۰
تاریخ انتشار :
چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۴۱

سفر به سرزمين داعش از مسكو (قسمت اول)

سفر به سرزمين داعش از مسكو (قسمت اول)
دیدبان روسیه: پايگاه اينترنتي روسي «kavkaz-uzel» مصاحبه اي با يكي از نادمين داعشي داشت كه مطالعه آن نكات قابل تاملي براي كارشناسان و صاحب نظران حوزه روسیه و به ويژه آسياي ميانه و شمال قفقاز در بردارد.

آنچه در ادامه مي خوانيد مقدمه "سيد حسين طباطبايي" وابسته فرهنگي پيشين جمهوري اسلامي ايران در فدراسيون روسيه مي باشد كه گفتگوي پيشرو را به فارسي برگردان كرده است.


► مقدمه مترجم

ظهور و اعلام موجوديت داعش به مثابه يكي از افراطي ترين و خشك انديشانه ترين قرائت هاي سلفي از اسلام در قامت دولت اسلامي، بي ترديد يكي از مهم ترين تحولات چند ساله اخير نه در منطقه، كه به سبب دامنه وسيع و جهان شمول تاثيرات آن، در عرصه بين الملل بوده است.

اين پديده منحوس كه جريان اسلام هراسي را وارد فاز جديدي كرده و به ويژه با تاكيد رسانه هاي غربي بر عنوان ساختگي دولت اسلامي، در تلاش براي شكل دهي و راه بردن اذهان جهاني در راستاي ويژه اي است ، از ابعاد مختلف و زواياي متعدد مورد واكاوي قرار گرفته و كتب ، مقالات ، گزارش ها ، تك نگاري ها و روايت هاي پرشماري از آن پديد آمده است .

شنيدن ناگفته هايي از درون اين تشكيلات مخوف و شيوه هاي يارگيري ، برخورد با اعضاء ، سلسله مراتب فرماندهي و عقايد و باورهاي واقعي حاكم بر اين گروه منحط آن هم از زبان فردي كه متاثر از فضاسازي ها و القائات رسانه اي – تبليغاتي ، از روي باور و ايمان شخصي به آن پيوسته و تلاش كرده است تا با معيار هايي به باور خود درست از اسلام ، رفتار و كردار آن ها را  بسنجد و در اين فرآيند به چيزي جز باطل بودن و دور بودن اين گروه از حقيقت نرسيده است ، به خودي خود جالب و آموزنده است . بگذريم از اين كه نوع نگاه و قرائت خود راوي از آموزه هاي اصيل اسلام نيز محل بحث و تامل جدي است .

آن چه در پي مي آيد برگردان مصاحبه پايگاه اينترنتي روسي kavkaz-uzel با يكي از نادمين داعشي است كه در آن نكته ها و ظرائف قابل تاملي از درون اين تشكيلات برملا مي گردد .

محتواي اين مصاحبه براي كارشناسان و صاحبنظران حوزه شوروي سابق و به ويژه آسياي ميانه و شمال قفقاز در بردارنده نكات آموختني و تامل برانگيز بسياري است .
 
سيد حسين طباطبايي 
وابسته فرهنگي پيشين ج ا ايران در روسيه
 

► سفر به سرزمين داعش [۱]

«ماجراي سفري جاهلانه» ، اين نام خاطرات و روزنوشت هايي است كه فردي به رشته تحرير درآورده است كه تصميم به مبارزه با دولت اسلامي يا همان داعش گرفته است. هم او كه شخصا شاهد همه دروغ هاي اين گروه وشرارت پيروانش بوده است.

اين خاطرات كه در آن مولف از تجربه ناخوشايند خود در پيوستن به دولت اسلامي شام و عراق ( داعش)، از افتادن به زندان و تا مرز اعدام پيش رفتن و فرار غيرمنتظرانه و جسورانه خود از دام داعش به تفصيل تعريف كرده است، به زبان روسي پراشتباهي نوشته شده و بدون ويراستاري و اصلاح اساسي امكان انتشار آن نيست . گزيده اي از اين يادداشت ها در متن مصاحبه اي كه ذيلا از نظر شما مي گذرد آمده است . اين مصاحبه با روشهاي متفاوت و متعددي انجام شد و زمان زيادي را به خود اختصاص داد.

