۱
تاریخ انتشار :
يکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۳۰

رابطه ما و روس ها؛ از حرف تا واقعیت

رابطه ما و روس ها؛ از حرف تا واقعیت
دیدبان روسیه: ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در آخرین روزهای سال جاری میلادی به ترسیم نحوه و نوع بازی روسیه در شطرنج بین‌الملل پرداخت و دکترین جدید سیاست خارجی فدراسیون روسیه را امضا و تبیین کرد. سند راهبردی که به واسطه شرایط پیچیده سوریه از یک سو و روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا از سوی دیگر (که برخی آن را پنجره ای جدید در روابط کاخ سفید-کرملین می دانند) اهمیت دو چندانی گرفته است. سندی که تروریسم بین‌الملل را یکی از خطرناک‌ترین واقعیت‌های دنیای امروز می‌داند و بر این باور است که با ظهور سازمان تکفیری داعش، تهدیدهای تروریستی شکل تازه‌ای به خود گرفته و لازم است تا ائتلافی بین‌المللی برای مقابله با تروریسم بر مبنای قوانین و موازین موجود و تعاملات موثر و سیستماتیک حکومت‌ها را محور کلیدی قرار داده و بدون سیاسی کردن مساله و یا استفاده از استانداردهای دوگانه از امکانات جوامع مدنی به طور مطلوب بهره گرفته و مانع از انتشار تروریسم و افراطی‌گرایی، افکار رادیکال در جوامع شود.

پوتین در سال پایانی ریاست جمهوری اوباما عزم خود را برای تشکیل ائتلافی ضد داعش در سوریه جزم کرده بود که موفق نشد به مطلوب حداکثری‌اش دست یابد؛ ولی اکنون با روی کار آمدن ترامپ امیدهای زیادی دارد. در یادداشت پیش رو نگارنده ابتدا اولویت‌های دکترین سیاست خارجی روسیه که ولادیمیر پوتین در سی‌ام نوامبر سال جاری امضا کرده است را تبیین می کند و سپس به بررسی این موضوع خواهد پرداخت که چرا افکار عمومی در ایران همواره همگرایی روسیه با هر کشور دیگری نظیر آمریکا و یا رژیم صهیونیستی را به مثابه دور زدن منافع ایران توسط کرملین تلقی می‌کنند و علت این بی اعتمادی‌ها در دوران کنونی چیست.
 

► اولویت های منطقه ای در سیاست خارجی روسیه:

در فصل چهارم این سند به اولویت‌های منطقه ای سیاست خارجی روسیه اشاره شده است و به نظر می رسد ترتیب آورده شدن بندها، نشان دهنده اولویت و اهمیت کشورها و یا مناطق در سیاست خارجی کرملین است. خارج نزدیک یا همان کشورهای مشترک‌المنافع و یا بهتر بگوییم اتحاد جماهیر شوروی، اولویت نخست سیاست خارجی روسیه است که در قسمت‌های مختلف این سند و اسناد سال‌های گذشته مشخص می‌باشد. به نظر می‌رسد روس‌ها همچنان دغدغه دارند که زبان روسی میان این کشورها زبان اول باشد، اقتصاد این کشورها به هم گره بخورد و در سند جدید با بهره‌گیری از قدرت نرم درصدد هستند این نزدیکی و ائتلاف هر چه بیشتر شود و شاید از همین روست که در بندهای نخستین بر اهمیت این کشورها و اتحادیه اقتصادی اوراسیایی در بیش از ده بند تاکید شده است.

سپس از اتحادیه اروپا به عنوان یک شریک مهم اقتصادی-تجاری و سیاست خارجی برای روسیه یاد شده و در بیش از پنج بند به این اتحادیه و برخی کشورهای آن به طور خاص پرداخته شده؛ که در این میان حتی به حذف گام به گام مقررات ویزا به صورت متقابل نیز اشاره شده است.

اولویت سوم مربوط به آمریکا است، که به موجب بند 72 به برقراری روابط متقابل سودمند با ایالات متحده با توجه به مسئله ویژه دو دولت در قبال ثبات راهبردی جهانی و به طور کلی وضعیت امنیت بین‌المللی و همچنین ظرفیت‌های قابل توجه در همکاری‌های تجاری-سرمایه‌گذاری، علمی-فناوری و دیگر همکاری ها علاقه مند است.

