سایت خبری تحلیلی دیدبان روسیه - آخرين عناوين جامعه :: نسخه کامل http://www.russiaviewer.com/culture_society/jame Sat, 23 Sep 2017 18:09:59 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی دیدبان روسیه http://www.russiaviewer.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی دیدبان روسیه آزاد است. Sat, 23 Sep 2017 18:09:59 GMT جامعه 60 از شبکه های اجتماعی تا سرانه مطالعه http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4612/شبکه-های-اجتماعی-سرانه-مطالعه دیدبان روسیه: یک زمان بود که نقطه عطف بسیاری از پیشرفت‌ها و بحران‌ها در روند تکامل بشری را به انقلاب صنعتی نسبت می‌دادند، اما بدون شک میان سال‌های اخیر شبکه‌های اجتماعی تحول شگرفی در جوامع به وجود آوردند و شاید نسل‌های آینده بسیاری از تحولات و وقایع را به انقلابی فراصنعتی تحت عنوان انقلاب مدیا نسبت دهند. تحولی بزرگ که در برهه‌هایی نه تنها زندگی ملت‌ها، بلکه حیات سیاسی دولت‌ها را نیز به خطر انداخته بود؛ اگرچه از سوی دیگر به رشد بسیاری از جوامع نیز خدمت کرده است. موضوعی که می تواند سبب شود سال ها بعد دلواپسان برخی جوامع آن را در قالب استعمار فرانو تبیین و تحلیل کنند و البته یک سوال باز به سبک فیلم‌های هالیوودی برای مخاطبان باقی خواهد ماند که چگونه این ابزار به خدمت برخی جوامع درآمد و به وسیله آن رشد و پیشرفت کردند، اما برخی دیگر که از عموم آن به علت فیلترینگ بی‌بهره بودند هدف استعمار فرانو قرار گرفتند. فیسبوک، وکانتکت، لایوژورنال، اینستاگرام و واتزآپ شبکه‌های اجتماعی محبوب روس‌ها هستند و یکی دوسالی است که آرام آرام با تلگرام نیز آشنا می‌شوند. آمارها نشان می‌دهد که بیشتری مخاطب شبکه اجتماعی وکانتکت در روسیه (55 درصد) جوانان میان سنین 18 تا 24 سال هستند، این در حالی است که 84 درصد روس‌هایی که در فیس بوک عضویت دارند میان 24 تا 54 سال می‌باشند. در واقع میان روس‌ها، وکانتکت بیشتر محیطی برای آشنایی و فیسبوک محلی برای ثبت وقایع و رخدادهای زندگی و اطلاع رسانی می‌باشد. لایوژورنال نیز بیشتر با جامعه نخبه روسیه سروکار دارد؛ آنهایی که خواندن را بسیار دوست دارند. البته یک شبکه اجتماعی نیز به نام «آدناکلاسنیک» وجود دارد که مخاطبان آن افراد بالای چهل سال و گاهی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها هستند؛ آنها در این برنامه دوستان زمان مدرسه خود را پیدا می‌کنند. در این میان دولت رفتار تقابلی با شبکه‌های اجتماعی نگرفته است و می‌کوشد به جای آنکه به دنبال فیلترینگ آنها باشد (البته طبق نظرسنجی ها بیشتر روس‌ها معتقد هستند که باید از ورود افراد زیر 14 سال به شبکه‌های اجتماعی ممانعت شود)، معایب را گوشزد و از همین ابزار در راستای رشد جامعه استفاده کند. به عنوان مثال پس از فروپاشی شوروی، سرانه مطالعه در روسیه بسیار کاهش یافت تا آنجا که به زنگ خطری برای مسئولین تبدیل شد و سیاستگذاری‌های خرد و کلانی برای رشد مطالعه و افزایش فهم‌پذیری شکل گرفت. به اعتقاد آنها شبکه‌های اجتماعی همچون چاقویی است که می‌تواند از یک سو روح بشری را مورد جراحت قرار دهد و از سوی دیگر می‌تواند با سیاستگذاری صحیح به واسطه تزریق اطلاعات مفید مغز انسان را مرمت و به افزایش مطالعه صحیح کمک کند. از همین رو پوتین در سخنرانی خود در دانشگاه دوستی ملل روسیه در سال 2013 یکی از دلایل اصلی کاهش اقبال مردم و به ویژه جوانان به مطالعه را رشد فن آوری‌های یارانه‌ای و وسایل ابزار جمعی دانست و راه حل مقابله با این بحران را تغییر برنامه های مدارس خواند. یعنی نه تنها نباید با رشد فن‌آوری مقابله کرد، بلکه باید برای عبور از بحران مهمی نظیر کاهش سرانه مطالعه از این ابزار استفاده کرد و همگام با آن پیش رفت. فکر می کنم برای شما نیز جالب باشد که چند نمونه از سیاستگذاری‌های دولت برای افزایش سرانه مطالعه نسل جدید در روسیه را با استفاده از ابزار شبکه‌های مجازی بدانید: پرده اول: اگر پدر و مادری اهل مطالعه نباشند، چه کسی می‌تواند کتاب را به آغوش خانواده بازگرداند و به فرزندان آنها کمک کند تا کتاب‌خوان شوند؟ این همان سوالی است که در یکی از جلسات کمیته اجرایی فدراسیون روسیه در زمینه حمایت از کتاب مطرح شد و پاسخش این بود: رسانه های جمعی و شبکه های مجازی؛ از همین رو بود که طرح برنامه عشق به کتاب با اتکا به این پاسخ در مجلس تصویب شد. پرده دوم: تقریبا از چهار سال پیش وزارت علوم روسیه نسخه الکترونیکی کتاب‌های درسی را منتشر می‌کند و همچنین با طراحی سایتی برای دانش‌آموزان و والدین اطلاعات مربوط به کتاب‌های درسی و کمک‌درسی را در اختیار آنها قرار می‌دهد تا با نمره‌دهی به ارزیابی کتاب‌ها بپردازند. پرده سوم: روس ها کتاب‌های دیجیتال را به کتاب‌های چاپی ترجیح می‌دهند و اگر گذرتان به متروهای مسکو افتاده باشد این موضوع را به خوبی درک کرده‌اید. آمارها نشان می‌دهد که بازار کتاب‌های الکترونیک در این کشور از وضعیت خوبی برخوردار است و حتی از فرانسه و آلمان پیشی گرفته و نزدیک سطح آمریکا و انگلیس می‌باشد. پرده چهارم: در یکی از ایستگاه‌های مترو مسکو کتابخانه دیجیتالی طراحی شده است که مسافران می‌توانند با استفاده از گوشی موبایل و از طریق کد QR آثار ادبی مورد علاقه خود را بارگزاری کنند و به مطالعه بپردازند. پرده پنجم: اگرچه فروش محصولات چاپی در روسیه همچون گذشته با سیر نزولی همراه است، اما آمارها نشان می‌دهد که روس‌ها پس از چینی‌ها و اسپانیایی‌ها سومین کشور جهان در سرانه مطالعه هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که 59 درصد روس‌ها حداقل یکبار در هفته کتاب می‌خوانند. روند نزولی محصولات چاپی در کنار جایگاه سوم روسیه در سرانه مطالعه در دنیا نشان‌دهنده کتابخانه‌های مجازی و به کارگیری صحیح از شبکه‌های مجازی در راستای افزایش فهم پذیری یک ملت می‌باشد. در شماره‌های بعدی در حوالی میدان سرخ به تفکیک به موضوع شبکه‌های اجتماعی و کتاب و سرانه مطالعه در جامعه و فرهنگ روسیه خواهم پرداخت. نویسنده: احمد وخشیته، سردبیر دیدبان روسیه و دانشجوی دکتری علوم سیاسی در دانشگاه دوستی ملل روسیه منبع: روزنامه اعتماد پایان نوشتار/            ]]> احمد وخشیته جامعه Wed, 20 Sep 2017 06:26:06 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4612/شبکه-های-اجتماعی-سرانه-مطالعه رازِ ذهنیت روسی http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4581/راز-ذهنیت-روسی دیدبان روسیه: اخیراً در خانه به کتابی برخوردم که برای مدتی طولانی به آن فکر نکرده بودم. نام کتاب روسیه: چهره‌های کشوری پاره‌پاره۱ است. نام کتاب چندان خلاقانه نیست، اما قطعاً درخور است. کتاب به روسیۀ ربع قرن پیش می‌پردازد: نوعی دیوانه‌خانه. اتحاد شوروی تازه فرو پاشیده بود، ثابت شده بود که امیدها به آغازی جدید عمدتاً خیال‌بافی است، کارمندان سابق و تجارِ حیله‌گرْ میراث اتحاد شوروی را برای خودشان برداشته بودند و در حالی که بقیۀ کشور در فقر فرو رفته بود، از ثروت یک‌شبه‌شان لذت می‌بردند. مادربزرگ‌ها برای ساعت‌ها در باد و باران در تالکوچکاها۲ می‌ایستادند و سعی می‌کردند ظرف‌های جهیزیه‌شان را بفروشند و در کنارشان، دانشجوها کلکسیون‌های تمبری که با عشق جمع کرده بودند را تبلیغ می‌کردند. در همین حال، جنگ از کناره‌های مملکت می‌خروشید. در سال ۱۹۹۱، اهالی معمولی روسیه نمی‌توانستند توضیح بدهند روسیه نمایندۀ چیست، از نظر سیاسی به کدام سو می‌رود، و درگیری‌هایش را چگونه می‌شود حل کرد. ما روزنامه‌نگاران هم البته نمی‌توانستیم. حالا همۀ این‌ها جزیی از تاریخ است و با در نظر گرفتنِ همۀ جوانب، این روزها وضع روسیه آن‌قدرها بد نیست. کتابی که در بالا نام بردم را خودم نوشته بودم و در آن هجده نفر را معرفی کرده بودم که می‌خواستند جایگاهشان را در روسیه پیدا کنند. آن‌ها آدم‌های معمول دوران گذار بودند: سیاستمداران و ژنرال‌ها، تاجران و هنرمندها، ایدئالیست‌ها، پوپولیست‌ها، وجنایت‌کارها. بعضی از آن‌ها دیگر زنده نیستند. بعضی‌ها کشته شدند، بعضی‌ها کشور را ترک کردند، و بعضی در دولت رشد کردند. با بررسی آن معرفی‌ها از چشم‌انداز امروز، فهمیدن این امر چندان دشوار نیست که چرا بعضی عقب ماندند، در حالی که دیگران زندگی موفقی را از سر گذراندن. همچنین می‌توانید ببینید که روسیه چگونه توانست دوباره استوار قامت راست کند. یکی از قهرمانان کتاب جوهر دودایف است، که در سال ۱۹۹۱ چچن را مستقل از روسیه اعلام کرد و مردم قفقاز را فراخواند تا در برابر استعمارگران مسکو مقاومت کنند. روسیه به خاطر او جنگی را آغاز کرد و شصت‌هزار سرباز را وارد این جمهوری کوچک کرد. سه ماه بعد از این که با رییس‌جمهورِ چچن صحبت کردم، دفترش که در آن با هم ملاقات کرده بودیم، با خاک یکسان شد. پانزده ماه بعد از آن، یک موشک روسی جان او را گرفت. پانزده سال بعد، صلح در چچن برقرار بود. می‌گویند تا ۱۶۰هزار نفر در جنگ کشته شدند. از آن