دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵ ,23 January 2017
۰
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۱۴
اقتصاد سیاسی روسیه کنونی (قسمت ششم)
صندوق رفاه ملی ـ یک پارادیم قدیمی
 
پروفسور "سرگی گوبانف" استاد اقتصاد دانشگاه دولتی مسکو، سردبیر نشریه اکونومیست و نماینده اتحادیه کارگران مسکو معتقد است که درهر شرایطی تهدید فروپاشی درونی ساختار دولت سرمایه‌داری کمپرادور و همه آثار وعواقب آن وجود دارد به خصوص آنکه ذخائر دولت بیش از 44 هفته پرداخت‌ها نیست و این کم‌تر از یک‌سال است. بدهی خارجی دو برابر بیشتر از ذخائر ارزی است. در این چارچوب رشد بدهی خارجی از ذخائر ارز سبقت می‌گیرد و این از استاندارد خارج است و به نفع کشور نیست.
 
دیدبان روسیه: پروفسور "سرگی گوبانف" استاد اقتصاد دانشگاه دولتی مسکو، سردبیر نشریه اکونومیست و نماینده اتحادیه کارگران مسکو، گفتگویی تحت عنوان «رژیم کمپرادور روسیه به تار موئی بند است» با مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین» انجام داده است. این مصاحبه نشان می‌دهد که تفکرات برای بازگشت به نظام سوسیالیستی در روسیه هنوز قوی است و علیرغم فروپاشی نظام شوروری، اندیشه‌های سوسیالیستی همچنان به صورت یک دلتنگی (نوستالژی) در میان روشنفکران وجود دارد. "محمد کردزاده کرمانی" کارشناس ارشد وزارت امور خارجه این گفتگوی مفصل را به پارسی برگردان کرده و در اختیار دیدبان روسیه قرار داده است که طی ده شماره منتشر خواهد شد.


► همه شرکت های دولتی در حقیقت برای بدست آوردن پول و سرمایه صندوق رفاه ملی می‌جنگند. این پول به نظر شما کجا خرج میشد؟

مشابه این سئوال این مسئله را مطرح می‌کند که ما چگونه در الگوی صادرکننده مواد خام باقی بمانیم ولی جائی سرمایه را مصرف نکنیم که در کل بی نتیجه باشد.


► و همه این سرمایه‌ای که ما در این صندوق داریم باید به اقتصاد برگردد، کجا باید سرمایه‌گذاری و تراکم سرمایه صورت پذیرد؟

بر اساس سیستم جدید از آنها باید برای خرید ابزار و ادوات، ماشین‌آلات، تکنولوژی و ایجاد شغل استفاده شود.


► آیا خود ما از این‌ها نمی‌توانیم استفاده کنیم؟

این دقیقا وظیفه سیستم برنامه‌ریزی جدید است. لازم است که ما هر چه زودتر سرمایه‌گذاری کنیم چیزی که برای ما کافی نیست. چیزی که ما لازم داریم این است که زنجیره تکنولوژی را از مرحله استخراج از معادن تا مرحله تولید نهائی تکمیل کنیم. این بحث که ممکن است که از منابع صندوق رفاه ملی استفاده بشود و یا نشود، به معنی باقی ماندن در پارادایم قدیمی است.


► بنابراین ما تاکنون از آن نجات نیافته‌ایم؟

دقیقا همین است. ما به هیچ وجه خودمان را از این سیستم بی‌فایده آزاد نکرده‌ایم. برای اینکه بحث این است که هر کجا که این سرمایه‌ها هزینه شود نتیجه‌ای ندارد. حرف‌های بزرگی زده می‌شود، بجز اینکه گفته شود که سرمایه‌های پرداخت‌کنندگان مالیات چگونه به سود شخصی تبدیل می‌شوند. در این مورد لازم است که صادقانه گفت و تفاوت قائل شد که سئوالات ما بر پایه چه سیستمی قرار دارد. ولی در حقیقت ممکن نیست با کارهائی که امثال کودرین انجام می‌دهند انجام شود. آن‌ها با سئوالات صادقانه‌ای روبرو هستند. نباید به سیستم‌هایی برای حفظ سیستم قبلی چسبید که کشور را بلاتکلیف کرده است.