پس از آن اولویت چهارم خود را به شرق آسیا و گسترش شراکت راهبردی با هند و چین اختصاص داده و سپس در بند 92 به خاورمیانه و شمال آفریقا می رسد. این نشان می‌دهد که همچون گذشته این منطقه در اولویت پنجم سیاست خارجی کرملین قرار دارد، اگر چه اکنون به واسطه نقش پذیری روس ها در سوریه افکار عمومی آن را در اولویت بالاتری تصور می‌کنند.
در بند 92 این سند آورده شده که روسیه همچنان از سهم قابل ملاحظه‌ای در تثبیت اوضاع در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برخوردار است. از یک سو به نقش خود در حل و فصل جامع «مناقشه عربی-اسرائیلی» اشاره می‌کند و از سوی دیگر به جایگاه خود در حل و فصل سیاسی اوضاع سوریه. نکته جالب توجه آن است که کرملین در این قسمت هیچ اشاره‌ای به همکاری‌های خود با ایران در سوریه ندارد.
 

► جایگاه ایالات متحده در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه:

در بند 72 این سند آورده شده است که روسیه علاقه مند به برقراری روابط متقابلا سودمند با ایالات متحده آمریکا با توجه به مسئولیت ویژه دو دولت در قبال ثبات راهبردی جهانی و به طور کلی وضعیت امنیت بین‌الملل و همچنین وجود ظرفیت‌های قابل توجه در همکاری‌های تجاری-سرمایه گذاری، علمی-فناوری و دیگر همکاری‌ها است. اما در ادامه این بند، خط قرمزهای خود را بار دیگر مشخص و تاکید می‌کند که اعلام قضایی برونمرزی آمریکا را توسط دستگاه قضایی این کشور خارج از قوانین بین‌المللی به رسمیت نمی‌شناسد و تلاش‌های این کشور را برای اعمال فشار سیاسی، اقتصادی یا هر نوع اعمال فشاری را نمی‌پذیرد و حق واکنش شدید به هر گونه اقدام خصمانه‌ای را برای تحکیم دفاع ملی و اتخاذ تدابیر متقابل یا متقارن برای خود محفوظ می‌داند.

در بندهای 73 و 74 نیز که مستقیما مربوط به روابط با آمریکا است کرملین از کاخ سفید انتظار دارد تا در اقدامات خود در عرصه جهانی دقیقا به هنجارهای حقوق بین الملل و قبل از هر چیز به قوانین منشور سازمان ملل متعهد باشد.

این بندها نشان می‌دهد که کرملین از یک سو به دنبال گسترش همکاری‌ها با طرف آمریکایی خود، به ویژه برای مقابله با تروریسم در خاورمیانه است و از سوی دیگر اما می‌کوشد تا حرکت در جهت همکاری‌های مشترک مبتنی بر حفظ خطوط قرمز مسکو داشته باشد. اگرچه روی کار آمدن ترامپ در کاخ سفید تا حد بسیاری سبب دلگرمی مرد شماره یک کرملین شده است و تلاش می‌کند تا در دو سال پایانی این دور از ریاست‌جمهوری خود روابط میان دو کشور را در حد ممکن احیا کند تا منافع ملی روسیه تا میزان حداکثری در حوزه بین‌الملل تحقق یابد.
 

► جایگاه جمهوری اسلامی ایران در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه:

در بند 94 این سند به ایران اشاره و آورده شده است که روسیه خط مشی توسعه همه جانبه همکاری با ایران را دنبال می‌کند و همچنین در اجرای مداوم برجام متناسب با تصمیمات شورای حکام آژانس انرژی اتمی می‌کوشد. در اینجا یک نکته وجود دارد؛ درست در بند بعد یعنی بند 95 به گفتگوهای راهبردی با شورای همکاری کشورهای خلیج فارس اشاره شده است. این نشان می‌دهد علی‌رغم اینکه مسئولان سیاست خارجی در دولت یازدهم تاکید دارند که روابط ایران و روسیه را در این دولت راهبردی کرده‌اند، اما آنچه در این سند دیده می‌شود برای رابطه با ایران صرفا از عنوان توسعه همه جانبه یعنی گامی قبل تر از ورود به طیف همکاری‌های راهبردی استفاده شده است؛ اگر چه برای کشورهایی نظیر هند، چین، ویتنام و حتی کشورهای عربی لفظ راهبردی را بکار برده‌اند. اما در مقابل برای کشورهای نظیر اندونزی، تایلند و سنگاپور نیز از لفظ گسترش همکاری های چندجانبه اشاره شده است.
 

