چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ ,24 May 2017
۰
تاریخ انتشار : سه شنبه ۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۰۰
اقتصاد سیاسی روسیه کنونی (قسمت چهارم)
باید به سرعت زنجیره‌هایی از ارزش افزوده ایجاد کنیم
 
پروفسور "سرگی گوبانف" ضمن تبیین راهکارهای خروج از رکود اقتصادی معتقد است: "دولت نه دانشمند است نه مهندس است، نه سازنده است، نه کارگر و نه نانوا. این نادرست است که فکر کنیم که دولت نوصنعتی شدن را از بالا انجام می‌دهد. وظیفه دولت این است که سیاست واحدی را در مورد نوصنعتی شدن داشته باشد و در چارچوب برنامه‌ای منظم فرایند آن‌را سازمان دهد."
 
دیدبان روسیه: پروفسور "سرگی گوبانف" استاد اقتصاد دانشگاه دولتی مسکو، سردبیر نشریه اکونومیست و نماینده اتحادیه کارگران مسکو، گفتگویی تحت عنوان «رژیم کمپرادور روسیه به تار موئی بند است» با مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین» انجام داده است. این مصاحبه نشان می‌دهد که تفکرات برای بازگشت به نظام سوسیالیستی در روسیه هنوز قوی است و علیرغم فروپاشی نظام شوروری، اندیشه‌های سوسیالیستی همچنان به صورت یک دلتنگی (نوستالژی) در میان روشنفکران وجود دارد. "محمد کردزاده کرمانی" کارشناس ارشد وزارت امور خارجه این گفتگوی مفصل را به پارسی برگردان کرده و در اختیار دیدبان روسیه قرار داده است که طی ده شماره منتشر خواهد شد.

 
شما چه شیوه ای برای حل مسئله رکود اقتصادی پیشنهاد می کنید؟

گوبانف -اول باید سیستم اقتصادی ایجاد کنیم که درمرحله اول به دولت اجتماعی پاسخگو باشد و به حاکمیت ملی ارزش قائل شود. اگر بخواهم کوتاه بگویم باید سیستمی ایجاد شود که در آن سرمایه اجتماعی حاکم باشد و هدفش این باشد که هزینه‌های اجتماعی را کاهش دهد و به طور قابل توجهی بیکاری، تورم، قیمت‌های سرکش و هرج و مرج در قیمت‌ها و همچنین ضد صنعتی نمودن را از بین ببرد. نکته دوم در مورد کشور ما این است که با نیازهای قانون یکپارچگی عمودی مطابقت داشته باشد.


- این چه معنایی دارد؟

گوبانف: مطابق قانون یکپارچگی عمودی، رانت و رانت‌جوئی در مورد کالاهای میانی از جمله در بخش معدن باید از بین برود و در حقیقت ارزش افزوده کالا هایی که روی آنها کار انجام می‌شود باید افزایش یابد. به طورخلاصه بگویم، باید به شکل دادن اقتصاد خودمان و ایجاد شرکت‌های بین‌المللی داخلی ارزش قائل شویم و نگذاریم که شرکت‌های بین‌المللی خارجی بازار داخلی ما را تصرف کنند.

سوم اینکه لازم است از بالا و از پایین زنجیره تولید با ارزش افزوده ایجاد کنیم و از بخش‌های استراتژیک، بخش هوائی، بخش کشتی‌سازی، اتومبیل‌سازی، الکترونیک، شبکه‌های سیستم پرداخت وغیره شروع کنیم و همین‌طور ادامه دهیم. قالب چنین زنجیره‌ای باید بین بخش‌های مختلف ایجاد یکپارچگی نماید و قدرت انجام کار به موقع ایجاد کند.

نکته چهارم این است که قدرت حرکت برای نوصنعتی شدن داشته باشیم، به گونه‌ای که در قالب سرمایه اجتماعی مشاهده گردد و مانع خصوصی شدن و تجاری شدن بخش های استراتژیک اقتصاد، انحصارهای اقتصادی، انحصاری شدن علم و تعلیم و تربیت، سلامت و بهداشت، فرهنگ و ورزش شود. به طور طبیعی تحقق این حرکت به جلو نباید روی کاغذ باشد بلکه باید کارعملی ظاهر شود. روسیه فقط از طریق سازمان دادن، ایجاد کادر و ساختار می‌تواند به تحول در زمینه نوصنعتی شدن دست یابد.  