بی معنی است که به سئوالات صادقانه‌ای چسبید بدون اینکه به راه‌حلی فکر کنیم. بدون اینکه بحث دولت و ثروت حل شده باشد. نکته اینجاست. وقتی که بحث درباره سیستم اجتماعی نو می‌شود در آن صورت لازم است که ازدولت نو شروع شود. در این صورت یک سئوال اساسی و بزرگ مطرح است. یا اینکه نوسازی دولت از بالا شود که بهترین راه است و یا اینکه در نقطه فعلی بمانیم و رشدی نداشته باشیم. در این صورت تخریب سیستم قدیمی فقط از پایین شروع می‌شود.


• برنامه‌ریزی راه حلی برای فائق آمدن بر مشکلات وجود ندارد

► ما در حال حاضر در رکود هستیم. من شک دارم که فردا بتوانیم دولت را عوض کنیم. در چارچوب چنین مدیریتی برای چه مدت در رکود خواهیم بود؟ آیا می‌شود این را به نحوی کاهش داد و یا اینکه اعتراض اجتماعی و آشوب خواهد شد؟

بدون برنامه‌ریزی راه حل دیگری وجود نخواهد داشت. در حال حاضر هنوز بدترین شرایط وجود ندارد. بدترین وضعیت وقتی است که اثر فزاینده رکود ما به گروه هفت برسد و این در اوائل سال 2016 می‌باشد. زمانی‌که قیمت نفت کاهش می‌یابد و ذخائر به انتها می‌رسد و کرملین پول الیگارش‌ها و حکومت‌های منطقه‌ای را نمی‌تواند بپردازد.

ذخائر دولت بیش از 44 هفته پرداخت‌ها نیست و این کم‌تر از یک‌سال است. بدهی خارجی دو برابر بیشتر از ذخائر ارزی است. کودرین، اولکایف، نابلینا و سایر مقامات شخصا باید در این زمینه پاسخگو باشند، خارج از این‌که این‌ها به کرملین پاسخگو باشند و یا نباشند. در این چارچوب رشد بدهی خارجی از ذخائر ارز سبقت می‌گیرد و این از استاندارد خارج است و به نفع کشور نیست. البته اقدامات ضد بحران سال 2008 تکرار نمی‌شود. اول اینکه در خزانه کسری بودجه وجود دارد. دوم اینکه اقدامات پولی بی‌فایده است. بحران تورم فروکش نکرده است. فهرست‌بندی بودجه منابع ندارد. کرملین نمی‌تواند یارانه بدهد و کسر بودجه مناطق روسیه را تامین کند. در این صورت نمی‌توان حمایت خرید. نخبگان محلی و روسای جمهوری‌های مناطق در جستجوی سرمایه خارجی برای گریز از مرکز خواهند بود. تورم و گرانی و بی‌ارزش شدن روبل به سرعت به توده‌ای از ماده آتش‌زا برای اعتراضات اجتماعی بدل خواهد شد.

این وضع منجر به تلخی بیشتر مردمی خواهد شد که بی‌جهت ده‌ها سال خسارت دیده‌اند و عدم عدالت اجتماعی و انحطاط عمومی را حس کرده‌اند. از طرف دیگر شکاف در دولت باعث می‌شود که عده‌ای سرمایه‌ها را به خارجیان بفروشند، عده‌ای دیگر سعی کنند که وضع موجود را حفظ کنند و عده سوم بر منافع ملی تاکید کنند. درهر شرایطی تهدید فروپاشی درونی ساختار دولت سرمایه‌داری کمپرادور و همه آثار وعواقب آن وجود دارد.


► آیا این وضعیت در سال آینده اتفاق می‌افتد؟

می‌توان این‌گونه گفت که این نزدیک‌ترین چشم‌انداز سیستمی است که برنامه‌ریزی ندارد. رژیم کمپرادور فقط به تار موئی بند است. یک قدم نادرست، یک جرقه کوچک منجر به آزاد سازی انرژی نامشهود مردمی خواهد شد. تاکنون مردم به کرملین شانس داده‌اند و هنوز به معجزه و نجات دادن توسط آن اعتقاد دارند. ولی کرملین وقت زیادی را از بین برده است. اقدامات خارق‌العاده ای می‌خواهد که جلو این تهدید را بگیرد، مثلا باید برنامه صحیحی در مورد ارائه اعتبار به بخش صنعت و کشاورزی ایجاد گردد، حساب‌های ارزی را متمرکز کند، تعرفه‌های حمل و نقل انرژی و هزینه‌های خانوارها را افزایش ندهد که قدرت خرید مردم به این‌ها وابسته است. یک کارت اجتماعی برای افراد فقیر ایجاد شود. افراد نا صالح از امور کنار گذاشته شوند. ما باید اقدامات جدی برای منافع عمومی انجام دهیم. هنوز به طور کامل کار صنایع ارزش‌گذاری و سازمان داده نشده‌اند. باید تاکید لازم بر توزیع عادلانه درآمدها و کالاها صورت گیرد.

