دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵ ,23 January 2017
۰
تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۵
دیدبان روسیه این هفته برای بررسی بیشتر جایگاه اروپا در دكترين نوین سياست خارجي روسيه و آینده روابط این کشور با قاره سبز به گفتگو با دکتر "علیبمان اقبالی زارچ" سفیر اسبق ایران در رومانی و کارشناس ارشد معاونت اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه پرداخته است.
 
دیدبان روسیه: دکترین جدید سیاست خارجی روسیه در 30 نوامبر به فرمان "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه به تصویب رسید و جایگزین سند قبلی ‌شد. اگر چه برخی موضوعات این سند مثل سند قبلی به قوت خود باقی‌ است، اما این سند به طیف وسیعی از موضوعات از جمله روابط متقابل با آمریکا و ناتو، اولویت‌های فدراسیون روسیه، توسعه طلبی ناتو و اتحادیه اروپا عامل تیرگی مناسبات با غربی‌ها، توسعه طلبی ژئوپولتتیکی ناتو و اتحادیه اروپا توجه کرده است. دیدبان روسیه این هفته برای بررسی بیشتر جایگاه اروپا در دكترين نوین سياست خارجي روسيه و آینده روابط این کشور با قاره سبز به گفتگو با دکتر "علیبمان اقبالی زارچ" سفیر اسبق ایران در رومانی و کارشناس ارشد معاونت اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه پرداخته است.
 
 
► جایگاه و  اهميت  اروپا در سه سال گذشته روسیه چه بوده است؟

ابتدا ضرورت دارد تا اشاره ای به حوادث و اتفاقاتی که در ربع قرن پیش در حوزه اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد و منجر به فروپاشی شوروی و بزرگترین سرزمین جغرافیایی جهان شد، بنماییم. در واقع در روزهای پایانی دسامبر 91 بود که ناآرامی ها در مسکو موجب گردید تا اوضاع از کنترل و نظارت ساختار قدرت مرکزی خارج شود و به هر حال زمینه فروپاشی شوروی سابق و شکل گیری 15 کشور جدید فراهم شود. در واقع به این دلیل که یکی از مباحث ما هم در مورد همکاری روسیه با حوزه CIS است، شاید باید گفت که شکل گیری CIS در واقع نقطه شروع فروپاشی شوروی سابق بود و در اجلاسی که سران روسیه، اوکراین و روسیه سفید در آن زمان یعنی در اوایل دسامبر 91 برگزار کردند و توافق پنهانی را بدون اطلاع آقای گورباچف امضا کردند، ضربه نهایی به پیکره شوروی سابق بود و غربی ها به یک رویای دیرینه خودشان دستیابی پیدا کردند و مهم ترین واقعه سیاسی و بین المللی جهان بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت.

بعد از فروپاشی شوروی و شکل گیری جمهوری های جدید که در بین آن ها روسیه به عنوان مهم ترین جمهوری، ساختار حاکمیت خود را سر و سامان داد، روابط با اروپا و جهان غرب و حوزه حوزه یوروآتلانتیک، همواره یکی از اولویت های مقامات روس بود و علی رغم این که در این دوره سه دیدگاه مختلف در روسیه برای نوعی تعامل با غرب وجود داشت، بیشتر تمرکز بر نوعی تعامل و همراهی نزدیک با اتحادیه اروپا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو بود  این روند تا اواخر قرن بیستم ادامه پیدا کرد.

زمانی که نیروهای ناتو کوزوو را مورد حمله قرار دادند، تجربه تلخی برای روس ها شکل گرفت و از آن موقع بازنگری جدی در روابط روسیه و ناتو شروع شد، گرچه ناتو تلاش کرد که در سال های پس از آن تا 2003 و 2004 و 2008 هم تعاملات خود را با روسیه ترمیم کند، اما روس ها به مرور زمان دریافتند که اشتهای ناتو برای گسترش بشرق سیری ناپذیر است و به هر حال تداوم گسترش ناتو به شرق و رسیدن به مرزهای روسیه می تواند برای امنیت آن ها خطرناک باشد.

