دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶ ,24 July 2017
۱
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۳۴
پروفسور "سرگی گوبانف" می گوید که من دلتنگی نسبت به دوران شوروی ندارم؛ آب از جویبار رفته به جویبار باز نخواهد گشت. ولی من مخالف این گفته هستم که در زمان شوروی همه چیز بد و بی‌اثر بود؛ باید از خوبی ها و موثر بودن آنها نیز صحبت کنیم. بحث دلتنگی نیست؛ باید ببینیم که چه دستاوردها و چه هزینه‌هایی داشته است. همه کشورهای پیشرفته دنیا از جمله امریکا از تجربه شوروی در مورد برنامه‌ریزی اقتصادی استفاده کردند. آنها هر چه را که در روسیه بود برداشت نکردند، بلکه نگاه کردند و قسمت‌های قوی و ضعیف برنامه‌ریزی روسیه را دیدند و آن‌را با سیستم اقتصاد ملی خود تطبیق دادند.
 
دیدبان روسیه: پروفسور "سرگی گوبانف" استاد اقتصاد دانشگاه دولتی مسکو، سردبیر نشریه اکونومیست و نماینده اتحادیه کارگران مسکو، گفتگویی تحت عنوان «رژیم کمپرادور روسیه به تار موئی بند است» با مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین» انجام داده است. این مصاحبه نشان می‌دهد که تفکرات برای بازگشت به نظام سوسیالیستی در روسیه هنوز قوی است و علیرغم فروپاشی نظام شوروری، اندیشه‌های سوسیالیستی همچنان به صورت یک دلتنگی (نوستالژی) در میان روشنفکران وجود دارد. "محمد کردزاده کرمانی" کارشناس ارشد وزارت امور خارجه این گفتگوی مفصل را به پارسی برگردان کرده و در اختیار دیدبان روسیه قرار داده است که طی ده شماره منتشر خواهد شد.


- آیا شما دلتنگی (نوستالژی) نسبت به دوران شوروی دارید؟

گوبانف: من دلتنگی ندارم. آب از جویبار رفته به جویبار باز نخواهد گشت. ولی من مخالف این گفته هستم که در زمان شوروی همه چیز بد و بی‌اثر بود. باید از خوبی ها و موثر بودن آنها نیز انتخاب کنیم. بحث دلتنگی نیست. باید ببینیم که چه دستاوردی داشته است و چه هزینه‌هائی داشته است. بحث نوستالژی من مهم نیست. ولی من می‌دانم که از دوران شوروی باید تجربیاتی را کسب کرد، توسعه داد و به‌کار برد. چرا باید به طورکلی برنامه‌ریزی برای ظرفیت سازی را رد کرد و کنار گذاشت؟ بنابراین برنامه‌ریزی باید برای افزایش قدرت روبل باشد و کار برنامه‌ریز باید برای بارور نمودن بهره‌وری کار باشد. ما اینجا دیگر نباید برای امریکائی‌ها باز باشیم.

همه کشورهای پیشرفته دنیا از جمله امریکا از تجربه شوروی در مورد برنامه‌ریزی اقتصادی استفاده کردند. آنها هر چه را که در روسیه بود برداشت نکردند، بلکه قسمت‌های درست و خوب آن‌را بردند. آن‌ها نگاه کردند و قسمت‌های قوی و ضعیف برنامه‌ریزی روسیه را دیدند و آن‌را با سیستم اقتصاد ملی خود تطبیق دادند.

بنابراین ما باید بر اساس بهره‌وری در هر ساعت کار عمل نماییم. یعنی حساب کنیم که بهره‌وری هر فرد در هر ساعتی که کار می‌کند چه مقدار است. اگر می‌خواهیم این بهره‌وری افزایش یابد باید به تکنولوژی‌های جدید و با بهره‌وری بالا بها دهیم و این یک سرمایه‌گذاری برای ارزش افزوده است. در دوره شوروی در سال‌های 1950 همه چیز بر اساس حساب اقتصادی سرمایه‌گذاری می‌شد و حتی حمایت‌های خودشان به صورت مجزا و خیلی محکم حسابرسی می‌شد. هر چیزی وجود داشت به جز افزایش قیمت و سود که مورد علاقه مقامات نبود. چنین طرحی درست نبود. سود که از مناسبات تولیدی جدا بود، رشد علمی تکنیکی را دفن کرده بود. آنها به این نتیجه رسیده بودند که تشکیل سرمایه و سرمایه‌گذاری موجب رشد کارائی نمی‌شود، بلکه باعث رشد تورم می‌شود. همه رقبای بزرگ ما اصل حسابرسی جداگانه و مجزا را رد می‌کنند. به جز این ما برای یکپارچگی عمودی به جلو رفته‌ایم برای اینکه شرکت‌های چند ملیتی خودمان را تشکیل دهیم. با به قدرت رسیدن فراکسیون‌هائی از افرادی محبوب چون گورباچف و خروشچف انقلاب سازمانی به زوال رفت وشرکت‌های چند ملیتی آنها شکل نیافت. آنها ضعف این شرکت‌ها را نفهمیدند. هر چند که متخصصین خارجی که وضع ما را تحلیل می‌کردند این ضعف ما را بهتر از ما درک کردند. البته طی بیست و پنج سال گذشته ما بیکار ننشسته‌ایم. بلکه در مورد نقاط مثبت و نقاط منفی دوره شوروی تفکر کرده‌ایم و بنابراین یک سیستم مطلوب اقتصاد کلان در حال برنامه‌ریزی است، برنامه‌ریزی برای بهره‌وری و کارائی تولید تا کارائی در حیطه اجتماعی.

