۰
تاریخ انتشار :
سه شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۰۱

تحلیل فرصت ها و موانع روابط فرهنگی ایران و روسیه

تحلیل فرصت ها و موانع روابط فرهنگی ایران و روسیه
دیدبان روسیه: عوامل و موانع موجود ارتباط فرهنگی بین دو تمدن اثرگذار جهانی( ایران و روسیه)، در دو بخش یعنی اول عوامل و موانعی که ریشه در خارج از مرزهای دو کشور دارد و تحت مبحث « عوامل و موانع خارجی» و دوم عوامل و موانعی که در داخل مرزهای جغرافیایی دو مملکت بایستی پی جویی شود با عبارت « عوامل و موانع داخلی» تحلیل و بررسی می شود.


► بخش اول : عوامل و موانع خارجی  

1-1-   اندیشه دهکده واحد جهانی و استحاله فرهنگ ها

اندیشه « دهکده جهانی» مارشال مک لوهان کانادایی، دربر دارنده یک نظریه اجتماعی تازه بوده که می گوید: «وسایل ارتباط جمعی مثل مطبوعات، رادیو، تلویزیون و... بسیاری از شیوه های زندگی را عوض کرده اند. جهان پهناور ما، اکنون دیگر به دهکده ای بزرگ تبدیل شده که افکار و اعمال افراد و جمعیت ها در آن، از نظر یکدیگر پنهان نیست و تبادل افکار و اطلاعات و علوم و فنون و هنرها و تبلیغات، به میزان و سرعت حیرت آوری در جریان است. امروزه، افراد بشر، به تجمع برای کسب پیام و اندیشه نیازی ندارند ؛ بلکه می توانند در خلوت و در خانه های خود، پیام دانشمندان و متفکّران را بخوانند و بدانند. شکل گیری و گسترش چنین فضایی، به معنای ظهور و توسعه فردگرایی است».

در مقابل اصطلاح «دهکده جهانی» در کتاب های علوم سیاسی به اصطلاح «دهکده چپاول» برمی خوریم. این اصطلاح را گروهی از منتقدان معاصر غرب، به کار برده اند تا نشان دهند که دهکده جهانی مورد نظر مک لوهان، با وجود تحقّق نسبی آن، به دنبال نابودی فرهنگ ها، مذاهب و قومیت ها، به دهکده چپاول (چپاول ثروت های بخشی از جهان به دست بخشی دیگر) تبدیل شده است. نگاهی گذرا به آمارها و گزارش های رسمی نهادهای بین المللی درباره شاخص های توسعه در دو سوی جهان، به خوبی گویای این چپاول است.


1-2- سیاست انزوای ایران و روسیه

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری مردم سالاری دینی در ایران و از سوی دیگر ظهور قدرت جدید منطقه ای روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، برخی از قدرت های جهانی در رأس آنها آمریکا، ظهور قدرت های جدید با آرمان های بزرگ را رقیب جدی خود احساس می کردند، از هر فرصتی برای به انزوا کشیدن آنها تلاش کرده اند از جمله؛ تحریم های ناعادلانه، تحمیل جنگ بر ایران و حمایت از گروه های تروریستی داخلی و تحمیل هزینه های گزاف بر ملت ایران، دخالت در امور داخلی اکراین و... در تلاش بوده اند که ایران اسلامی از یک سو و گسترش نفوذ روسیه از سوی دیگر، محصور در محدوده جغرافیایی خود شده و در عرصه های بین المللی حضور نداشته باشند. گرچه برخی سیاست های تندرو داخلی هم در این انزوا بی تأثیر نبوده و در نتیجه روابط با ملل جهانی، کم فروغ گردیده و مردم دنیا به ویژه ملت کشور بزرگ روسیه، اطلاعات بسیار اندک و گاهی تحریف شده ای از واقعیت های فرهنگی ایران دارند و ملت ایران نیز همواره گرفتار مشکلات تحمیلی، بوده اند و روابط فرهنگی نیز به سردی گرائیده است.

از نظر ایران،  توسعه روابط با روسیه، می تواند تقویت کننده جایگاه ایران در مسایل بین المللی، به ویژه در مقابل غرب و بازدارنده سایر قدرتهای منطقه ای نظیر ترکیه و عربستان باشد. اما ایران برای مسکو از آن جهت اهمیت دارد که  به توسعه نفوذ روسیه در مسایل منطقه ای و بین المللی و به ویژه در خلیج فارس و خاورمیانه کمک می کند. و این نگرش نوین بین حاکمان دو کشور افق های جدیدی را فرا روی فعالیت های فرهنگی دو کشور، گشوده است.


1-3- تهاجم فرهنگی و محافظه کاری سیاستمداران

در تعریف پدیده‏ی "تهاجم فرهنگی" دیدگاه حضرت امام خامنه‏ای، رهبر امت اسلامی، قابل توجه است. از نظر ایشان در "تهاجم فرهنگی" یک مجموعه‏ی سیاسی یا اقتصادی، برای رسیدن به مقاصد خاص خود و اسارت یک ملت، به بنیان‏های فرهنگی آن ملت هجوم می‏برد. در این هجوم، باورهای تازه‏ای را به زور و به قصد جای‏گزینی بر فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد کشور می‏کنند.