 سايت kavkaz-uzel تاكيد مي كند كه انتشار اين مصاحبه به معناي تاييد و ترويج و يا تكذيب ادعاهاي مصاحبه شونده نيست و هدف اصلي آن ارائه اطلاعات كمتر شناخته شده از سازماني ممنوع در روسيه از سوي شاهدي عيني كه خود از نزديك با اين گروه و ايده هاي آن برخورد داشته است، مي باشد.

 
من با فرقت (Forghat) 21 ساله براي ملاقات در ايستگاه مترو يكي از پايتخت هاي اروپايي توافق كردم . از او نه شماره تلفني داشتم و نه نامش را مي دانستم و فقط اين را مي دانستم كه وي در قلمرو داعش حضور داشته و از ايام حضور خود خاطراتي را با زبان روسي اي سرشار از اشتباه نوشته است.

من حدس مي زدم كه او از اهالي يكي از جمهوري هاي قفقاز باشد ، مردي مسن با ريش هايي بلند . ولي چهره اش به آسياي ميانه اي ها شبيه بود با مو هايي تنك و كوتاه بر صورت . با هيچ يك از معيارهاي معمولي كه تصور مي كردم به عضوي از گروه داعش نمي مانست .

فرقت از مسكو به سوريه رفته بود. در ترم دوم تحصيل در دانشگاه ، ترك تحصيل كرده ، به اسلام گرويده ، آغاز به خواندن نماز كرده و شروع به پرس و جو تحقيق در باره نقش ، جايگاه و هدف زندگي خود كرده است  و پاسخش را اينگونه يافته است كه سلاح به دست گيرد و « بر عليه بشار اسد ديكتاتور و ستمگر بجنگد ».

مسير سوريه چندان سهل و سريع نبوده و فرقت چندين ماه را در جستجوي راه هاي پيوستن به جبهه گذرانده است و حتي به امام يكي از مساجد مسكو براي كمك در تحقق اين هدف مراجعه كرده است.

تصور واكنش افراد در قبال درخواست وي دشوار نيست . آن ها حتي فكر منصرف كردن وي را هم نداشته اند . در نظر آن ها وي مامور مخفي امنيتي محسوب مي شده است و از اين رو ترجيح مي داده اند تا از خود برانندش.

فرقت از طريق يكي از شبكه هاي اجتماعي با يكي از نماينده هاي داعش مرتبط مي شود ، بعد از آن مستقلا به تركيه مي رود و در آنجا ، مستقيما در فرودگاه ، افرادي از داعش به استقبالش آمده و مسير پيوستن به خلافت اسلامي را تا مرز سوريه به او معرفي مي كنند . او تنها عازم مي شود ، در ايست هاي بازرسي توقف نمي كند ، و با گذشتن از سيم هاي خاردار از مرز مي گذرد ، و به مانعي خاص بر نمي خورد.

در خانه ي فرقت فقط يادداشتي باقي مانده بود مبني بر اينكه به دنبال او نگردند ، چرا كه او حالش خوب است و انتخاب خود را كرده است . والدينش همچنان بر اين باورند كه او كشته شده است . فرقت عجله اي براي اين كه به آن ها اطلاع دهد كه از دام داعش گريخته است ندارد . از اين بيم دارد كه اين مساله آنان را نگران كرده و حتي به خطر بيندازد.

فرقت يادداشت ها و خاطراتي از دوران اقامتش در سوريه تنظيم كرده است كه در آن ها جزئيات روش ها و شيوه هاي رفتار و عقايد داعش را تشريح كرده است . اين خاطرات به روشني مسير و سرنوشت پيوستن افراد عادي به داعش كه از شوق و شور  شروع شده و به نوميدي كامل از خلافت منتهي مي شود، را نشان مي دهد.

