در اختیار دیدبان روسیه قرار داده است که طی ده شماره منتشر خواهد شد.

 
- آنچه که در مورد اهداف اصلی بانک مرکزی گفته شده ایستائی و مقاومت در مقابل تورم است. ولی بحث این‌گونه مطرح است که بالاخره تورم پیروز است. آیا بانک مرکزی در اولویت‌بندی‌های خود در اشتباه نیست؟ 

گوبانف: من فکر می‌کنم سخت است که بگوییم این اولویت اشتباه است. بحث قدرت خرید پول ملی است. بانک مرکزی به طور خارق‌العاده‌ای زیبا صحبت می‌کند، ولی خیلی بدعمل می‌کند. چرا؟ برای اینکه بانک مرکزی یکی از حلقه‌های سیستم اقتصادی است. هر چه که کل اقتصاد باشد بانک مرکزی بخشی از آن است. همه اقتصاد روسیه در دست سیستم کمپرادور است، به گونه‌ای که منابع روسیه و اموال روسیه را به خارج از کشور انتقال می‌دهد. به طور کلی غرب توسط سیستم بانک مرکزی اموال روسیه را مالک می شود. اگر کشور بر اساس صادرات مواد خام و سایرمنابع برای به‌دست آوردن دلارهای توخالی بسیج شود در آن صورت بانک مرکزی به صورت ساده‌ای ارزش‌های الیگارشی قبیله‌ای را برای فقیرتر کردن بخش اعظم اجتماع تقویت کرده است.

علی‌رغم تجربه‌ای که همه مقامات دارند معلوم نیست که چرا با منافع ملی بیگانه‌اند. با توجه به این‌که نفت و تحریم به عنوان دو عامل خارجی مانع رشد اقتصادی تعریف شده است این معنی استنباط می‌شود که عوامل داخلی موثر نیستند و عمل نمی‌کنند، بلکه عوامل خارجی عمل می‌کنند. این واقعیت است ولی حقیقت نیست. همان‌طور که ارسطو گفته است واقعیت حقیقت نیست. دور بسته حقیقت نیست، هر چند که اقتصاد روسیه در اثر رکود ناشی از تحریم ها و قیمت نفت به رکود کشانده شده است. در اول در شروع رکود از سال 2015 روسیه با دو سال رکود به طور مستقل روبرو شده است. عملا رکود از سال 2015 شروع شد. در روزنامه اکونومیست در سال 2012 این مسئله مطرح گردید که درکشورهای «گروه هفت» اقتصادها با رکود مواجه گردیده‌اند. درآن زمان همه اقتصاددانان و بانک جهانی گزارشاتی در این زمینه نوشتند. در واقع موج دوم بحران از سال 2012 شروع شد.


- دراین‌صورت جایزه نوبل می‌بایستی که به شما داده می‌شد

گوبانف: جایزه نوبل در اقتصاد به غیر از علم داده می شود، بلکه بخاطر ایدئولوژی داده می شود. من از جایزه مربوط به بحران اقتصادی و سیستمی خوشحال نمی شوم. علاقه من کار با ابزار علمی است که این ابزارعملا کار می کند یا نمی کند وآیا به حقیقت جواب می دهد و یا نمی دهد.سال 2012 نشان داد که چگونه الگویی که بحران " گروه هشت " را پیش بینی می کند جواب میدهد و سال 2013نشان داد که چگونه برای پیش بینی بحران مستقل روسیه جواب میدهد. من تکرار می کنم که اینگونه بود، زمانی که به فکر هیچکس نمی آمد. این یک سال قبل از وقایع میدان کی یف و تحولات بعدی آن بود. ولی زمانیکه ما با کودرین و استاد "آگان بیگیان"در یک کنفرانس علمی بحث میکردیم موضوع به اینجا کشیده شد که تحریم علت مشکلات اقتصادی است،این به طور مشخص موضعی غیرصادقانه است که نباید متخصصین داشته باشند.این دروغ است. بعلاوه علم با دروغ سرو کار ندارد. علم با حقیقت سرو کار دارد. نظریه تحریمها یک دروغ محض است.               


