سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ ,21 November 2017
۰
تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۰۱
تشابهات نسبی ساختار اقتصادی ایران و روسیه از لحاظ وابستگی به درآمدهای نفتی و اقتصاد بر پایه رانت منابع طبیعی ضرورت توجه به تجربیات و نقدهای متفکرین روسی در مورد اقتصاد آن کشور را برای ایران آشکار می‌سازد. پروفسور "سرگی گوبانف" معتقد است که الگوی رشد اقتصادی توسط صادرات مواد خام برای روسیه دیگر ممکن نخواهد بود و این نکته‌ای است که مقامات جمهوری اسلامی نیز باید به آن توجه داشته باشند.
 
دیدبان روسیه: پروفسور "سرگی گوبانف" استاد اقتصاد دانشگاه دولتی مسکو، سردبیر نشریه اکونومیست و نماینده اتحادیه کارگران مسکو، گفتگویی تحت عنوان «رژیم کمپرادور روسیه به تار موئی بند است» با مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین» انجام داده است. این مصاحبه نشان می‌دهد که تفکرات برای بازگشت به نظام سوسیالیستی در روسیه هنوز قوی است و علیرغم فروپاشی نظام شوروری، اندیشه‌های سوسیالیستی همچنان به صورت یک دلتنگی (نوستالژی) در میان روشنفکران وجود دارد. "محمد کردزاده کرمانی" کارشناس ارشد وزارت امور خارجه این گفتگوی مفصل را به پارسی برگردان کرده و در اختیار دیدبان روسیه قرار داده است که طی ده شماره منتشر خواهد شد.


► مقدمه مترجم:

تشابهات نسبی ساختار اقتصادی ایران و روسیه از لحاظ وابستگی به درآمدهای نفتی و اقتصاد بر پایه رانت منابع طبیعی ضرورت توجه به تجربیات و نقدهای متفکرین روسی در مورد اقتصاد آن کشور را برای ایران آشکار می‌سازد. پروفسور سرگی گوبانف در این مصاحبه معتقد است و ثابت نموده که الگوی رشد اقتصادی توسط صادرات مواد خام برای روسیه دیگر ممکن نخواهد بود. این نکته‌ای است که مقامات جمهوری اسلامی نیز باید توجه داشته باشند. او می‌گوید صادرات مواد خام یک الگوی استعماری و واسالی است که روسیه را به مستعمره غرب تبدیل نموده است و این الگوی استعماری از طریق تحریک نیروهای مولد در چهارچوب قانون همگرائی و یکپارچگی عمودی و ایجاد زنجیره ارزش افزوده (که در ترجمه مصاحبه اول سرگی گوبانف توضیح داده شده) باید از بین برود.

او می‌گوید رشد در چهارچوب صادرات نفت و مواد خام رشدی تصنعی است و چیزی بیش از بازی با حاصل جمع صفر نیست. وی این موضوع را از طریق انتگرال تراز بازرگانی خارجی ثابت نموده و به این نتیجه رسیده است که درآمدهای نفتی کشور را صنعتی نمی‌کند. وی معتقد است که شعارهای جامعه پسامدرن و پساصنعتی برای کشوری که به صادرات مواد خام وابسته است مزخرفاتی بیش نیست. توجه وی به عملکرد فدرال رزرو امریکا که دلارهای تصنعی و بدون اعتبار به مقدار 5/4 تریلیون دلار در جهان منتشر ساخته است و استفاده امریکا از سیستم «تولینگ» در خرید مواد خام و همچنین واردات تورم توسط ورود دلارهای نفتی به روسیه از نکات جالب و برجسته این مصاحبه است. دراین مصاحبه تاثیرتکنولوژی «انرژی سبز» اروپا بر بازار انرژی برای پایین آوردن قیمت نفت در بازار جهانی مورد توجه قرار گرفته است.

گوبانف خصوصی‌سازی اموال عمومی توسط دولت را به طور جدی زیر سئوال برده و می‌گوید دولت حق نداشته که اموال و سرمایه‌هایی که متعلق به عموم مردم بوده است بفروشد و یا به بخش خصوصی انتقال دهد و با پول عموم مردم مالیات دهنده الیگارشی مالی ایجاد کند. او می‌گوید این اموال باید مجددا ملی شده و تحت نظارت عالی دولت اجتماعی قرار گیرد. او در نهایت به صورت دقیقی مرزهای سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی را مشخص ساخته است.

تاکید اصلی او بر بحران سیستمی در نظام اقتصادی سیاسی روسیه است و می‌گوید علی‌رغم انقلاب کمونیستی در 1917 و فروپاشی نظام کمونیستی در 1991 این بحران سیستمی همچنان وجود دارد و تا زمانی که این بحران سیستمی موجود است روسیه نه نوصنعتی خواهد شد و نه قدرتمند.      

 
► برای ایجاد حاکمیت سرمایه مستقل چاره‌ای جز فروپاشی روسیه وجود ندارد

علت صنعتی نشدن کشور چیست و چرا دیگر نباید مردم را با پول آرام کرد؟ هیچ چیز آموزنده‌تر از تجربه شوروی در تاریخ جهانی وجود ندارد. گوبانف بر این نظر است که الگوی رشد توسط صادرات مواد خام دیگر ممکن نخواهد بود و رشدی که در سال‌های اخیر وجود داشته صرفا تورم پولی ایجاد کرده است.