غالب حقايقي كه توسط مولف اين خاطرات به رشته تحرير در آمده است نشان دهنده استانداردهاي دوگانه اي است كه توسط داعش به كار گرفته مي شود و اعضاي عادي خود را به منزله گوشت هاي دم توپ مورد استفاده قرار مي دهد.

ارسلان كوچ و گريگوري كوزلوف اين مصاحبه را به صورت اختصاصي براي kavkaz-uzel تهيه كرده و در آن از فرقت در باره مشاهدات عيني خود كه در خاطراتش آورده است ، پرسيده اند . راستي آزمايي برخي از گفته ها و نكات مورد اشاره وي سه ماه به طول انجاميده است.
***

► در راه سوريه

 
• فرقت ! چه چيز باعث شد تا شما به سوريه برويد؟

من در آغاز علاقمند به شناخت صحيح از اسلام شدم و با ديدن فيلم هايي در اينترنت از آن چه در آنجا ( سوريه ) اتفاق  مي افتد ، مي خواستم بدانم كه آن ها براي چه مي جنگند ؟ در فيلم هاي ويدئويي گفته مي شد كه در آن سرزمين شريعت جاري است ، ارض الله است ، و اين كه بر هر مسلماني تكليف است كه در آن قلمرو حضور يابد .


• شما به چه نتيجه اي رسيدي؟

وقتي فيلم ها را ديدم به نظرم رسيد هر مسلماني وظيفه دارد به سرزمين شام ( فلسطين ، اسرائيل و كل سوريه ) برود . فيلم ها كيفيت بسيار بالايي داشتند و جنايات بشار اسد را بر عليه مسلمانان نشان  مي دادند .


• و درواقع چه ؟ اينطور نيست ؟

در واقع هم چنين است ، بشار اسد اقدامات وحشيانه اي انجام مي دهد .


• تو آن زمان 18 ساله بودي؟

بله


• تحصيلاتت چقدر بود؟

مدرسه را تمام كرده بودم و در دانشگاه پذيرفته شده و ترم دوم دانشگاه بودم.


• چه تخصصي؟ چه رشته اي؟

در مسكو راديوفيزيك خوانده بودم ، تسلط حرفه اي ام در كار با كابل هاي الكتريكي بود .


• در بين همكلاسي هاي شما مسلمانان زيادي بودند؟ آيا افراد زيادي از آن ها به آن چه در خاورميانه مي گذشت علاقه مند بودند؟ آيا از طريق شبكه هاي اجتماعي پيگير اين تحولات بودند؟

هيچ مسلماني در بين هم دوره اي هاي من نبود . به همين خاطر من اغلب در درس ها غايب مي شدم ، علاقه من روز به روز نسبت به آن ها كم مي شد . من متوجه شدم كه هيچ نقطه اشتراكي با هم دوره اي هايم ندارم . من به هيچ وجه نشان ندادم كه به آن چه در خاورميانه مي گذرد توجه دارم چرا كه در آن روزها نيروهاي امنيتي به شدت نسبت به اين موضوع واكنش نشان مي دادند . اين مساله در زماني بود كه جريان سوريه در اوج خود قرار داشت .حتي اگر كسي در باره مسائل و تحولات سوريه به بحث و گفتگو مي پرداخت مورد سوء ظن قرار مي گرفت . من خود را از موضوع كنار مي كشيدم تا سوء ظني را متوجه خود نكنم .


• بستگانت از تصميم تو خبر داشتند ؟

من در يادداشت براي آن ها نوشتم كه روسيه را ترك مي كنم ، دنبال من نگردند و همه چيز خوب و عادي است و جاي نگراني وجود ندارد.


• آن ها به دنبال تو گشتند؟

بله البته.


• داعش (دولت اسلامي) انگيزه و دليل اصلي ترك روسيه توسط تو بود؟

وقتي من از روسيه عازم سوريه مي شدم هيچ چيزي در باره داعش( دولت اسلامي ) نشنيده بودم.


• پس در باره چه سازمان ها يا رهبراني شنيده بودي؟

در باره القاعده و جبهه النصره چيزهايي شنيده بودم و نيز در باره سيف الله الشيشاني.