► رابطه ما و روس ها؛ از حرف تا واقعیت

در رابطه ما و روس ها و اصولا ما و هر کشور دیگری، یک نکته بسیار مهم وجود دارد: اینکه ما چگونه آن کشور را فهم می‌کنیم، به چه صورت اهداف و مناسباتمان را تعریف می‌کنیم و چه انتظاراتی از آن کشور داریم؛ در پایان چه بسته خبری تولید می‌کنیم و انتظار مخاطب خود را در چه سطحی قرار می دهیم.

به نظر می‌رسد بخش بزرگی از بی‌اعتمادی ما به روس‌ها به خصوص در دولت یازدهم بدین سبب است که اخبار و موضع‌گیری‌های ضد و نقیضی از سوی رسانه‌ها و دیپلمات‌های ایرانی و روسی منتشر می‌شود؛ (درست همانند پدیده‌ای که در موضوع برجام نیز اتفاق افتاده است) و این سبب می‌شود افکار عمومی ما نسبت به روس‌ها بی‌اعتماد شود. به عنوان مثال پس از سالیان آزگار روس ها مدعی شدند که اس 300 را به ایران تحویل داده اند، طرف ایرانی تکذیب و پس از یک هفته تائید کرد؛ موضوعی که در موارد استفاده از پایگاه نوژه نیز مشاهده و شد و گویا دولتمردان کنونی نسبت به گفتگوها و رفتارهای خود مطمئن نیستند.

به نظر می‌رسد ما باید سطح توسعه روابط خودمان را صحیح، دقیق و مطابق حقوق و عرف دیپلماتیک و بین‌الملل مشخص کنیم. طی سالیان اخیر برخی دیپلمات‌های ایرانی تاکید می‌کنند که روابط دو کشور بسیار استراتژیک است، این در حالی که در سند راهبردی سیاست خارجی روسیه از لفظ استراتژیک استفاده نشده است؛ اگر چه این امر به هیچ عنوان به معنای پایین بودن سطح روابط دو کشور نیست؛ اما مشکل آنجاست که ما می‌خواهیم بگوییم در دوران ما بهترین روابط وجود داشته است و درب باغ سبزی را ترسیم می‌کنیم و توقع افکار عمومی را بیش از حد انتظار بالا می بریم؛ اما از سوی دیگر باغ سبزی که طرف روس ترسیم می‌کند، کمی متفاوت است و این موضوع سبب می‌شود تا بی‌اعتمادی در افکار عمومی ما به وجود آید. این در حالی است که اگر ما از ابتدا آگاهی راستین داده بودیم، قطعا بی‌اعتمادی بسیار کمتری وجود داشت. لذا شاید بهتر باشد دولتمردان یازدهم و یقه سفیدهای آنها در وزارت امور خارجه بر گسترش گام به گام روابط و یا راهبردی بودن روابط در حوزه خاصی (همچون همکاری های مشترک در سوریه)  تاکید کنند.