در مجموع سیستم اقتصادی نو باید قادر باشد که به طور موفقیت‌آمیزی بحث نوصنعتی شدن را تضمین کند و این مسئله را از طریق حاکمیت سرمایه اجتماعی وهمچنین سیستم برنامه‌ریزی نو صنعتی و همزمان با تلفیق مستقیم و غیرمستقیم شیوه‌های تنظیمی و مدیریت همراه با اجرای برنامه هدف‌دار و برنامه‌های هنجاری انجام دهد.


- توسط چه چیزی باید شروع شود؟

گوبانف: در مرحله کنونی این مسئله باید با اشاره بالا صورت پذیرد، که از کمپرادور حاکم بر کرملین چنین انتظاری نیست. تحول در مورد نوصنعتی شدن فقط توسط کرملین ممکن است. کرملینی که از منافع کمپرادور به دور باشد و روحیه منافع ملی داشته باشد. صادقانه بگویم، نوصنعتی شدن نوع جدیدی از دولت می‌خواهد و این نو صنعتی شدن نیاز به تغییرات در قانون اساسی دارد.

به علاوه دولت به عنوان یک فوق ساختار سیاسی وضعیت اقتصاد ملی را نشان نمی‌دهد. دولت نه دانشمند است نه مهندس است، نه سازنده است، نه کارگر و نه نانوا. این نادرست است که فکر کنیم که دولت نوصنعتی شدن را از بالا انجام می‌دهد. وظیفه دولت این است که سیاست واحدی را در مورد نوصنعتی شدن داشته باشد و در چارچوب برنامه‌ای منظم فرایند آن‌را سازمان دهد. دولت سوسیالیستی شوروی به کارمندان در مورد صنعتی شدن فشار نمی‌آورد، بلکه یک برنامه قوی برای صنعتی شدن برای همه کارگران ایجاد کرده بود. به طوری‌که همه کارگران و ملیت‌های شوروی مشغول و درگیر آن برنامه شدند و همین‌که جنگ جهانی دوم شروع شد موفق گردیدند که پایه‌های پیروزی اتحاد جماهیر شوروی را علیه رژیم فاشیستی بنا کنند. تحلیل آن بدین‌گونه است که عمل دولت باید بدین‌گونه باشد که پایه‌هایی را برای برنامه‌ریزی نوصنعتی شدن روسیه با قدرت مردم ایجاد کند.


- این کار بر چه اساسی باید صورت گیرد؟

گوبانف: پایه این کار باید اطلاعات دقیق باشد. باید از چیزی که روشن باشد شروع گردد. اول اینکه حاکمیت ملی بر اقتصاد، سیستم بانکی، زیرساختارها، بر تجارت خارجی ایجاد گردد. پایه‌های حاکمیت دولت زمانی ایجاد می‌شود که سرمایه خارجی وجود نداشته باشد، از جمله اینکه هیچ سرمایه شخصی کمپرادور یا الیگارشی کمپرادور وجود نداشته باشد.

ثانیا وابستگی روبل را به ارزهای خارجی از بین ببریم و نرخ مبادله باید بر اساس سود ناشی از صادرات و قیمت‌های داخلی باشد و قیمت روبل باید نظم و ترتیب متمرکزی داشته باشد و با یک تجدید سازمان دقیق و اندیشمندانه این گرفتاری‌ها و معضلاتی که در بانک مرکزی وجود دارد ازبین برود.


- بنابراین فکر می‌کنید که تصمیم بانک مرکزی در شناور کردن روبل اشتباه بوده است؟

گوبانف: چه شناور کردن روبلی و بر پایه چه سیستم اقتصادی؟ این کار باید به طور خاص با نظم و ترتیب باشد. زمینه تجارت خارجی مشخصا چیز آسانی خواهد بود. چه مقدار کالا و با چه ارزشی صادر می‌شود و چه مقدار کالا وارد می‌شود؟ این‌را نمی توان یک مسئله پولی دانست هر چند که ذخائر غیر کالائی وجود دارد. بحث تجارت کالا در مقابل کالا است. چنین اصلی در تجارت خارجی به نفع اقتصاد عمومی از موضع سرمایه اجتماعی است.