زمان، هیچ منطقه‌ای تلاش نکرده است تا از روسیه جدا شود. یکی دیگر از قهرمانان کتاب بیوشیمی‌دان و متخصص پوست سرگئی دبوف بود. او هم حالا مرده است. دبوف در سال ۱۹۵۲ به گروه مخفی «آرامگاه لنین» پیوست؛ گروهی از دانشمندان که رهبر انقلاب را، که از مرگش در ۱۹۲۴ در معرض دید عمومی است، مومیایی کردند. دبوف که ضمناً استالین را هم مومیایی کرده بود، برای حدود ۴۰سال هر هفته دو بار بدن لنین را با محلولی سری شستشو می‌داد. بعد اتحاد شوروی و کمونیسم فرو پاشید و رییس‌جمهور بوریس یلتسین بودجۀ گروه مخفی و گارد تشریفاتی مقابل آرامگاه را کاهش داد. لنین از سوی ملت طرد شد و شهروندانی که خواهان خاکسپاری او در گورستانی در سن‌پترزبورگ بودند، دست به اقداماتی زدند. دبوف به من گفت که شوکه شده است: «حذف لنین از تاریخ روسیه... غیرقابل‌قبول است.» ► جایی برای تأسف در تاریخ روسیه نیست؟ این واقعیت که ۲۵ سال بعد رهبر انقلاب هنوز در میدان سرخ نمایش داده می‌شود، و جانشینان دبوف همچنان مشغول کار هستند، ضمناً توضیح می‌دهد که روسیه چگونه راه بازگشت به ثبات را پیدا کرد. رهبر انقلاب اکتبر که مثل استالین خیلی اهمیتی نمی‌داد که چند نفر از مردمش قربانی ایدۀ کمونیسم شوند، هنوز نمادِ سیاسیِ مهمی است. حضور مداوم او آرامش‌بخش پیروان کمونیسم است، اما همچنین نمایانگر این اندیشه در رهبری کرملین است که در تاریخ روسیه چیزی مایۀ تأسف نیست. این بازتابندۀ شیوۀ نگرش به تاریخ در روسیۀ ولادیمیر پوتین است. شخصیت سومی در کتاب هنوز زنده است و حالا ۵۳ سال دارد. او در روز تولد استالین به دنیا آمده بود، رشد کرد و به معاونت نخست‌وزیر رسید، و امروز مسئول صنایع دفاع روسیه است. من دیمیتری روگوزین را وقتی دیدم که ۳۱سال داشت. کمی قبلتر، در کوموسمول، شاخۀ جوانان حزب کمونیست، فعالیت کرده بود. او بعداً سفیر روسیه در ناتو شد و نظامی‌های غربی را با صحبت‌های فی‌البداهه‌اش شوکه کرد. ما اغلب در بروکسل همدیگر را می‌دیدیم. ► بعد از فروپاشی شوروی، روگوزین مسئول سرنوشت ۲۵میلیون روس‌تباری بود که حالا بیرون مرزهای کشور در دیگر جمهوری‌های شوروی سابق زندگی می‌کردند. او کنگرۀ جوامع روسی را بنیان گذاشت تا از منافع آن‌ها محافظت کند. کنگره‌ای که بدل به برنامه‌ای اثرگذار حولِ مفهوم «جهان روسی» شد؛ جهانی که شامل تمام نقاطی از جهان می‌شود که در آن روس‌ها زندگی می‌کنند و به گفتۀ پوتین باید از آن‌ها دفاع شود. روگوزین حالا شبه‌سخنگویی ناسیونالیست برای دولت است و اخیراً دوباره سیاست‌مداران غربی را «تفاله» خواند. آبادسازی چچن، اعاده حیثیت از تاریخ شوروی، و احیای «جهان روسی» -مشابه کاری که ترامپ حالا با شعار «اول آمریکا»ی خود در ایالات متحد انجام می‌دهد- همه کمک کردند تا روسیۀ جوان حفظ شود. و حق‌شناسی روسی شامل حال پوتین شده است، چیزی که در رضایتِ ۸۰درصدی از رییس‌جمهور دیده می‌شود. ► روسیۀ نو روسیۀ نو را خیلی جاها می‌توانی ببینی. چند هفته پیش من از شهر کوچکی در غرب روسیه به نام گواردیسک گذشتم که تنها ۱۳هزار ساکن دارد. آخرین باری که شهر را دیده بودم سال ۱۹۹۸ بود، درست بعد از بحران بزرگ روبل که دولت را تا آستانۀ ورشکستگی پیش برد. کارخانۀ کاغذسازیِ شهر بعد از آن بحران تعطیل شد، و کارخانه‌های بتن‌سازی و پنیر هم به دنبالش. نیروگاه‌های حرارتی دیگر زغال‌سنگ نداشتند، و سه‌چهارم شهروندان زیر خط فقر زندگی می‌کردند. حتی فضای بیمارستانِ شهر هم سرد بود و دارو و حتی دستکش برای پرستاران نداشت. پادگان ارتش و زندان که در قلعه‌ای قدیمی واقع شده بود، غذای کمی داشتند. در روستاهای اطراف گواردیسک، تغذیۀ ناکافی و آب آشامیدنی ناسالم به سل و مننژیت منجر شده بود. حالا در ۲۰۱۷ خانه‌های میدان مرکزی تازه رنگ شده‌اند و یک کارخانۀ اثاثیه‌سازی و کارگاه فرآوری گوشت و کارگاهی برای بسته‌بندی مواد باز شده‌اند. یک مرکز جوانان و یک سالن ورزش هست، و قلعه/زندان قرار است بدل به جاذبه‌ای توریستی شود. البته اگر به سمت شرق و میانِ مناطق روستایی‌تر رانندگی کنید، واقعیتی متفاوت، روستاهایی در حال مرگ، ظاهر می‌شود. اما هیچ نشانه‌ای از وضعیتِ اضطراری ملی‌ای نیست که دو دهه پیش روسیه را فلج کرده بود. به‌ویژه در مسکو، که با مناطق ویژۀ پیاده‌روی، سوپرمارکت‌های عظیم، کلوب‌های جاز و تئاترهای آوانگارد، وای‌فایِ خیابان‌ها و حتی زیرزمین‌های مترو، خود را به کلانشهری مدرن تبدیل کرده است. ► سیاست روسیه حلقۀ بازخورد ندارد اما چیزی هست که نه در پایتخت