- شما در مورد تحریم‌ها صحبت کردید، آیا تحریم‌ها برای روسیه موهبت است و یا بدبختی؟

گوبانف: بحث اقتصاد روسیه مربوط به تحریم و عامل خارجی نیست. آیا تحریم‌های جمهوری خلق چین خطرناک بود؟ جواب روشن است است که خیر می‌باشد. تحریم فقط یکی از ابزارهای روابط خارجی است. به خاطر داشته باشیم که در سال 2008 «کودرین» و «نابیولینا» که وزیر بودند پوتین را قانع کردند که روسیه جزیره ثبات است. این ادعا از لحاظ بنیادی بی‌پایه بود. این استدلال نادرست بود که هیچ تهدیدی برای روسیه وجود ندارد. این تجربه‌ای از خودفریبی بود و مقامات دولتی از این فریب خوشحال بودند. پس از آن برنامه‌های ضد بحران واقدام برای نجات بانک‌ها صورت گرفت بدون اینکه کمکی به بخش تولیدی که قدرت کشور است صورت پذیرد. بعد از آن اعلام داشتند که بحران است. البته بحران خودش یک امکان است برای اینکه در زمان بحران خیلی از چیزها مورد ارزیابی مجدد قرار می‌گیرد و حتی ارزش‌ها ارزیابی مجدد می‌شود. بودجه روسیه به قیمت نفت وابسته است.

دولت روسیه کسری بودجه را با کاهش ارزش روبل جبران می کند. این اقتصاد نفتی روبل مازاد چاپ می‌کند. در سال 2009 پوتین وضعیت خود را این‌گونه تعریف کرد که باید الگوئی برای خروج از بحران و ایجاد وضعیت جدید بعد از بحران تهیه کرد. روسیه یک سیستم اقتصادی نو برای تولید می‌خواهد تا روند غیر صنعتی شدن کنونی را از بین ببرد و از پول فروش مواد خام برای ایجاد تکنولوژی‌های پیشرفته استفاده کند. روسیه در هیچ شرایطی سیستم اقتصادی کمپرادور لازم ندارد، برای اینکه نظام اقتصادی کمپرادور دارای بحران است و از یک بحران به بحران دیگری انتقال می‌یابد. روسیه به سیستم صنعتی نو با تکنولوژی بالا نیاز دارد. این وظیفه پوتین است که این نظام اقتصادی نو را بسازد ولی اگر پوتین در این زمینه فرمان دهد چه کسی انجام می‌دهد؟ برای اینکه استراتژی2020 نوسازی شود باید مناسبات صنعتی نو را بفهمیم و جایگاه آن‌را در دوره اتوپیای فراصنعتی درک کنیم، زیرا که دنیای فراصنعتی دنیای خیلی راحتی است.

باید روند غیرصنعتی و صادرات مواد خام را ترک کنیم. این کار بیش از صد درصد منافع اجتماعی دارد. مشخص است که این الگو با الگوی کمپرادرو که حاکم است همخوانی ندارد. موج دوم خصوصی‌سازی سرمایه خارجی را شروع کنید. رانت صادرات مواد خام که توسط الیگارش‌ها به بودجه دولت می‌ریزد بیرون بریزید، مانع کمک گرفتن از ارز خارجی شوید، سن باز نشستگی را بالا ببرید. هزینه‌های بودجه را کاهش دهید، وضعیت معیشت کارگران را بهتر کنید، اشتغال ایجاد کنید، صنعت نو ایجاد کنید، بهره‌وری و استاندارد زندگی را بر اساس توسعه صنایع داخلی بالا ببرید و این‌ها را عمل کنید و حرف نباشد.


- این چه معنائی دارد؟

گوبانف: به گذشته نگاه کنید. به سال‌های دهه 1990 زمانی‌که یک بحران نامعلومی در چارچوب حذف و تسهیل مقررات وتقسیم مجدد اموال به صورت خونین که با باندبازی و نارضایتی چهره‌های ملی و آکادمیک صورت گرفت همراه با افزایش تهدیدات گریز از مرکز که منجر به شکست و اضمحلال روسیه به صورت فدرال گردید، نگاه کنید. اینجا بحث فرد نیست، بحث آقائی و حاکمیت سیستم الیگارشی کمپرادور و حکمرانی تفکیک‌ناپذیر قسمت‌های مختلف آن است.


► کرملین تا به حال بیهوده وقت زیادی از بین برده است

- آیا این‌گونه درک می‌شود که کارهای پوتین بیهوده و ضعیف است؟

گوبانف: بحث مربوط به افراد نیست، بلکه مربوط به سیستم حکمرانی است. بحث حکمرانی سیستم الیگارشی کمپرادور و نظام تفکیک‌ناپذیر حکام آن از جمله پوتین می‌باشد. خیلی از آنها فریاد می‌زنند و انتقاد می‌کنند که پوتین و یا رژیم پوتین باید عوض شود و در واقع به منظور حفظ مدیریت خود بر سیستم اقتصادی کمپرادور می‌خواهند صدمه‌ای به اشخاص دیگر بزنند است، که دشمنی با روسیه و منافع دولت است.