- منظور تهاتر است؟

گوبانف: به هیچ وجه. اشکال مختلفی از مبادله وجود دارد که جریان تجارت خارجی را تضمین نماید. کلیرینگ (یا مفاصا حساب)، اعتبارات، توافق‌های اعتباری، وضعیت ارز در بانک مرکزی، همکاری بانک‌های بین‌المللی وغیره، از اشکال آن است که در همه آنها اصل، توازن تجاری است. این معنی را می‌دهد که کشور در اثر صادرات کالاهای خود پولی را دریافت می‌کند که در طول یک دوره برنامه‌ریزی شده آن‌را برای خرید تکنولوژی، ماشین‌آلات، وسائل و زمینه کار هزینه کند. بله، این پول برای خرید کالاها و تکنولوژی‌های دست اول نخواهد بود، بلکه این پول برای خرید تکنولوژی‌های قبلی است که می‌شود از آنها برای تولید کالاهای سطح اول درداخل کشوراستفاده کرد. ولی هیچ نگرانی در مورد نرخ روبل درچارچوب این سیستم وجود نخواهد داشت. به هر حال ما می‌توانیم این ذخائر را برای واردات کالا ظرف سه ماه نگه داریم که این کار کاملا عملی است. ولی حاکمیت سیستم اقتصادی کمپرادور وام خارجی ایجاد می‌کند. در چارچوب نظام برنامه‌ریزی شده تجارت خارجی از سفته‌بازی روی نرخ روبل جلوگیری می‌کند، نظام برنامه‌ریزی تمرکز دارد و غیر قابل نفوذ است. 

بعلاوه دولت تمامی کالاهای صادراتی داخلی را به قیمت داخلی و نزدیک به قیمت خودشان به روبل می‌خرد، در نتیجه قیمت خیلی پایین انرژی (برق، نفت، گاز و غیره) در محاسبه یک چیز خیلی کوچکی است. ما انرژی را ارزان‌تر به صنایع فرآوری داخلی می‌دهیم. یعنی در مورد منابع خام ما هزینه تولید را برای آنها حساب می‌کنیم. ما این اقدام را اقتصاد ملی و یا مانور نوصنعتی شدن می‌خوانیم که فقط بر پایه سیستم حاکمیت سرمایه اجتماعی است.    

در این استراتژی منافع شخصی و تجاری و جود نخواهد داشت. بلکه منافع دولت مردمی و اجتماعی وجود خواهد داشت. این استراتژی مربوط به این است که چگونه ارزش افزوده بیشتری را ازصادرات تولیدات صنعتی در چهار چوب کالاهای نهائی و رقابتی بودن بر اساس کیفیت و قیمت ایجاد کنیم. تمام این سیستم بر اساس ضریب فزاینده ارزش افزوده خواهد بود. هیچ منفعت دیگری وجود ندارد و دولت روسیه این مسئله اولویت‌دار را هنوز حل نکرده است. در حال حاضر ضریب ارزش افزوده ما 5/1 تا 6/1 است، در حالی‌که در کشورهای پیشرفته صنعتی بین 14 تا 16 است. این عقب‌افتادگی لازم است که از بین برود.


- شما می‌خواهید به گونه‌ای تفکرات الیگارش‌ها را عوض کنید؟

گوبانف: در چارچوب سیستم جدید الیگارش‌ها وجود نخواهند داشت. من در مورد حاکمیت دولت بر کمپانی‌های بزرگ صحبت می‌کنم. نیازی نیست که اموال را به مالکیت دولت باز گرداند، ملی شود و غیر خصوصی‌سازی شود که این صرفا یک فرمان دادن است. جائی که لازم است باید نوعی یکپارچگی عمودی که آسان‌سازی باشد و لوکوموتیو را به واگن وصل کند وامکانات ایجاد کند صورت گیرد. لازم است که ایجاد ارزش و موثر نمودن کار در زیرساخت‌ها صورت گیرد، به طوری‌که کار نه فقط برای سود جیب خود باشد بلکه برای منافع اجتماعی نیز باشد. بنابراین کار باید خودش انرژی ایجاد کند. مثل ترانسفورماتورهای برق از ژنراتورها که بتوانند ارزش خودشان را پیدا کنند. می‌توان به یک مثال اشاره کرد. در طول یک‌سال در شرکت کامیون‌سازی کاماز با این‌همه تشکیلات و وسائل 65 بار برق خاموش شده است. یک ربات جوشکاری 65 بار متوقف شده و یا کامپیوترها 65 بار خاموش شده‌اند. این چه تکنیکی است؟ تصور نمایید 65 بار ربات‌های جوشکاری در کارخانه‌ای که درآن دستگاه‌های پیچیده‌ای وجود دارد متوقف شوند. درحقیقت تاکنون در کرملین هیچ‌کس به هزینه‌ها و خسارات در قطع برق در مجموعه‌های صنعتی کشور فکر نکرده است. ازاینجهت که مقدار خیلی کمی از قدرت برق به مالکیت دولت باز میگردد(درمالکیت دولت است)و لازم است که برق بخش مهمی از سرمایه اجتماعی روسیه باشد.  