 و اما  اگر بخواهیم تعاملات مسکو و بروکسل در سه سال گذشته اشاره کنیم، روابط روسیه و اروپا بیش از هر چیز متاثر از تحولات اوکراین بوده است که مقطعی جدید و حساس در عرصه بین الملل و روابط روسیه با اروپا و با حوزه نفوذ خود محسوب می شود. روس ها در تحولات اوکراین نشان دادند که حاضر به تداوم رویکرد پذیرش روند و رویه تهاجمی و رو به جلوی غربی ها را ندارند و در جایی باید با این روند رو به جلوی غربی ها مقابله جدی که این روند در اوکراین اتفاق افتاد و بعد از آن هم شاهد این بودیم که روس ها حضوری جدی را در عرصه میدانی سوریه به نمایش گذاشتند و به غربی ها و مجموعه کشورهای تشکیل دهنده ناتو نشان دادند که روسیه دیگر حاضر نیست که هر گونه تحرکی را از سوی کشورهای غربی در حوزه ای که روابط نزدیک دارد، بپذیرد.
 

► جایگاه ناتو و اروپا در سند نوین سياست خارجي روسيه را چگونه مورد بررسي قرار می دهید؟

به طور کلی در راهبرد جدید سیاست خارجه روسیه چند محور مورد توجه و تاکید است، مهم ترین آن ها امنیت روسیه است. بعد از آن، مقابله با تروریسم است که از دید روس ها همه گروه های تروریستی به ویژه داعش و تکفیر به شدت مورد نظر هستند. موضوع بعدی مقابله با جنایات سازمان یافته و قاچاق مواد مخدر است، بحث انرژی در این استراتژی مورد توجه قرار گرفته است، تنش زدایی منطقه ای و گسترش روابط دو و چند جانیه در وهله اول با همسایگان و بعد در حوزه CIS، در مرحله بعد هم با کشورهای مختلف. در واقع در این راهبرد، وضعیت و جایگاه تمام کشورها و سیاست اتخاذی روسیه برای همکاری با تمامی جهان به دقت تعریف و تبیین شده است. طبیعی است که در حوزه اروپا همچنان با توجه به وضع موجود سه کشور در حوزه شوروی سابق مانند کشورهای مولداوی، اوکراین و روسیه سفید نقش مهمی را در تعاملات روسیه با اروپا دارند. برای روس ها رابطه با اروپا در حوزه اقتصادی و در موضوع امنیت و همچنین  در موضوع مقابله با تروریسم و قاچاق مواد مخدر و مباحث جدی ای که به حوزه نفوذی روسیه در این منطقه از دنیا برمی گردد بسیار اهمیت دارد.
 
 
► در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه از يك سو بر اهمیت و جایگاه اتحادیه اروپا بسیار تاکید شده است و از موضوع لغو رواديد سخن به میان آمده و از سوی دیگر به موضوع ناتو اشاره شده است اومده ایا سند نوین در مورد اروپا تناقض ندارد؟

یقینا در راهبرد روس ها تناقضی در بحث عنوان تسهیل روادید و تردد بین اتباع خودشان و حوزه اتحادیه اروپا و ناتو وجود ندارد. روسیه در شرایط جدید تدابیری را اتخاذ کرده است که از هر دو بعد قدرت خودش، هم قدرت نرم و هم قدرت سخت در تعاملات خارجی خود بهره حداکثری بگیرد. در تعاملات با اروپا، بحث انرژی بسیار مهم است. شرکت های روسی در زیرساخت های اروپا و حوزه CIS سرمایه گذاری چند صد میلیارد دلاری کردند. در عین حال که  از نظر بازار مصرف و هم به لحاظ مبادلات تجاری و تضمین سرمایه گذاری های انجام شده، روابط با اروپا و حوزه CIS، برای کرملین  از اهمیت شایانی برخوردار است. نگاه روسیه به ناتو یک نگاه ترس و واهمه است، یعنی روس ها، علاقمند به روابط با ناتو هستند ، چنانچه ناتو دست از حرکت و گسترش و پیشروی خود به سمت مرزهای روسیه دست بردارد. روس ها بویژه صاحبان سرمایه و صنایع این کشور علاقه مند ایجاد شرایط لغو روادید با حوزه شنگن هستند.
 

► آینده جایگاه و  اهميت جايگاه ناتو و اروپا در سیاست خارجی روسیه به چه عواملی وابسته است؟

از بعد از فروپاشی اردوگاه کمونیسم، روس ها همواره معتقد بودند که بعد از انحلال پیمان نظامی ورشو، با توجه به این که تهدید جدی و بالقوه ای در برابر ناتو وجود ندارد، موضوعیت وجود ناتو از نظر روس ها زیر سوال است. در عین حال اگر ناتو مایل باشد یا راهبرد توقف پیشروی به سمت مرزهای جغرافیایی روسیه را پیش گیرد ، روس ها می توانند با آن ها نوعی تعامل نصف و نیمه داشته باشند. اما اگر حرکت آن ها به سمت مرزهای روسیه ادامه پیدا کند، حتما روسیه با تمام توان با آن مقابله خواهد کرد. مسکو با تمام توان هم از قدرت نرم و هم از قدرت سخت افزاری خود استفاده خواهند کرد و به نظر می آید که در شرایط کنونی، ناتو از امکانات و ظرفیت فوق العاده ای برای تداوم حرکت به سمت شرق برخوردار نیست.در عین حال که بسیاری از اعضای سنتی ناتو نیز از روند لجام گسیخته گسترش به شرق و پذیرش کشورها بدون داشتن استاندارهای لازم رضایتی ندارند.
 

