۰
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۹
ویژه نامه معمای نوژه (5)

جنگ جهانی در زمین سوریه

استفاده روسیه از پایگاه نوژه به نبرد علیه تروریسم قوت می‌بخشد
جنگ جهانی در زمین سوریه
دیدبان روسیه: هفتم مهرماه سال گذشته (94)، زمانی که خبر حضور پررنگ جنگنده بمب افکن های روسی در نبرد پُرابعاد و بسیار پیچیده سوریه، به صورت علنی و رسمی انتشار یافت، دیدگاه های موجود درخصوص اوضاع میدانی سوریه نیز با ملحوض کردن این حضور مؤثر، تغییراتی جدی را تجربه کرد و به موازات آن، این اندیشه که در ورای این عملیات برونمرزی، چه تمهیداتی خواهد توانست، ادامه فعالیت جنگنده های روسی را تا تحقق اهداف تعیین شده تضمین کند، به یکی از مباحث داغ نظامی- سیاسی تبدیل شد.
   
در این حال کارشناسان نظامی و صاحبنظران رشته روابط بین الملل، در تشریح اوصاف و ویژگی های جدید نبردها در سوریه، از عبارت «جنگ جهانی در چارچوب محدود»  استفاده کردند و  در بررسی توانمندی های هریک از طرف های درگیر دراین نبرد، از  الزامات و ضروریاتی سخن به میان آوردند که در عرصه لجستیک و پشتیبانی باید از قابلیت های لازم برای دسترسی و بهره برداری برخوردار باشند . البته در این بررسی، مجموعه ای از توانمندی های زمینی، هوایی و دریاییِ قدرت های درگیر در نبردهای سوریه و همچنین دیگر قابلیت های نظامی کشورهای ذینفع مورد محاسبه قرار گرفت و تصورات تازه ای از نبردهایی که ابتدا در محدوده‌های بسیار کوچک و با سبک‌ترین سلاح ها آغاز شده بود، پدید آمد. تصورات یا به عبارت بهتر برداشت‌هایی که وظایف تازه ای را  ایجاب می‌کرد و مسئولیت‌های سنگین‌تری را متوجه هریک از طرف‌های درگیر می‌ساخت.

بدین ترتیب از دیدگاه اغلب کارشناسان و صاحبنظران، نبردهای سوریه، دیگر یک جنگ داخلی ساده و عادی نبودند و به ناگزیر، باید در قالب کاملاً متفاوت و در دسته بندی جدیدی مورد مطالعه قرار می گرفتند. البته قبل از آن، یعنی از حدود سه سال پیش این موضوع که جنگ درسوریه یک «جنگ جهانی» است، مورد اشاره برخی از محافل سیاسی و رسانه ای قرار گرفته بود؛ چنانکه حتی بعضی از این محافل با استناد به مباحث «آخرالزمانی » و تحت عنوان واژه هایی همانند «آرماگدون» جهانی بودن این جنگ را با زبان ها و عناوین مختلف زمزمه می کردند. پیداست که جهانی بودن جنگ های داخلی سوریه، اقتضائات خاص خود را دارد و  وظایف خاصی را  بردوش همه کشورهایی که به نوعی درنتایج آن ذینفع هستند، می گذارد که با وظایف عادی آن ها تفاوتی جدی دارد.  

در نگرشی دیگر و درمجموعه تحلیل هایی که در فاصله یک سال اخیر، در خصوص رویداد های سیاسی و نظامی سوریه ارائه می شد، سخن از آن بودکه: جنگ داخلی در سوریه، از حالت جنگ وکالتی و نیابتی خارج شده و به تدریج، درحال تبدیل شدن به جنگ مستقیم میان طرف های اصلی است. ضمن آنکه در بخش هایی از این صحنه های میدانی، جنگ‌های وکالتی و نیابتی نیز به قوت خود باقی است و ضرورت به کارگیری انواع جدیترین عملیات آفندی وپدافندی مربوط به جنگ‌های نامتقارن را طلب می کند. این بدین معناست که نه تنها هیچیک از نیروهای زمینی، هوایی ودریایی، به تنهایی، نمی توانست در این جنگ پیچیده و پُرابعاد حضوری مثمر ثمر داشته باشد، بلکه نبردهای کلاسیک ( با عملیات ارتش های منظم ) و نبردهای چریکی ( با عملیات کماندوئی ) نیز به صورت جداگانه کاری از پیش نمی بردند. 
 