روسیه یک بازیگر مهم فرامنطقه ای است، ما از یک سو مدعی هستیم روابطمان با این کشور راهبردی است و از سوی دیگر همواره کارشناسان و تحلیلگرانمان بیم این را دارند که مبادا کرملین ما را دور بزند. در واقع ما به دلیل آگاهی‌های کاذبی که به دست آورده ایم، روسیه را درست فهم نکرده‌ایم. زمانی که برای استراتژیک بودن روابط به تعداد دیدارها و گفتگوهای روسای جمهور ایران و روسیه استناد می شود، بدیهی است که کارشناسان و تحلیلگران به عنوان مثال مقایسه‌ای نیز با تعداد سفرها و گفتگوهای روسای جمهور روسیه و اسرائیل با یکدیگر می‌پردازند و بیم آن دارند که مبادا این روابط خانه ای روی آب باشد و حرف از بی اعتمادی می زنند. به نظر می رسد اگر مذاکرات و گفتگوهایی مبتنی بر مدل سردار سلیمانی با مقامات روس الگوی مناسبی برای دیپلمات های ما در وزارت خارجه و سازمان توسعه و تجارت باشد، آن ها هم می توانند به صورت برد-برد به گسترش روابط با همسایه شمالی در حوزه سیاسی و اقتصادی بپردازند که یقینا تاثیرات بسیار خوبی خواهد داشت و افکار عمومی از حس بی اعتمادی به روس ها فاصله خواهد گرفت. 
 
در پایان باید اشاره کرد که در داستان ما و روس ها در دولت یازدهم، اگر در سیاست خارجی مان بر اساس منافع ملی مذاکره و عمل نکنیم، میان روسیه، فرانسه، انگلیس و یا آمریکا هیچ فرقی وجود ندارد؛ چرا که همه کشورها به دنبال منافع ملی خود هستند. باید توجه داشت متاسفانه برخی در کشور ما در گذشته و حتی اکنون بر این باور بوده و هستند که صرف مذاکره و عقد قرارداد به معنی موفقیت و دستاورد بزرگی است؛ اما اگر این گونه به موضوع نگاه کنیم، یقینا فتحعلی شاه قاجار بزرگترین مذاکره کننده و دیپلمات تاریخ ایران بوده است، چرا که قراردادهای بزرگ و البته ننگینی را در تاریخ ایران به جای گذاشت؛ شاید او هم معتقد بوده است که صرف مذاکره و عقد قرارداد به معنای دوران طلایی مناسبات است.


► کلام آخر

بدون شک ترامپ گزینه بسیار مطلوبی برای پوتین است، بخصوص در مقابل کلینتون و گرچه یک ماه از اعلام نتایج انتخابات آمریکا می‌گذرد، اما همچنان روس‌ها در برنامه‌های شبکه تلویزیونی و رادیویی خود به این موضوع اشاره و اعلام خرسندی می‌کنند. همان‌طور که بسیاری از تحلیلگران معتقد هستند پوتین و ترامپ شباهت‌های بسیاری در تصورات و استراتژی سیاسی با یکدیگر دارند. هر دو آنها عملگرا و کاریزماتیک هستند. پیش از برگزاری انتخابات آمریکا نیز رئیس کمیسیون امور بین‌المللی دومای روسیه ضمن تاجر خواندن ترامپ تاکید کرده بود که با وی بهتر می‌شود کار کرد؛ چرا که یک تاجر همه چیز را قابل گفت‌وگو می‌داند. این نشان دهنده اشتراکی دیگر میان پوتین و ترامپ است. هر دو آنها آماده‌اند برای دستیابی به هدف خود معامله کنند. به نظر من طی دو سال باقی مانده ریاست جمهوری پوتین در این دوره و دو سال ابتدایی ترامپ همکاری‌های خوبی میان آنها شکل می‌گیرد.

همچنين بايد در نظر داشت كه گسترش روابط روسيه با آمريكا در صورتي كه سياستگذاري صحيحي ميان تهران و كرملين وجود داشته باشد نه تنها چالش نيست كه مي‌توان آن را به فرصتي تبديل كرد. تنها بايد به همان نكته هميشگي توجه داشت كه در سياست خارجي نبايد مطلق گرايانه رفتار كرد و همه تخم مرغ‌ها را در يك سبد چيد و انتظاري فراتر از واقعيت داشت.

نویسنده: احمد وخشیته، سردبیر دیدبان روسیه و دانشجوی دکتری علوم سیاسی در دانشگاه دوستی ملل روسیه؛
منبع: هفته نامه مثلث


پایان نوشتار/
کد مطلب: ۲۴۵۲
مولف : احمد وخشیته
مرجع : هفته‌نامه مثلث
نام شما

آدرس ايميل شما