مهم‌ترین مسئله امروزی ما دولت الیگارشی کمپرادور است که نظم و اصل ندارد، بلکه به طور جدی به خاطر ویژگی‌های سیاسی درونی آن بحران سیستمی را افزایش می‌دهد. کرملین کمپرادور برای نوصنعتی شدن نمی‌باشد. در بهترین شرایط به‌عنوان مرحله ای از الگوی جدید می‌تواند عمل کند. هیچ شکی در این زمینه وجود ندارد که اگر قدرت و ثروت در دست کمپرادورها باشد نوصنعتی شدن روسیه تحقق نمی‌پذیرد. این کار در چارچوب آن‌گونه سیستم سیاسی انجام می‌گیرد که دولت و مالکیت برپایه سرمایه اجتماعی باشد.  


- آیا با افراد کنونی دولت کار نمی‌کند؟

گوبانف: نه تنها کار نمی‌کند، بلکه کار کردن مطلقا ممکن نیست. این ساده‌اندیشی است که فکر کنیم دولت کنونی را نگه داشت و مدودف و پوتین را با شخص‌های دیگری عوض کرد و دولت به راحتی کار کند. دستور کار این است که چگونه سیستم کمپرادور را برای حاکمیت ملی و اجتماعی که برای جامعه و دولت کار کند عوض کنیم. اصول آن ساده است. سیستم نو و کادر نو به جای سیستم قدیمی و کادر قدیمی. تا به حال که سیستم بر اساس کمپرادور بوده است، علاقمند بوده که میهن‌پرستی را به کمپرادور بفروشد حال هر کس که رئیس و فرمانده باشد هر ویژگی که مالکیت داشته باشد این ویژگی دولت است. این به‌طور عینی قانون تاریخ است. این فکر را من ایجاد نکرده‌ام.

ساختار دولت هر چه که باشد تابع سرمایه‌داری کمپرادور است که موثر نیست. دولت درشکل کنونی برای حل مسائل اساسی کشور ایجاد نشده است، از این جهت وضعیت فقط به نفع افراد و اشخاص دولتی است. دولت نه توان حل مسائل را دارد، نه ظرفیت آن‌ را؛ نه کادر با کیفیتی دارد و نه ساختار مناسبی؛ آن‌گونه که در اسناد عمل شده و آن‌گونه که در قانون اساسی است نکاتی در مورد دولت اجتماعی وجود دارد، ولی از هیچ‌کدام از آن‌ها برای تشکیل دولت اجتماعی استفاده نشده، بلکه عملا کمپرادور قبیله‌ای ایجاد شده است. برای حل مسئله توسعه به دولت همکار با توده‌های کارگران مخالف نیاز است و نه یک فرد و استبداد فردی. اگر هر دولت پیشرفته اروپائی را در نظر بگیریم همه جا حزب است که برنامه‌ها را به پیش می‌برد. در حالی که ما این‌جا الیگارشی قبیله‌ای داریم. اگر اشتباه نشود، آن‌گونه که پوتین یک‌بار گفته گوئی الیگارش‌ها بر کرملین اثری ندارند، که متاسفانه درستی این گفتار کم است. تاثیر الیگارش‌های قدیمی شکست‌خورده وسیع نیست، از آن‌رو که الیگارش‌های جدیدی پیدا شده‌اند. تاثیر پوتین و «دریپاسک» کم است. اول این‌که «عثمانوف» که در ترکیب قبلی بوده کاملا تاثیرگذار است. ثانیا ترکیب دومی از الیگارش‌ها تحت عنوان تعاونی دولتی ایجاد شده است. «چوبایس» از روس‌نانو، «کرینکو» از روس‌اتم، «گرف» از «سیبربانک» هر کدام در این لیست طولانی قرار دارند. در مجموع حقیقت این است که الیگارش‌های قدیمی از اثر قبلی برخوردار نیستند، ولی این معنی را نمی‌دهد که الیگارش‌های جدیدی و جود ندارد.

پس در این‌صورت تعاونی دولتی نه تنها جاهلانه است، بلکه ویژگی یکپارچگی عمودی و زنجیره ارزش افزوده را ندارد. زمانی‌که بخش دولتی برای منافع شخصی و غنی‌سازی فردی کار می‌کند بر خلاف آمال و در خواست‌های اجتماعی، مخرب‌ترین تاثیر را بر فروپاشی اقتصادی دارد. مشابه دوره شوروی که اصل دخل و خرج موجب فروپاشی شد، برای این‌که شرکت‌های با حساب دخل و خرج برای بورژوازی سایه کار می‌کردند، بنابراین حساب اقتصادی که از دوره شوروی بجای مانده و نگهداری این حساب از آن دوران بی‌معنی است. شرکت‌های دولتی به اینجا رسیده‌اند که از حساب پرداخت‌کنندگان مالیات برای خود تحصیل سود کنند، در مقابل سرمایه خارجی باز شوند و در راه غیر صنعتی کردن و فقیر کردن جامعه قدم بردارند.

برگردان: محمد کردزاده کرمانی
منبع: مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین»


پایان نوشتار/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۱۰۵
 


ارسال