حاکمان نظام سرمایه‏داری، با اندیشه تک قطبی کردن جهان با طرّاحی "نظم نوین جهانی" ، مایل نیستند با قدرت جدیدی در برابر منافع خود مواجه گردند؛ قدرتی که از نظر فرهنگی با داشتن ارزش‏های قوی، نظیر خداپرستی، ظلم‏ستیزی، نوع‏دوستی، برادری، مساوات و عدل، می‏تواند در برابر فرهنگ غربی قد علم کند؛ لذا چون مقابله‏ی مستقیم با ایدئولوژی اسلامی سودی نمی برند، می‏کوشند، به طور غیرمستقیم، در ارکان جوامع اسلامی، با حربه"تهاجم فرهنگی" رخنه کنند.

بر اساس نظم نوین جهانی، تهاجم فرهنگی علیه سایر فرهنگ‏ها در حال انجام است و این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیش‏تری پیدا کرده و هیچ فرهنگ رقیبی را که مخالف این سیاست باشد، تحمل نمی کند. ایران به واسطه‏ی انقلاب اسلامی ومخالفت علنی آن با قدرت‏طلبی آمریکا، مورد هجوم بیش‏تری قرار گرفته و خواهد گرفت و محافظه کاری و حتی همراهی برخی سیاستمداران در موفقیت این تهاجم کارساز بوده است و همین عامل، مانع اثر گذاری در ارتباط و همکاری فرهنگی تمدن های اصیل فرهنگی در منطقه به ویژه رابطه فرهنگی ملت ایران و روسیه گردیده است.
 
 
► بخش دوم: عوامل و موانع داخلی

2-1- بي‌اعتمادي تاريخي

حوادث و اتفاقات گذشته تاریخی، یکی از موئلفه هایی اثر گذار در روابط فرهنگی دولت و ملت ها به شمار می آید که از هر دو منظر منفی و مثبت، قابل بررسی و ارزیابی است. از این منظر، سوء ظن و بي اعتمادي تاريخي، يكي از مهم‌ترين مباني موانع تحليل روابط فرهنگی ايران و روسيه است.

روابط بیش از هزار سال ایران و روسیه، ابتدا به شکل تجاری بوده است، ولی به تدریج در همسایگی، دوره‌ای از جنگ و تهدید میان آن‌ها پدید آمد از جمله؛ اتفاقات مهم منفی‌ساز روابط دو کشور می‌توان به جنگ‌های ایران و روس، انقلاب‌های مشروطه و اکتبر و اشغال ایران اشاره کرد. در واقع، مرور تاریخی به خوبی نشان می‌دهد که بر خلاف دوران همکاری، دوره‌ای که با جنگ‌های دو گانه سده 19 شروع شده، ذهنیتی منفی و نگرشی امنیتی در میان نخبگان و توده مردم ایران نسبت به روس‌ها به وجود آورده است. متقابلاً، از ديدگاه روسيه نيز برخي وقايع تاريخي، به ويژه گرايش‌ها و وابستگي‌هاي سياسي ايران به قدرت‌هاي رقيب (عثماني، فرانسه، انگلستان و آمريكا) اهداف و آرمان‌هاي اعتقادي ايران در قبال مسلمانان روسيه و حوزه شوروي سابق و هراس دائمي از چرخش به سمت رقيب جهاني، مانع از اعتماد روسيه به سياست‌هاي ايران شده و روابط و مناسبات فرهنگی را تحت تأثیر قرار داده است. با وجود این همه مشکلات تاریخی میان دو کشور، بديهي است نمي‌توان جايگاه منطقه‌اي و نقش ژئوپلتيك ايران را در ديدگاه روسيه ناديده گرفت. برای روسیه بنا به دلایل تاریخی، قدرت بر ثروت اولویت دارد. به رغم اهمیت جدی بهبود شرایط اقتصادی برای روسیه، تثبیت جایگاه این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ و تعیین کننده جهانی از اهمیت بیشری برخوردار است.


2-2- عدم شناخت فرهنگ، آداب و رسوم و عادات همدیگر

در این عصر بر کسی پوشیده نیست که جاذبه های گردشگری در کشورهای جهان یکی از بهترین موقعیت های جذب ثروت و سرمایه است که در انتقال فرهنگ، شناساندن آن و به وجود آوردن دوستی میان ملت ها، اثرگذاری فراوانی دارد. با وجود جاذبه های فراوان گردشگری تاریخی، سلامت، تفریحی و ... در هر دو کشور ولی به جهت پایین بودن سطح و گستره سفرهای مردم دو کشور از جمله موانع ارتباط فرهنگی محسوب می شود که ریشه در عوامل و موئلفه های متعددی دارد.
در سال 2013 میلادی، 45 میلیون گردشگر روسی به سایر نقاط دنیا سفر کرده اند.در حالیکه کشور ایران حدود بیست هزار نفر سهم ناچیزی از گردشگران روسی دارد و دو کشور در زمینه گردشگری از ظرفیتهای یکدیگر استفاده نکرده اند.