► نقش ترامپ در اینده نگاه روسیه به اروپا چیست؟

البته وضعیت حرکت و رویکردهای جدید ناتو بسیار بستگی به نوع مواضع اتخاذی آمریکا در سال 2017 بعد از شروع کار آقای ترامپ دارد. گرچه اشاره شد که استقرار تجهیزات و سامانه دفاع موشکی ناتو در رومانی، لهستان، ساختارهای راداری در چک و حتی بخشی از تجهیزات در بلغارستان، ورود تجهیزات زرهی جدید آمریکایی ها به اروپا موضوعاتی نیست که برای روسیه قابل هضم باشد. روس ها هم واکنش های لازم را نشان دادند، موشک های اسکندر را در مناطق نزدیک به مرزهای اتحادیه اروپا مستقر کردند.

به نظر می رسد که از سال 2017 نوع روابط روسیه و ناتو بسیار وابسته به مواضع و نوع نگاه آقای ترامپ به سازمان ناتو و روابط آن با بیرون دارد. به نظر می رسد روس ها خود را برای دوره ای از همکاری و تعامل با آقای ترامپ آماده کرده اند. گرچه مشکلات زیادی در روابطشان وجود دارد و موانع زیادی هست، ولی در نوع مواضع اعلامی آقای ترامپ قبل از شروع به کار و واکنش های مقامات روسیه و پیام تبریک رئیس جمهور پوتین به آقای ترامپ حس خوش بینی مستتر بوده، نشان می دهد که مرحله جدیدی از روابط مسکو- واشنگتن آغاز خواهد شد که با زبان مفاهمه و شاید تمرکز بر اشتراکاتشان بتوانند حرکتی رو به جلو انجام دهند. خصوصا که بخشی از شخصیت های کلیدی که در حوزه سیاست خارجی آقای ترامپ، هم در حوزه اجرایی و هم در حوزه فکری فعال خواهند بود، ارتباطات خاص و ویژه ای با کرملین دارند.
 

► سناریوهای آینده روابط اروپا با روسيه را چگونه مورد بررسي قرار می دهید؟

در مجموع باید گفت که روسیه بعد از 2015 ، خود را قدرت جدیدی می بیند که به دنبال تحکیم موقعیت خود به عنوان یکی از مراکز قدرت در جهان معاصر است. در عین حال که با تلاش در مسیر گفتگوی دو و چند جانبه و ترویج نقش سازمان های بین المللی، خصوصا سازمان ملل متحد در صلح و آشتی جهانی و حاکمیت قانون در روابط بین الملل با هدف برقراری نظم و صلح پایدار در عرصه بین المللی رو به جلو می روند.

در مجموع باید به بحث دیگری هم توجه کرد که روس ها در سال های جدید به آن توجه خواهند کرد و آن موضوع ارتقا دیپلماسی عمومی در تعاملات خارجی روسیه و تمرکز بر ترویج زبان و فرهنگ و میراث غنی روسیه در عرصه منطقه ای و بین المللی با به کارگیری امکانات و ابزار خودشان، خصوصا در جامعه روس تباری که در بسیاری از کشورهای CIS و حتی بیرون از آن حوزه مستقر هستند، متمرکز خواهند بود. بهر حال روس ها از طرفی در تعاملات اروپایی خود از گرایشات نسبتا" مثبت آلمان ، یونان و ایتالیا بهره برده و حتما روند تقویت تعاملات با این سه کشور اتحادیه در کنار گسترش روابط با کشورهای کوچک تر نظیر بلغارستان ، قبرس و حتی مجارستان که اینها هم نیز نگاه متوازنی به مسکو دارند ادامه می دهند و از طرف دیگر تقویت تعاملات با روسیه سفید و ملداوی و بهبود روابط با اکراین را دنبال خواهند نمود.
 
 
 پایان نوشتار/
 
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۵۰۴
 


ارسال