تا آنجا که مربوط به ماموریت برای ایجاد الگوهای جدید است باید به حقایق نگاه کرد. الگوی جدیدی وجود ندارد. فرمان باید مسئولانه و پاسخگو باشد و نباید فشار آورد. فرمان غیر مسئولانه نظرات منفی ایجاد می‌کند. فرمان‌ها باید خیلی حرفه‌ای و تخصصی باشند. اگر فرمانی درست نباشد باید فرمان جدیدی صادر شود و این فرمان‌ها باید مرتبا خودشان را اصلاح کنند. فرمان‌هائی که صادر می‌شود خیلی تخصصی و حرفه‌ای نیست. فرمان‌های کرملین خیلی پاسخگو و مسئولانه نیست، وظایف جدیدی را مشخص نمی‌کند و این یک بیماری مزمن در فرمان‌های کرملین است و این فرمان‌ها نتایج جدیدی را برای استفاده و نفع کشور به بار نمی‌آورد. از من سئوال می‌شود که پوتین به چه فکر می‌کند؟ جواب من این است که من از مسافت دور نمی‌دانم تفکر پوتین چیست. ممکن است تفکرات او ناشی از واقعیت‌های خشک باشد. حقیقت این است که کرملین دارد وقت را از بین می‌برد وهیچ کوششی در زمینه نوصنعتی نمودن انجام نمی‌دهد. به طور کلی الگوی صادرات مواد خام، الگوی واردات دلارهای نفتی تورمی و ارسال سرمایه و ثروت‌های ملی به خارج از کشور، روسیه را به رکودی مستقل وآرام کشانده است که در سایر کشورهای گروه هفت وجود ندارد.


- این رکود اقتصادی روسیه در کشورهای دیگر چگونه منعکس می‌شود؟

گوبانف: رکود ما در کشورهای دیگر انعکاس نمی‌یابد. تاثیر آن فقط در چارچوب کشورهایی است که ما با آنها اتحادیه گمرکی داریم و با ما در یک زنجیره هستند، که اینها باعث می‌شود مخالفت‌های متقابلی با ما داشته باشند و این باعث فشارها و ناآرامی‌هائی در این کشورها می‌شود.


- و آن‌ها ممکن است که خارج شوند؟

گوبانف: اگر کرملین چشمهایش را بر بحران سیستم اقتصادی ببندد با این مسئله روبرو می‌شود و با این امتحان و تجربه روبرو خواهد شد. این یک خسارت سیاسی برای روسیه، بلاروس و قزاقستان است. چنین نتیجه‌ای به نفع کسانی که منافع ملی را در نظر دارند نمی‌باشد. این به نفع کسانی خواهد بود که بیشتر به فکر منافع امریکا در روسیه هستند تا اینکه به فکر منافع خود روسیه باشند. بدون شک بحران سیستمی این‌گونه است. ما فقط می‌توانیم از طریق ایجاد یک سیستم اقتصادی نو و پیش‌رو از این بحران خارج شویم.

زمانی‌که ما در مورد تحریم و قیمت نفت صحبت می‌کنیم می‌خواهیم بپرسیم که پس روسیه چه باید انجام دهد. چگونه می شود روسیه را ازسیستم دلاری وسرمایه خارجی آزاد کرد. بنا به نظر کودرین اگر غرب تحریم‌ها را بردارد و قیمت نفت بالا رود برای روسیه آسان‌تر می شود. بگذاریم این سئوال را به صورت کلامی یا بلاغی از خودمان بپرسیم. این جواب به دست می‌آید که اقتصاد روسیه از روسیه جدا نیست ولی اقتصاد روسیه چیزی است که در دست افرادی از جمله «کودرین»، «اولکایف» و سایر افراد صاحب‌منصب نیست. جوابی که آنها می‌دهند این است که «ببخشید هموطنان، ما اقتصاد روسیه را کنترل نمی‌کنیم و کنترل آن در دست ما نیست. چیزی که در دست ما است این است که بخشی ازهزینه‌های بودجه را که ضروریات اجتماعی، ضروریات اقتصاد، ضروریات زیرساخت‌ها و ضروریات دفاعی است کم کنیم. در نتیجه لازم است که درآمدهای بودجه را از طریق افزایش قیمت کالاهای تولیدی بالا ببریم»!

برگردان: محمد کردزاده کرمانی
منبع: مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین»


پایان نوشتار/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۱۰۳
مرجع : بیزینس آنلاین
 


ارسال