زمانی دزدان دریائی طلای بومیان و محلی‌ها را با کالاهای شیشه‌ای عوض می‌کردند، ام بعدا واشنگتن به اینجا رسیده که حتی شیشه هم به آنها ندهد.

 
آقای گوبانوف شما در مجله «اکونومیست» در اوایل سال 2012 زمانی که قیمت نفت بالا بود و همه چیز خوب بود پیش‌بینی کردید که روسیه با رکود مواجه می‌شود. به نظر شما پس چرا رکود آغاز شد؟ آیا آن دلائل خارجی داشت و یا اینکه این رکود صرفا ناشی از مسائل و مشکلات داخلی است؟  
 
در مورد احتمال رکود در کشور ما (بدون رکود در گروه هفت) در مقاله ای تحت عنوان «آیا احتمال رکود جهانی سال 2012 وجود دارد؟» که در ژانویه سال 2012 منتشر شده، اشاره شده است. این اولین اخطار من نبود. قبل از آن نتیجه گیری دو بخشی بود که من در سال‌های 2008 – 2009 در یک سلسله برنامه ضد بحرانی با اجرای «مراد موسین» در رادیو مسکو بیان نمودم. بخش اول حاکی از آن بود که روسیه به سرعت بالای رشد صادرات مواد خام باز نمی‌گردد و بخش دوم شکل سخت تر این است که روسیه دیگر هیچگاه رشد اقتصادی بر پایه مواد خام نخواهد داشت. هر دو ارزیابی خیلی قبل تر از انتشار مقاله ژانویه صورت گرفته بود.  
 

پس چرا رشد اقتصادی توسط صادرات مواد خام هیچ وقت محقق نخواهد شد؟ چرا آن الگو که موفقیت‌آمیز بود و ما بر پایه آن زندگی می‌کردیم فروپاشید؟
 
اجازه فرمایید که توضیح دهم. الگوی صادرات مواد خام موفقیت آمیز نبود. تنها نتیجه ای که می توانست بدهد و داد رشد ساختگی تولید ناخالص داخلی، تورم و آنچه که من در سال 2003 آن را رشد بدون توسعه نامیدم بود. علت این نوع رشد تورم دلارهای نفتی است. در حقیقت تورم دیوانه وار را «متخصصینی» از جمله لیبرال‌های کلامی "ретролибералов" (منظور لیبرال‌هایی است که حرافند و عملا وبه صورت واقعی لیبرال نیستند- مترجم) از دارو دسته «کودرین» و «گورویچ» نمی‌بینند. آنها به تحلیل عوامل رشد تا بحران سال 2008 پرداختند. هر چند که چیز جدیدی در این تحلیل بجز تنها و مهمترین فاکتور که علم از مدتها قبل راجع به آن صحبت کرده است یعنی تورم دلارهای نفتی وجود ندارد.
 
تاکید می شود بحث در مورد دلار نفتی است. نباید در مورد دلار امریکا به صورت انتزاعی آنگونه که «میخاییل خازین» آن را بکار می برد و منتظر ورشکستگی آن در روزهای آینده می باشد بحث شود. امریکائیها دو نوع سیستم دلار ایجاد نموده‌اند که یکی دلار داخلی برای رواج در داخل کشور که 99 درصد آن الکترونیکی و غیر نقدی است و نوع دوم خارجی و به شکل ذخیره ارزی برای بقیه جهان است. ویژگی و پایه این چیست؟ امریکا در مورد قدرت خرید دلار خارجی هیچ مسئولیتی ندارد و تعهدات کالایی را بر عهده نمی گیرند. در مقابل ذخائر دلاری آنها آماده اند هر نوع بورس کاغذی را که میل داشته باشید (سهام و اوراق قرضه) بدهند، ولی نه کالای واقعی، نه تکنولوژی و نه ظرفیت اشتغال. انبوه فروش کالا فقط با دلار داخلی تضمین می‌گردد.

امریکا با کمک دلار خارجی به عنوان ذخایر ارزی جهانی منابع بقیه جهان را خالی می‌کند و کالای واقعی را با دلار داخلی مبادله می کند،ولی درقبال واردات کالای خارجی کالائی ارائه نمی کند. زمانی بود که دزدان دریایی در میان قبائل بومی محصولات شیشه‌ای را با طلا مبادله می کردند. در حال حاضر واشنگتن حتی نیاز به شیشه ندارد، کاغذ کافی است. بنابراین در چنین وضعیتی دلار نفتی در خدمت مبادله نابرابر کالا است. اهرم استقرار سلطه جهانی امریکا یا جهانی شدن بر پایه دو سیستم دلار تمایلات امریکا می‌باشد. سیستم دو دلاری از زمانی که شناخته شده خیلی ساده و قابل فهم بوده است. متاسفانه بسیاری از نویسندگان که در تصور ورشکستگی دلار هستند در موارد زیاد کور هستند. آنها قوانین پایه ای توسعه جهان اقتصادی معاصر، آن واقعیت را که روسیه بعد از فروپاشی شوروی به مستمعره مواد خام امپراتوری دلار تبدیل شده نمی‌بینند. بنابر این کشور ما کالا را صادر می‌نماید و در عوض تورم را وارد می کند.

برگردان: محمد کردزاده کرمانی
منبع: مجله روسی‌زبان «بیزینس آنلاین»


پایان نوشتار/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۵۷۴
 


ارسال