در واقع مجموعه این مسایل و محاسبات سبب شد تا موضوع ضرورت حضور هواپیماهای جنگی روسیه در صحنه های نبرد سوریه بیش از پیش آشکار شود و نظامیان روسی برنامه های متعددی را برای این حضور طراحی و تدوین کنند؛ ضمن آن که، در این طراحی، توانمندی‌های موشکی روسیه نیز مورد محاسبه قرار گرفت و بر اساس آن، پرتاپ موشک‌های دوربرد از خاک سوریه و یا پرتاب موشک‌های دریا به زمین از ناوها یا زیر دریایی های مستقر در دریای مدتیرانه (در نزدیکی سواحل سوریه) جنبه عملیاتی پیدا کرد.

با این حال، شرایط جبهه‌های نبرد در سوریه از یک طرف و قابلیت های هواپیمایی جنگی برای حضور مؤثر در این نبرد از سوی دیگر، روسیه و همپیمانان این کشور را واداشت تا در اغلب طراحی‌های عملیاتی، جایگاه ویژه‌ای را به نقش آفرینی جنگنده بمب افکن های روسی اختصاص دهند و  بی سابقه ترین تاکتیک های آفندی وپدافندی جنگ های متقارن را  با بهره برداری از قابلیت این نوع هواپیما ها، به اجرا در آورند. هواپیماهایی که البته کارآمدی اشان به بسیاری از عوامل بستگی دارد و بدون نظر گرفتن این عوامل، بخش اعظم قابلیت های خود را از دست می دهند.

در میان این عوامل محل استقرار این هواپیماها و پایگاهی که از آن به پرواز  درمی آیند، اهمیتی بسیار زیاد و فراوانی دارد، چنانکه علاوه بر مجموعه‌ای از شرایط و ویژگی‌های فنی، امنیت این پایگاه‌ها نه تنها از نقشی حیاتی برخوردار است، بلکه چنانچه در نزدیکی صحنه‌های نبرد قرار گیرند، هزینه‌های تأمین امنیت آنها به شدت افزایش پیدا می کند. به ویژه در شرایط کنونی سوریه که انواع مخربترین عملیات انفجاری از رایج ترین اقدامات گروهک‌های تکفیری و معارض است و حتی این امکان برای این گروهک‌های معارض وجود دارد که با ابتدایی ترین خمپاره اندازها، گرانبهاترین هواپیماهای جنگیِ مستقر در پایگاه های واقع در سوریه را منهدم نمایند. اینجاست که تمایل به استقرار تعداد قابل توجهی از هواپیمای روسی در پایگاه این کشور  واقع در نزدیکی «بندر طرطوس» به حداقل کاهش پیدا می کند و این دقیقاً زمانی است هرگونه عملیات زمینیِ همپیمانان روسیه در سوریه، بدون پشتیبانی هوایی،  عملیاتی بی‌نتیجه و یا با نتیجه محدود خواهد بود.     

البته فرضیه مبتنی بر بهره برداری از هواپیماهای نظامیِ دور پرواز و جنگنده بمب افکن‌های قاره پیمای روسیه، از جمله فرضیات دیگری است که طی شش ماه گذشته در مواردی جنبه عملی پیدا کرده، همچنان که از هواپیماهای مستقر بر ناو هواپیمابر روسیه در مدیترانه نیز در مواردی استفاده شده است. ولیکن هرکدام از این دو نوع بهره برداری هم به علت ملاحظات نظامی، جغرافیایی و اقتصادی با دشواری‌هایی همراه بوده است. ملاحظاتی که بعضاً به ضرورت‌های جلوگیری از بهره‌برداری‌های سوء رقبای جهانی سوریه  ارتباط پیدا می‌کند. زیرا که  روسیه  همزمان با تحمل فشارهای نظامی و اقتصادی ناشی از بحران اوکراین، علاقمند نیست که رقبای غربی خود  را با تحرکات نظامی در مدیترانه، به واکنش های جدیدی ترغیب کند و با بهره برداری از هواپیماهای قاره پیمای خود، سطوح منازعه جاری در سوریه را به سطوح یا دامنه ای غیرقابل کنترل ارتقاء بخشد. در واقع با توجه به جمیع این محاسبات و با در نظر گرفتن فهرستی طولانی از  یک سلسله ملاحظات است که موضوع بهره برداری از پایگاه‌هایی واقع در کشورهای همجوار سوریه و یا کشورهای نزدیک، به عنوان یک راه حل مناسب مورد توجه قرار گرفته است. موضوعی که دشمنان نظام سوریه و حامیان غربی گروهک‌های تروریستی نیز،  به دقت آن را رصد می کنند و می کوشند تا با راه انداختن موجی ازمخالفت ها، بر سر راه نقش آفرینی مؤثر هواپیماهای روسی، موانعی بازدارنده ایجاد نمایند.

نویسنده: جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه،
منبع: هفته‌نامه مثلث


پایان نوشتار/ 
 

 
کد مطلب: ۱۳۸۸
نام شما

آدرس ايميل شما