و نه در بقیۀ کشور تغییر نکرده است. اخیراً در حین خواندن اطلاعیه‌ای در آپارتمانم در مسکو به آن برخوردم که نماد پدیده‌ای است که برای سده‌ها بخشی از روسیه بوده است و پس‌زمینۀ رضایتِ ۸۰درصدی از پوتین را فراهم می‌کند. اطلاعیهْ اعلامیۀ شهرداری مسکو دربارۀ برنامه‌اش برای تخریب ۴۵۰۰ آپارتمان مخروبه بود. این ساختمان‌ها هیولاهای پیش‌ساختۀ پنج‌طبقه، زشت و اغلب در حال ریزشی هستند، اما حدود یک‌میلیون نفر از ساکنان مسکو، یعنی حدود یک بیستم کل جمعیت شهر، تحت تأثیر این برنامه قرار خواهند گرفت. مقامات شهر با فشارهای قانونی در پارلمان، بی‌رحمانه و با سرعت نور، طرحشان را پیش برده‌اند و در نیتجه طوفانی از خشم به پا خاسته است؛ حتی در محلۀ من، که هیچکدام از ساختمان‌هایی که قرار است تخریب شوند در آن نیست. اطلاعیه‌ای که به آپارتمان من رسیده بود، از طرف گروهی به نام «مسکویی‌ها علیه تخریب» صادر شده بود. آن‌ها می‌گویند این طرحْ شکلی ننگین از جابه‌جایی اجباری جمعیت است و اینکه طرحْ دربارۀ ساختمان‌های بلند پیش‌ساخته نیست، بلکه هدفِ آن، فراهم کردن زمین برای ساختن ساختمان‌های بلند سودده برای شرکت‌های ساخت‌وساز نزدیک به دولت است. اطلاعیه مدعی بود که ساکنانی که حاضر به جابه‌جایی نشوند به زور تغییر مکان داده خواهند شد، و هیچ هزینۀ جبرانی برای نوسازیِ انجام‌شده از سوی مستأجرها پرداخت نخواهد شد. گروه می‌گفت بسیاری از کسانی که مالک آپارتمان‌هایشان هستند خانه‌ای با ارزشی برابر دریافت نخواهند کرد. همهمه در مسکو بالا گرفته است. دولت که گفته بود می‌خواهد کار خوبی برای ساکنان شهر بکند، ظاهراً از مقاومت کاملاً شگفت‌زده شده است. حتی پوتین مجبور شد مداخله کند و از پارلمان روسیه، دوما، بخواهد تا کمی قانون را تغییر دهند، زیرا انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۸ برگزار خواهد شد و او علاقه‌ای به اعتراض شهروندان عصبانی ندارد. این داستانی عادی در روسیه است. حتی وقتی رهبری تلاش می‌کند کاری خوب برای مردمش بکند، اوضاع خوب پیش نمی‌رود: زیرا دولت تصمیم‌ها را خودش می‌گیرد و بعد مثل یک‌جور هدیۀ کریسمس به مردم ارائه‌شان می‌کند و بعد می‌کوشد پروژه‌هایش را به شکلی بلشویک به فرجام برساند. اینکه ممکن است بعضی از مردم اعتراض کنند چیزی نیست که سیاستمداران روسی علاقه‌ای به در نظر گرفتن آن داشته باشند. بحث حول‌وحوش تغییر مکان ساکنان این مجتمع‌های آپارتمانی یک‌بار دیگر نشان می‌دهد که همچنان حلقۀ بازخوردی در نظام سیاسی روسیه وجود ندارد. دولت هیچ تلاش جدی‌ای برای درگیری مردم در تصمیم‌گیری‌هایش نمی‌کند. تصمیم‌های سیاسی یا به شکل لطف یا به شکل ممنوعیت ارائه می‌شوند و ضمناً همین مسئله، به توضیح موج نوی اعتراض‌ها در مسکو و دیگر شهرها کمک می‌کند. در روسیه مردم و دولت به ندرت در کنار هم قرار می‌گیرند. ► عشق بی‌پاسخ‌مانده ویکتور اروفیف، نویسندۀ روسی، یک بار گفت اینجا کشورِ حصارها است و «وضعیتِ عادیِ حصار هم ’بسته‘ است». او ضمناً پرسید «وطن با شادمانی به شما اجازه می‌دهد دوستش داشته باشید، اما؛ آیا وطن هم شما را دوست دارد؟ آیا روسیه ما را دوست دارد؟» به نظر اروفیف، عشق اهالی روسیه برای روسیه متقابل نیست، و این چیزی است که من در دهه‌های گذشته به کرات به آن برخورده‌ام. اما به نظر او مقصر خود اهالی روسیه هستند؛ زیرا اهمیت چندانی به دولت نمی‌دهند. چند ماه پیش دربارۀ این امر با آندری کونچالوفسکی که فیلم‌ساز و کارگردان تئاتر محترمی است اختلافی پیدا کردم. او امسال ۸۰ ساله می‌شود، بعضی از بهترین فیلم‌های روسیه را ساخته است، و برای مدتی طولانی در هالیوود زندگی کرده است. ما با وجود اختلاف نظرهایمان در چیزهای زیادی نظرات نزدیکی داشتیم. کونچالوفسکی می‌گوید که روس‌ها در طول قرن‌ها روح روستاییِ خودشان را حفظ کرده‌اند، و می‌گوید که روس‌ها هیچ‌وقت به معنای واقعی کلمه شهروند نشده‌اند و همیشه خودشان را در مخالفت با دولت قرار داده‌اند، زیرا دولت همیشه در تلاش است چیزی را از آن‌ها بگیرد. همزمان می‌گوید روس‌ها چنان صبر زیادی دارند که می‌توانند به سادگی بی‌عدالتی را بپذیرند. همچنین معتقد است تفکر روسی مانوی است: روس‌ها فقط سیاه و سفید را می‌شناسند. و بعد کونچالوفسکی گفت که پوتین آن اوایل مثل غربی‌ها فکر می‌کرد، اما در نهایت فهمید که چرا همۀ حاکمان روسی برای رهبری این ملت با مشکل روبه‌رو هستند: زیرا ساکنانش، بر اساس سنتی تغییرناپذیر، آزادانه همۀ قدرتشان را به یک شخص واگذار می‌کنند، و بعد بدون آن که خودشان هیچ کاری بکنند منتظر می‌شوند آن قدرت به وضعیتشان رسیدگی کند. از این نظر، رابطۀ بین مردم و دولت در روسیه از کج‌فهمی گسترده‌ای رنج می‌برد. آیا یک خارجی اجازه دارد چنین چیزی بگوید؟ چنین فکر می‌کنم. بیش از سی سال است که دربارۀ روسیه نوشته‌ام، و نیمی از این زمان را در این کشور زندگی کرده‌ام. برای من آشکار است که چرا لیبرال‌های دور و برِ بوریس یلتسین در دهۀ ۱۹۹۰ ناکام ماندند. لیبرالیسم شانسی در روسیه ندارد. مردم اجازه‌اش را نخواهند داد. رابطۀ عجیبی که بین بسیاری از اهالی روسیه و دولتشان وجود دارد، در جزئیات بی‌شمار روزمره هم دیده می‌شود. دو یا سه سال پیش، شهردار مسکو تلاش کرد مشکل پارک‌کردن را با معرفی نوعی سیستم آنلاین پارکینگ حل کند. قیمت‌ها پایین بود و هزینۀ هر ساعت معمولاً کمتر از یک یورو. مشکل تا حد زیادی کاهش پیدا کرد و سیستم برای همه کار می‌کرد. بعد چه شد؟ اهالی مسکو شروع کردند به پوشاندن شماره‌های ماشینشان تا وسیله‌های بازرسی نتوانند شمارۀ آن‌ها را در حال رانندگی اسکن کنند، و پیداکردن ناقضان را غیرممکن کردند. مثالی دیگر: برای دهه‌ها، خیابان‌های جدید کمی، چه رسد به بزرگراه، در روسیه ساخته شده‌اند. اما حالا برنامه‌هایی برای بزرگراهی جدید بین مسکو و سن پترزبورگ در جریان است. اولین قطعه، که به فرودگاه بین‌المللی شرمتیوف می‌رسد، همین حالا هم بهره‌برداری شده است. اما چون جاده‌ای است که در آن عوارض گرفته می‌شود، با آنکه قیمت‌ها نسبتاً پایین است، چندان از آن استفاده نمی‌شود. رانندگان روسیه فکر می‌کنن این کار یک کلاهبرداری دولتی است و ترجیح می‌دهند در ترافیکِ جادۀ قدیمی معطل شوند. ► انفعال و بی‌تفاوتی در روسیه به ندرت به این فکر برمی‌خورید که شهروندان باید برای جامعه کاری کنند و در عوض چیزی به دست آورند. روس‌ها ممکن است بسیار بیشتر از آلمانی‌ها قدر بازیگران و شاعرانشان را بدانند، اما نگاهی شکاک به آدم‌های واقعاً خلاق دارند که به نوبۀ خودشان، تلاش می‌کنند بحث دربارۀ جهت آیندۀ کشور را به پیش ببرند. بوریس آکونین، نویسنده‌ای است که کتابش میلیون‌ها نسخه می‌فروشد اما خارج از کشور زندگی می‌کند زیرا نمی‌تواند سیاست‌های دولتش را تحمل کند. همین وضعیت برای ولادیمیر سوروکین نویسنده هم برقرار است که برای مدتی طولانی به دست سازمان‌های سیاسی نزدیک به دولت آزار و اذیت می‌شد. کیریل سربرنیکف که کارگردانی مشهور در سطح جهان است هم اخیراً و با یورش واحدهای پلیس به تئاترش تحت فشار قرار گرفته است. بالۀ او با نام «نورایف» در تئاتر بلشوی، بعد از مقاومت شدیدِ سیاستمداران محافظه‌کار، سه روز قبل از افتتاح لغو شد. این اتفاق روی من هم اثر گذاشت، زیرا توانسته بودم یکی از بلیط‌های آن روز عصر بلشوی را که سخت هم پیدا می‌شود، به دست بیاورم. این دست‌اندازی‌ها فقط عدۀ کمی از اهالی روسیه را به رنج می‌آورد. جدا از صداهایی تک‌وتوک در میان طبقۀ روشنفکر مسکو، اعتراضی نیست. ویکتور ارافیف یک بار به طعنه گفت «ما مردمی خاص هستیم، ما کسانی را دوست داریم که شبیه خودمان باشند، ما هیچ چیز متفاوتی نمی‌خواهیم». ادامه داد که یک دادستان دولتی که در کل، مردم را می‌ترساند، هنوز به آن‌ها نزدیک‌تر است تا یک الیگارش اصلاح‌شده مثل میخاییل خودوروفسکی که با چشمی باز از نظام پوتین انتقاد می‌کند. اخیراً وقتی در پاسگاه پلیسی در مرکز سن پترزبورگ بودم، به این فکر افتادم که آخر چرا این‌طور است؟ هیچ جای دیگری اینقدر واضح نیست که دولت چگونه تلاش می‌کند شهروندانش حس کنند اهمیتی ندارند. افسر وظیفه حتی سرش را بالا نمی‌آورد وقتی مردم با نگرانی پیشش می‌رفتند، و در برابر ورودیِ دفترها درهای سنگین آهنی گذاشته بودند. درها هر از چندگاهی بر اساس منطقی توضیح‌ناپذیر باز می‌شدند. در دفترها، گزارش‌ها به شکل دستی گرفته می‌شدند. و دیوارها با پرتره‌های فلیکس ژرژینسکی آراسته شده بودند! ژرژینسکی اولین رییس اطلاعات اتحاد شوروی بود. او مردی بود که «وحشت سرخ» را آغاز کرد و ده‌ها هزار نفر را به قتل رساند. یادمانِ او در مقابل ساختمان لوبیانکای مسکو اولین چیزی بود که بعد از پایان اتحاد شوروی سرنگون شد و...، حالا پلیس دوباره پرتره‌هایش را به دیوار آویخته است؟ ► چرا روس‌ها این چیزها را بدون گفتن یک کلمه می‌پذیرند؟ انفعال و بی‌تفاوتیِ آن‌ها به شکلی ناخوشایند با تقدیرگرایی و ترس از مسئولیت ترکیب می‌شود و رسیدن به هستۀ واقعیت‌های تاریخی را برای بیشتر آن‌ها غیرممکن می‌کند. بسیاری به این واقعیت اهمیت نمی‌دهند که یادمان‌های جدیدی برای استالین در حال ساخت است. روزنامه‌نگاری در مسکو گفت این کار مثل آن است که یهودی‌ها یادمان‌هایی برای هیتلر بنا کنند. هنوز هم استفادۀ دولت از زور به شکلی متافیزیکی و در مقامِ بخشی از سرنوشت تجربه می‌شود. آلکساندر زیپکو، فیلسوف اجتماعی، می‌گوید اکثریتی عمده از جمعیت هنوز نمی‌تواند بفهمد که در اتحاد شوروی و در نتیجۀ وحشت سرخ، میلیون‌ها نفر جانشان را از دست دادند. دنیس کاراگودین، ۳۵ ساله از شهر تومسک در سیبری، بعد از سال‌ها پژوهش اخیراً کشف کرد که کدام مقامات سرویس مخفی مسئول این بودند که پدر پدربزرگش استپان را در سال ۱۹۳۸ به‌عنوان جاسوس ژاپن اعلام و اعدام کنند. کاراگودین با در دست‌داشتن این اطلاعات شکایتی علیه آن مسئولان ثبت کرد، با این که مدت‌ها از مرگ آن‌ها گذشته است. او اولین شهروند روسیه است که با اعلامیۀ اعادۀ حیثیت رسمی مقامات راضی نشده است. او می‌خواهد اعدام‌کنندگان را، حداقل به شکل نمادین، به حسابرسی بکشاند. اما اصرار او با بدفهمی و بی‌توجهی مواجه شده است. بحث این است: نمی‌توانید چیزی را که به هر حال اتفاق افتاده است عوض کنید. ► عوام‌فریبی، حقیقت‌پوشی، و دروغ چیزهایی که اینجا درباره‌شان نوشته‌ام را ولادیمیر پوتین اختراع نکرده است. او تنها چیزهایی را کشف کرده است که پیش از آن هم وجود داشتند و آن‌ها را در محاسباتش در نظر گرفته است. ترس از مسئولیت شخصی؟ به حاشیه‌راندن افرادی که طرز فکر متفاوتی دارند؟ تسلیم سرنوشت‌شدن؟ احساس حقارت در برابر بقیۀ دنیا؟ این‌ها خصایصی هستند که دولت باید علیه‌شان اقدام کند. در عوض دولت آن‌ها را تقویت می‌کند، زیرا به کارش می‌آیند. من صرفاً در چند سال آخر متوجه شدم که این ماجرا چه‌قدر مرا آزار می‌ده، وقتی که دیدم حتی دوستان روسِ خودم بیشترشان رفته‌رفته تسلیم عوامفریبی رییس‌جمهورشان شده‌اند. پوتین حس تحقیر اهالی روسیه دربارۀ اوکراینی‌ها را مشتعل می‌کند، حتی با این که (اطمینان دارم) روس‌ها حسادت می‌کنند که اوکراینی‌ها حالا موفق شده‌اند به اروپا نزدیک‌تر شوند. او حسی برتری اخلاقی و نظامی بر غرب را در میان روس‌ها تقویت می‌کند. این احساس ارتباط کمی با حقیقت دارد، اما دولت و مردم را بیشتر و بیشتر از جهان خارج منزوی می‌کند. پوتین دارد روسیه را از نظام جهانی منشق می‌کند و مردم از این اتفاق هیجان‌زده‌اند. انگار جاذبه‌ای در یک نمایشگاه است، حتی با این که برای بسیاری از روس‌ها، اروپا و آمریکا نقطۀ مرجع اصلی زندگی است. همان طور که گفتم، پوتین هیچ کدامِ این‌ها را اختراع نکرده است. او فقط یاد گرفته است که چگونه استادانه از آن‌ها استفاده کند و عوام‌فریبی، حقیقت‌پوشی و دروغ را به ذهنیت روسی ارائه کند. این، برای من، مهم‌ترین چیزی است که ۲۵سال بعد از زایشِ دوبارۀ روسیه فهمیده‌ام. • پی‌نوشت‌ها: * این مطلب را کریستین نف نوشته است و در تاریخ ۲۲ آگوست ۲۰۱۷ با عنوان «The Mysteries of the Russian Mindset» در وب‌سایت اشپیگل منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۹۶ آن را با عنوان «رازِ ذهنیت روسی» و با ترجمۀ سهیل جان‌نثاری منتشر کرده است. ** کریستین نف (Christian Neef) که امروز ۶۵ ساله است، برای اولین بار در ۱۹۸۳ گزارشگر خارجی در مسکو شد. او در ۱۹۹۱ به اشپیگل در مسکو پیوست. بعداً به عنوان معاون دبیر خارجی کار کرد و به تازگی بازنشسته شده است. [۱] Russia: Faces of a Torn Country [۲] بازارهای محلی در روسیه [مترجم]. نویسنده: کریستین نف برگردان:سهیل جان نثاری منبع: ترجمان علوم سیاسی به نقل از اشپیگل   ]]> جامعه Sun, 17 Sep 2017 08:45:07 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4581/راز-ذهنیت-روسی جشن تولدی برای یک بلدیه/ عکس http://www.russiaviewer.com/fa/doc/gallery/4541/1/جشن-تولدی-یک-بلدیه-عکس دیدبان روسیه: مسکو شنبه این هفته به ایستگاه هشتصد و هفتادمین سال قطار عمر خود رسید و شهرداری تولدی به وسعت این بلدیه برای اهالی بزرگترین پایتخت اروپا تدارک دیده بود. اگر چه بساط جشن تولد در همه مناطق شهر پهن بود، اما هر چه به حوالی میدان سرخ نزدیک‌تر می‌شدیم، بیشتر شدت می‌گرفت. خیابان‌های نیم‌دایره شمالی اطراف کرملین و میدان سرخ، پر بود از برنامه‌های سرگرم‌کننده گوناگون تا مردم به بهانه تولد شهرشان به صورت رایگان شاد باشند و بخندند. یک طرف شهربازی کوچکی برای کودکان ایجاد شده