• در كجاها به دنبال افرادي مي گشتي تا تو را براي رفتن به سوريه كمك كنند؟

من سه ماه در جستجوي راه هاي رفتن به سوريه بودم . به مسجد جامع پراسپكت مير مسكو سرزدم و به امام آن مسجد گفتم كه مي خواهم به سوريه بروم ، من را اعزام كنيد . ولي او با لگد مرا از آنجا بيرون انداخت!


• ولي تو خودت اين چيزها را نمي فهميدي كه آن ها كمكي به تو نمي كنند؟

نه من فكر مي كردم كه آن ها به هر حال به من كمك مي كنند . نمي دانم چرا اينطور فكر مي كردم و حتي تصور نمي كردم كه چطور ممكن است آن ها امنيت خود را به خطر بيندازند و به من كمك كنند.


• افرادي كه با آن ها اين موضوع را طرح كردي به پليس گزارش ندادند؟

نه، آن ها هم نمي توانند آزادانه خيلي از چيزها را بگويند.


• به كساني برنخوردي كه با شنيدن اين كه تو مي خواهي به سوريه بروي به تو نزديك شوند و يك سري تسهيلات و خدمات را به تو پيشنهاد كنند؟

من آنقدر احمق نبودم. در مسكو كساني نبودند كه لازم باشد بدانند من به آنجا مي روم . چند نفري بودند ولي من آشكارا چيزي به آن ها نگفتم.


• افرادي را يافتي كه بگويند كه مي توانند به تو كمك كنند؟

من نزديكان و آشناياني نداشتم ، به هر فردي مراجعه كردم. من حتي يك بار به يك قفقازي مراجعه كردم و از او درخواست كردم تا به من كمك كند كه به قلمرو دولت اسلامي بروم، جايي كه مي توانم به صورت آزادانه به شرايع ديني خودم عمل كنم. او به من گفت كه كمك مي كند و من وقتي با او ملاقات كردم ، احساس كردم كه افرادي او را تعقيب مي كنند.


• شما ترس از اين نداشتي كه تحت نظر سرويس امنيت فدرال روسيه باشي؟

من مي دانستم كه تحت نظر آن ها هستم.


• سرانجام چگونه موفق به يافتن روشي براي رفتن به سوريه شدي؟

من خودم از طريق شبكه هاي اجتماعي شروع به جستجو كردم.


• يافتن راهي براي رفتن به سوريه و مبارزه با اسد چقدر سخت بود؟

اكنون اين كار خيلي راحت است . شما واژه سوريه را در موتورهاي جستجو وارد كن و به راحتي مي تواني به انبوهي از منابع روس زبان در اين موضوع دسترسي پيدا كني .


•بعد از اين كه از طريق شبكه هاي مجازي با آن ها مرتبط شدي چه شد ؟

آن ها به سرعت به من اعتماد نكردند . من گفتم كه از نظر بدني قوي هستم و مدت ها به كشتي و ورزش هاي رزمي مشغول بوده ام . در آغاز از طريق اينترنت سوالاتي از من پرسيدند كه چرا مي خواهم به سوريه بروم . با چه ايده و هدفي ؟ و من پاسخ دادم .


•بعد از آن به تو اعتماد كردند ؟

نه، در آغاز به من شك داشتند. من برايشان نوشتم كه چرا خودشان فراخوان مي دهند و بعد شك و ترديد مي كنند.


• و بالاخره چطور اعتماد آن ها جلب شد ؟

به من گفتند كه مي توانند به من نقشه راه رفتن به سوريه را بدهند . من گفتم كه به راهنما نياز ندارم و خودم را به آنجا مي رسانم . بعد از اين اعتماد آن ها به من شروع شد . گفتند كه وقتي به تركيه رسيدم به شماره اي كه به من دادند زنگ بزنم و از آن ها افرادي به استقبال من خواهندآمد . قبل از اين مرحله من تلاش كرده بودم كه به هر طريقي به سوريه بروم ، حتي پاسپورت خود را براي آن ها فرستادم غافل از  اين كه ممكن است ماموران سازمان امنيت فدرال خود را از سوريه يا از هر كشور ديگري جا بزنند .