2-4- سطح پایین فعالیت های رسانه ای و علمی مشترک

شبکه های اطلاع رسانی و همچنین فعالیت های علمی مشترک از موئلفه های مهم انتقال و معرفی فرهنگ ملت ها می باشد که این فرصت در رابطه ایران و روسیه بسیار کم فروغ است و در عرصه فیلم و سریال و ترجمه آثار ادبی، هنری و علمی در رشته های مختلف بسیار سطح پایین تری دارد تا جاییکه خاطره ذهنی ملت دو کشور از آثار و تولیدات تلویزیونی، سینمایی و هنری همدیگر خیلی محدود است.


2-5- عدم آشنایی دو ملت با آثار علمی و فرهنگی با ریشه های علایق مشترک

در مخزن کتابخانه های روسیه، ترجمه آثار ادبی و علمی اندیشمندان ایرانی از جمله بوستان و گلستان سعدی، غزلیات حافظ، شاهنامه فردوسی، بهارستان جامی، مخزن الاسرار و... وجود دارد و همچنین آثار نویسندگان برجسته روسیه همچون چخوف، تولستوی، داستایوفسکی، گوگول و بولگاکف، برای اندیشمندان سه دهه قبل ایران شناخته شده است. چندی پیش فهرست واره کتاب های روسی ترجمه شده از روسی به فارسی، به همت خانه کتاب انتشار یافت و در بخش اول حدود212 عنوان کتاب با موضوعاتی چون تاریخ اسلام و تشیع، دین اسلام و اصول اعتقادی آن، انقلاب اسلامی و... پرداخته و در بخش دوم تعداد1692 عنوان کتاب ترجمه شده از روسی به فارسی که اغلب این کتاب ها، آثار ادبی نویسندگان شهیر روس است را معرفی می نماید.

ولی برای نسل جدید هر دو کشور این اشخاص و آثار، ناشناخته است. این عامل خود معلول علت های دیگری است از جمله؛ دشواری و پیچیدگی زبان و ادبیات روسی ، نبود زیر ساخت های آموزش زبان و ادبیات روسی در ایران و فقدان آثار ترجمه شده اندیشمندان روسی در ایران و از سوی دیگر فعال نبودن مجموعه های فرهنگی علمی ایرانی در روسیه و اخذ اطلاعات درباره ایران از منابع واسطه و... است که ضرورت دارد به صورت جدی معرفی و بازشناسی این آثار در کنار معرفی اندیشمندان معاصر و اثر گذار در حوزه فرهنگ دو کشور پی گیری شود.


2-6- نبود راهبردی مشخص و بلند مدت برای همکاری های فرهنگی بین ایران و روسیه

با وجود منافع فراوان اقتصادی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و... در ارتباط بین دو قدرت منطقه ای ایران و روسیه و گسترش رفت و آمد هیئت های سیاسی و علمی بین دو کشور، هنوز سند راهبردی قابل عرضه و دفاع در مجامع علمی و فرهنگی دو کشور تحقق نیافته است.

گرچه اقدام فرخنده دو دانشگاه توانمند علامه طباطبایی ایران و علوم انسانی و اجتماعی سن پترزبورگ و یادداشت تفاهم نامه همکاری، نقطه عطفی در گسترش تعامل و تبادل فرهنگی خواهد بود و اقدامی لازم و ضروری است، ولی کافی نیست و بایستی حوزه های گردشگری، رسانه های جمعی، عالمان مذهبی، فعالان اقتصادی و سیاسی، مجامع علمی و دانشگاهی و ... کمر همت بسته و با برنامه ریزی و فعالیت های مشترک سطح این روابط را به بالاترین سطح ممکن ارتقاء دهند.


► نتیجه گیری و پیشنهاد:

گسترش روابط فرهنگی بین دو کشور ایران و روسیه، امری ضروری و غیر قابل اجتناب است و مسئولین ارشد حکومت های دو کشور در سالهای اخیر به استراتژیک و راهبردی بودن این ارتباط، اصرار داشته و تفاهم نامه های متعددی هم امضاء کرده اند؛ ولی وجود عوامل و موانع داخلی و خارجی که برخی ریشه در حوادث تاریخی و برخی هم ناشی از سیاست های تک قطبی کردن جهان دارد، موجب شده که این همکاری ها و استفاده از فرصت های پیش آمده در سطح پایین تری قرار گیرد و برای تعمیق روابط و افزایش همکاری و دوستی دو ملت، مواردی پیشنهاد می گردد؛ تنظیم اسناد همکاری بلند مدت و الزام آور، ارتباط مستمر دانشگاه های دو کشور، تبادل استاد و دانشجو، گسترش آموزش زبان روسی در ایران و زبان فارسی در روسیه، گسترش گردشگری، ترجمه آثار ادبی با توجه به علایق مشترک، گسترش مبادلات رسانه ای و هنری، تأسیس دفتر همکاری فرهنگی دائمی و گسترش آن در نقاط مختلف و مستعد دو کشور.    

نویسنده: دکتر خدیجه مهدوی همپا،
کد مطلب: ۲۷۱
نام شما

آدرس ايميل شما