بود و سوی دیگر زمین‌هایی همانند فوتبال و والیبال ساحلی برای نوجوانان و جوانان. در این میان اما به سلیقه آنها که اهل بازی‌های کامپیوتری هستند نیز احترام گذاشته شده بود و مسابقات فوتبالی راه انداخته بودند که بر پرده بزرگ سینمایی نمایش داده می شد و گزارشگری با هیجان آن را روایت می کرد. درست در مقابل درب پارلمان روسیه در ضلع شمالی کرملین، محلی ایجاد شده بود تا مردم شهر نظاره‌گر رقص‌های کلاسیک و باله باشند و کمی آن طرف‌تر یک جایگاه بزرگ بود که توسط شبکه مسکو 24 اداره می‌شد و نشان می‌داد که رسانه ملی چگونه می‌تواند در شادی مردم سهیم شود و مردم را با خود همراه کند؛ البته بهتر است بگویم چگونه رسانه ملی می تواند با مردم همراه شود و اعتماد آنها را به خود جلب کند. «در حوالی میدان سرخ» این هفته البته با شماره‌های قبل یک تفاوت جدی دارد، همیشه من به سوی میدان سرخ می‌رفتم تا روایتی از جامعه روس‌ها بیابم و بنویسم، اما این هفته میدان سرخ من را نیز همراه هزاران نفر به سوی خود کشید تا به بهانه کوچکی شاد باشیم. میان این ایام که در مسکو زیست می‌کنم، دریافتم که شهرداری مسکو به بهانه‌های مختلف تلاش دارد برنامه‌هایی برپا کند تا مردم چندین بار در سال تعطیلات آخر هفته را بتوانند شاد باشند و به رایگان از برنامه‌های گوناگون لذت ببرند. نحوه برگزاری این جشن‌ها برای من و شما به عنوان یک غیر روس نیز فکر می‌کنم از جنبه‌های مختلف جالب و قابل تامل باشد: پرده اول: در ایام برگزاری جشن‌ها، ورودی‌های منتهی به میدان سرخ حتی تا خیابان‌های اطراف، توسط پلیس محاصره می‌شود و برای ورود به این محدوده شاید لازم باشد چندین بار از گیت‌های بازرسی عبور کرد؛ اما نکته جالب آنجاست که هیچ فردی با دیدن این حد از پلیس و دیگر یگان‌های ویژه که همراه ماشین‌های زمختشان در ضلعی دپو شده‌اند، حس وحشت نمی‌گیرد؛ بلکه بیشتر احساس آرامش و امنیت می‌کند. کافی است پلیس به هر دلیلی تردد از یک سمت به سوی دیگری را مسدود نماید؛ آنقدر در ناخودآگاه روس‌ها تعریف شده است که حضور نیروهای پلیس و امنیتی برای نهادینه کردن آرامش آنهاست که عموما بدون هیچ اعتراضی و حتی با یک لبخند اطاعت فرمان می‌کنند. پرده دوم: معمولا در مراسم‌های بزرگ، ایستگاهی به شبکه‌های تلویزیونی دولتی یا همان رسانه ملی فدراسیون روسیه اختصاص داده می‌شود و در برنامه تولد مسکو نیز این سنت ادامه داشت. در حین برگزاری برنامه کنسرت‌های فراوانی توسط گروه‌های مختلف اجرا شد، اما دو میان‌برنامه به نظر خیلی جالب می‌آمد. نخست آنکه (طی یک برنامه از پیش ساخته شده) ارتباط مستقیمی با خبرنگاری در سطح شهر برقرار شد و او با طنز ناهنجاری‌ها و سختی‌هایی که در مسکو نیز همانند هر شهر دیگر، کم یا زیاد وجود دارد را به نمایش کشید. شاید بتوان گفت این قسمت از برنامه یک نقطه عطف بود تا شهروندان و مسئولین شهری در میان خنده‌هایشان توجه بیشتری به این ناهنجاری‌ها داشته باشند و در رفع آن بکوشند. میان برنامه‌ای که نه قصدش حمله به مسئولین شهرداری بود و نه توهین به مردم؛ بلکه به درستی تلاش داشت از جایگاه رسانه ملی در راستای افزایش حقوق شهروندی گام بردارد؛ چه در مقام مطالبه و چه در مقام آموزش. در میان برنامه‌ای دیگر نیز شبکه «مسکو 24» با پخش گاف‌های رسانه ای خود، کوشید تا مردم را از ته دل بخواندند و  بیشتر آنها را با خود همراه کند. پرده سوم: بدون شک یکی از زیباترین جلوه‌های این گونه برنامه‌ها، فضای خانوادگی و سلامت اخلاقی از این قبیل جشن‌هاست. عموما خانواده‌ها، مادران به همراه فرزندان خردسال خود، عاشق و معشوق‌ها و یا حلقه‌هایی از دوستان حتی از ملیت‌های مختلف به چشم می‌خورند که آمده‌اند تا ساعات شادی را سپری کنند، اما پیدا کردن بی اخلاقی و مزاحمت بسیار بسیار دشوار است. پرده چهارم: هنگامی که برنامه پایان می‌یابد، خیلی سخت است که متوجه بشوی مردم چه هنگامی آن محل را این‌قدر آرام و بدون سر و صدا ترک کرده‌اند؛ شاید به این دلیل باشد که روس‌ها عموما با یکدیگر با صدای بلند صحبت نمی‌کنند و دشوار است صدای دو نفر که در میز کناری شما در رستورانی و یا پارکی نشسته و مشغول صحبت می‌باشند را بشنوید. در آخر رفتگرانی که مشغول نظافت هستند، آرام آرام ظاهر می شوند؛ البته نمی‌توان گفت که یافتن زباله سخت است، اما آسان هم نیست. در شماره‌های بعدی «در حوالی میدان سرخ» بیشتر درباره الفبای حقوق شهروندی جامعه روسیه و نقاط روشن و تاریک آن خواهم نوشت. نویسنده: احمد