لازم است که سلامت، بهداشت و همچنین تحصیلات مردم ما غیر تجاری گردد. چنین اقداماتی اثر فزاینده اقتصادی ـ اجتماعی خواهد داشت. زمانی‌که این‌ها تضمین شوند ظرفیت اخلاق و روحیه سیاسی مردم را بالا خواهد برد. زمانی‌که در دوران قبل از مدرسه، دوران مدرسه، دوران دانشجوئی تضمین درمان وجود داشته باشد، برنامه‌های تعلیم و تربیتی، بورس‌ها، دسترسی آزاد به امکانات ورزشی، مناسبت‌های فرهنگی عمومی، نهادها و عملکردها وجود داشته باشد در آن‌صورت روحیه مردم به‌طور کامل عوض خواهد شد.

شاید اقدام مهم این است که برای نیروی کار انگیزه ایجاد کرد. ازجمله مهم‌ترین نوآوری این است که سیستم پرداخت برای کار موثر ایجاد شود. این موضوعی بود که در اواخر فروپاشی نظام شوروی مورد توجه قرارگرفته بود.


- آیا در این ساختار مشاغل کوچک و متوسط باقی می‌مانند؟

گوبانف: بله، این یک اقتصاد مختلط است که در آن تبلیغات‌چی‌ها و غوغاگران شغلی نخواهند داشت. مخصوصا عوام‌فریبان با واقعیت‌ها روبرو خواهند شد. واقعیت این است که همه به شغل‌های کوچک و متوسط کمک می‌کنند. مسئله مهم این است که چگونه شرکت‌های بزرگ را بین بخش‌های مختلف ایجاد کرد.     


- شرکت‌های کوچک همراه آنان خواهند بود؟

گوبانف: قطعا این‌گونه خواهد بود. در چارچوب سیستم زیست طبیعی برای هر نهنگ دریا مقدار زیادی ماهی کوچک وجود دارد. کجا شرکت‌های کوچک و یا متوسط می‌توانند سفارشات دولتی را انجام دهند؟ این بی معنی است. هر مقدار که سفارشات دولتی برای شرکت های کوچک و متوسط باشد به معنی فساد است. دولتی‌ها موظفند که سفارشات را به شرکت‌های بزرگ بدهند. بدون این مسئله روشن است که شرکت‌های کوچک و متوسط مثل ذراتی معلق در آبمیوه‌گیری هستند که به دور خودشان و از بالا به پایین می‌چرخند. این طبقه‌بندی به صورت عینی و ذهنی عوض نمی‌شود و از بین نمی‌رود. بین آنها ساختارهای مونوپل وجود دارد که روی کاهش هزینه‌ها کار می‌کنند. این به نفع همه از جمله شرکت‌های کوچک است. کاهش قیمت تعرفه و قیمت‌های حامل‌های انرژی تضمین‌کننده است. این به نفع شرکت‌های بزرگ، شرکت‌های متوسط و شرکت‌های کوچک است. همین‌طور نیز دسترسی به اعتبارات ارزان‌قیمت و قابل پرداخت برای آنها باید وجود داشته باشد. به طور کلی در این زمینه‌ها باید کنگره‌های تخصصی برگزار گردد که در آن فیزیکدانان، ریاضی‌دانان، اقتصاددانان، نفتی‌ها، شیمیدان‌ها، محققین، پزشکان، کشاورزان، تجار وغیره دور هم جمع شوند و صحبت کنند که چگونه اقتصاد به صورت مطلوب کار کند و آنها اقتصاد را منظم کنند. در دوره شوری نه تنها برنامه‌ریزی مرکزی وجود داشت بلکه در همه مناطق شوروی برنامه‌ریزها دور هم جمع می‌شدند و تصمیم می‌گرفتند.  


برگردان: محمد کردزاده کرمانی
منبع: مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین»


پایان نوشتار/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۱۰۴
 


ارسال