• تو با آن ها در روسيه ملاقات كردي؟

آن ها به من گفتند كه به استانبول پرواز كنم و قبل از پرواز به شماره اي كه داده بودند تماس بگيرم . در فرودگاه من را ملاقات خواهند كرد .


•هزينه سفر را خودت پرداختي يا كمكي به تو شد؟

پيشنهاد كردند راهنما هزينه سفر را بپردازد كه من نپذيرفتم ، چرا كه نزد خود قدري پول داشتم .


• در مرز روسيه از تو نپرسيدند به كجا مي روي و براي چه مي روي ؟ سفر تو كنجكاوي هيچ كسي را جلب نكرد ؟

من بليط رفت و برگشت داشتم . فكر مي كردند كه من براي تفريح و استراحت مي روم .


• اين موضوع چه زماني بود ؟ چه مدت در تركيه بودي ؟ بلافاصله از فرودگاه به مرز سوريه بردندت ؟ با تاكسي رفتي يا اتوبوس ؟از روسيه كس ديگري با تو بود ؟ از كجا بودند ؟ همه مانند تو بودند يا بيشترشان زن بودند ؟

زمستان بود. من خيلي در تركيه نماندم . به من پيشنهاد كردند چند روزي در تركيه بمانم ولي من نپذيرفتم . مي خواستم هر چه زودتر به سوريه برسم . بلافاصله از فرودگاه به يك مركز تجاري رفتيم تا چيزهايي كه در سوريه مورد نياز است را بخريم ( لباس نظامي ، چراغ قوه ، جوراب و .. ).
بعد از اين خواستم تا با هواپيما به نزديك ترين نقطه تا مرز سوريه بروم كه ميسر نشد . پروازي كه ساعت آن نزديك باشد پيدا نكردم . با اتوبوس به نزديك ترين شهر به مرز سوريه آمديم و از آنجا تا مرز را با تاكسي رفتيم . در آنجا ساختماني بود و در تاريكي منتظر علامتي از راهنما مانديم .اغلب افرادي كه با ما بودند عرب بودند ، از روسيه فقط چند جوان داغستاني و يك زن مسن بود . تا آنجا كه متوجه شدم اين خانم هم از اهالي داغستان بود كه به دنبال جوان 18 ساله خود آمده بود ، تا از او خبر بگيرد و آن طور كه فهميدم او را به روسيه و دغستان بازگرداند.

 
• به راحتي از مرز تركيه – سوريه گذشتي ؟

من با يك گروه بودم . سربازان ترك بار اول همه را دستگير كردند ، حدود 12 نفر . فقط من ، تنها موفق به فرار از دست آن ها شدم . بعدا همه آن ها را آزاد كرده بودند .


• تو چطور براي بار اول موفق به فرار و گذشتن از مرز شدي ا براي بار دوم هم پس از فرار از دست سربازان ترك از مرز گذشتي با وجود تجهيزات و چراغ قوه و .. ؟

هوا تاريك بود ، مرزداران هم خيلي زياد نبودند . وقتي به سيم هاي خاردار نزديك شديم آن ها شروع به دستگيري كردند . به تركي فرياد زدند « همه بخوابند » و همه به دستور گوش دادند . من بدون اين كه گوش كنم به سمت ديگر فرار كردم . نمي دانم - واقعا مي گويم – كه چرا از دستشان گريختم ، ولي بعدا جنگجويان داعش با ديدن من مي گفتند كه اين يك نمايشنامه بوده است . مرزبانان حتي يك مورد را هم زنداني نكردند و همه را آزاد كردند .
 
[۱] در متن اصلي مصاحبه، همه جا از داعش با عنوان دولت اسلامي ياد شده است.


برگردان: "سيد حسين طباطبايي" وابسته فرهنگي پيشين جمهوري اسلامي ايران در فدراسيون روسيه
منبع: kavkaz-uzel


پایان قسمت اول/
کد مطلب: ۶۸۹
مولف : سید حسین طباطبایی
نام شما

آدرس ايميل شما