من در سال 2013 نوشتم که اشتباه بودن الگوی صادرات نفت چیزی مخفی نیست. من سعی کردم که تفکر ساده‌ای را برسانم که این الگو شکست و خرابی به بار می‌آورد و جدا از سال 2008 پایه‌ای را برای شکست ایجاد می‌کند. نکته دوم این است که در آن زمان بحران مالی به بحران سیاسی تبدیل نشد. ولی در حال حاضر رکود بزرگ در روسیه به طور خودکار از بحران اقتصادی به بحران سیاسی تبدیل می‌شود. این چیزی است که شش سال قبل وجود نداشت. تا آن‌جا که به تقاضای نفت مربوط است اتحادیه اروپائی پایه‌هایی را برای منابع انرژی ایجاد کرده است و مخصوصا برای فصل زمستان که لازم است انرژی را ذخیره کرده است. ولی از سال 2008 اروپا به سیاست انرژی امریکا به عنوان عامل و یا هنجار جدید ملحق شده است.

به طور خلاصه می‌گویم که بازار جهانی انرژی به طور کامل کنترل و دستکاری می‌شود، پس هرگونه محاسبه‌ای که برای روند بالا رفتن قیمت نفت باشد در طول دو سال آینده بی‌پاسخ نخواهد بود. بنابراین قیمت نفت در طول دو سال آینده افزایش نخواهد یافت و این برای روسیه با توجه به اینکه ذخائر ارزی روسیه فقط برای 44 ماه کفایت می‌کند دورانی بسیار بحرانی خواهد بود. گوئی این که دوران تحول فرا رسیده است و برای کرملین بسیارعاقلانه است که عقل به خرج دهد و به منافع عمومی و به سیستم برنامه‌ریزی که مورد توافق عمومی است بازگردد.


► دراین‌صورت مردم امور را بدست می‌گیرند؟

درهمه کنفرانس‌ها شنیده شده است که تنها راه حل انقلاب نیست. این‌که گفته می‌شود انقلاب چیزی است که هیچ‌کس نمی‌خواهد باید ثابت شود. ولی چیزی که منافع عمومی را تهدید می‌کند و به مردم فشار می‌آورد از جمله وضعیت تولید است، بودجه و همه پایه‌های نادرست آن است و تعارضات و برخوردها بین گفتار و عملکرد است. اگر کرملین از تاریخ درس نگیرد و قوانین آن‌را به هم بریزد دراین صورت معلوم نیست که تاریخ سرسختانه چه درس‌هائی به کرملین یاد خواهد داد؟ لحظه‌های تاریخی به صورت اجتناب‌ناپذیری فرا می‌رسند. وضعیت طی دو سه سال آینده بحرانی خواهد بود. زمان زیادی برای مانور وجود ندارد. مردم انتظارحرف ندارند، انتظار عمل دارند. اگر زمان دوباره بیهوده هدر رود، در آن‌صورت باید آماده تحول شدید باشید، چیزی که قبلا مورد توجه هیچ‌کس قرار نگرفته است.

تاریخ قوانین خود را دارد. هنوز روزنه کوچکی از امکانات وجود دارد. به تخیل دلخوش مباشید که چگونه کرملین در حال حاضر خیال می‌کند. فراکسیون کمپرادور در جهانِ توهماتِ منافع دلاری و محاسبات خود زندگی می‌کند و به طور کامل از واقعیت‌ها و عملکرد خطرناک توده‌ها جداست. شک نداشته باشید که مردم ما به قدرکافی قدرتمندند و از لحاظ تاریخی عاقل و دارای همبستگی اجتماعی، به طوری‌که راه خروج از وضعیت بحرانی کنونی کشور که دولت و دارائی‌های ما که توسط کمپرادورهای فرصت‌طلبی که با روابط به مسند قدرت رسیده‌اند به تباهی رفته است را پیدا می‌کنند. روسیه از بین نمی‌رود. البته غربی ها منتظر نمی‌مانند و همراه با کمپرادور روسیه برای از بین بردن سوسیالیسم، قدرت و استقلال روسیه از هیچ کوششی فروگذار نخواهند کرد.         

برگردان: محمد کردزاده کرمانی
منبع: مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین»


پایان نوشتار/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۱۰۶
 


ارسال