وخشیته، سردبیر دیدبان روسیه و دانشجوی دکتری علوم سیاسی در دانشگاه دوستی ملل روسیه  منبع: روزنامه اعتماد پایان نوشتار/        ]]> احمد وخشیته جامعه Wed, 13 Sep 2017 08:07:12 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/gallery/4541/1/جشن-تولدی-یک-بلدیه-عکس مسکو ۸۷۰ ساله شد + عکس http://www.russiaviewer.com/fa/doc/gallery/4507/1/مسکو-۸۷۰-ساله-عکس دیدبان روسیه: مراسم گرامیداشت ۸۷۰ مین سال تاسیس مسکو پایتخت روسیه برگزار شد. در این مراسم که بیش از ده میلیون نفر از ساکنان شهر مسکو حضور داشتند  برنامه های مختلف فرهنگی ،هنری و ورزشی برای شرکت کنندگان در نظر گرفته شده بود. همچنین بیش از ۱۵ هزار نفر نیروی نظامی مسئولیت حفط نظم و امنیت این مراسم را بر عهده داشتند و در ۱۳ نقطه این شهر مراسم آتش بازی برگزار شد که در مجموع  بیش از ۲۰ هزار بار آسمان مسکو نورافشانی شد. نام مسکو برگرفته از نام رود موسکوا است که در روسی قدیم آن گراد ماسکوف به معنای شهر کنار مسکو می‌گفتند. نخستین اشاره به نام این شهر در منابع مکتوب روسیه به سال ۱۱۴۷ میلادی بر می گردد. مسکو پایتخت روسیه و پرجمعیت‌ترین شهر پهناورترین کشور جهان است  که با جمعیتی بیش از ۱۳ میلیون نفر، بزرگترین شهر در قاره اروپا و یازدهمین شهر پرجمعیت جهان به شمار می رود.   منبع: ایسنا پایان نوشتار/ ]]> جامعه Mon, 11 Sep 2017 09:48:25 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/gallery/4507/1/مسکو-۸۷۰-ساله-عکس دنیای کتاب و ادبیات کودک مخصوص مسلمانان در روسیه http://www.russiaviewer.com/fa/doc/article/4434/دنیای-کتاب-ادبیات-کودک-مخصوص-مسلمانان-روسیه دیدبان روسیه:‌ در حال حاضر امر نشر و ادبیات کودک مخصوص مسلمانان در روسیه بسیار حائز اهمیت است و با تلاش مسئولان مربوط در حال رشد و توسعه است. با مطالعه و بررسی منابع اینترنتی گوناگون می‌توان با اطمینان اظهار داشت که امت اسلامی روسیه به دنبال آموزش همه جانبه مذهبی و تربیت کودکان خود بر مبنای اصول و عقاید اسلامی می‌باشد. کشور روسیه از جمله کشورهایی است که سرانه مطالعه مطلوبی دارد. در حال حاضر حدود هشت انتشارات ادبیات اسلامی در روسیه وجود دارد که همگام با نشر کتب مخصوص بزرگسالان به چاپ و انتشار ادبیات کودک نیز مشغول هستند و با انتشار کتب مخصوص در پی آموزش و تربیت کودکان و آشنا نمودن آنان با مبانی اسلامی می‌باشند. در روسیه به انتشارات ادبیات کودک توجه ویژه می‌شود و این روند رو به افزایش است. مراجعه و درخواست والدین در رابطه با منابع اسلامی مخصوص کودکان خود گواه این روند و افزایش آن است. در این گزارش مهمترین انتشارات مخصوص ادبیات کودک در روسیه معرفی می‌شوند: ► مرکز انتشاراتی "ریسالیا" انتشارات "ریسالیا" در مرکز جمهوری تاتارستان قرار دارد. این مرکز در سال 2008 با هدف ایجاد و ترویج منابع اطلاعاتی- آموزشی با موضوعات اسلامی فعالیت خود را آغاز نمود. محور اصلی فعالیت این انتشارات، چاپ منابع آموزشی برای کودکان و بزرگسالان است. این انتشارات بیش از 170 عنوان به زبان‌های روسی و تاتاری چاپ نموده است که در این بین ادبیات کودک مخصوص مسلمانان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. این مرکز کتب گوناگونی را در رابطه با آموزش اسلامی عرضه کرده است، از جمله این آثار می‌توان به کتب "درباره حیوانات مذکور در قرآن"، "مریم"، "من حجابم را دوست دارم"، "اولین دعاهای من"، "اصول پنج گانه اسلام" و "سفر به مکه" اشاره کرد. این آثار در جهت آموزش و تربیت اخلاقی کودکان منتشر می‌شوند. از جمله آثار محبوب این اتشارات، مجموعه "داستان پیامبران" است که در بین کودکان مسلمان بسیار طرفدار دارد. ► انتشارات" گروه مدیا انسان" "گروه مدیا انسان" یک فروشگاه کتاب‌فروشی اسلامی، انتشارات کتب اسلامی و فروشگاه اینترنتی اسلامی (www.islamicshop.ru) است. مرکز اصلی این انتشارات در شهر قازان پایتخت جمهوری تاتارستان واقع شده است، اما شعب و مراکز پخش و فروش بسیاری در سطح روسیه و کشورهای مستقل مشترک‌المنافع دارد. آثار چاپ شده توسط این مرکز بسیار متنوع هستند و به زبان‌های روسی و تاتاری عرضه می‌شوند. محور اصلی فعالیت‌های این مرکز چاپ و انتشار ادبیات کودک در جهت آموزش و تربیت آنان است. این مرکز متشکل از گروه بسیار با تجربه‌ای در تمامی امور مربوط به چاپ و نشر اسلامی است. از سال 2015 دو طرح انتشاراتی بسیار عظیم با موضوع  "اسلام و محبت" و"اسلام در اشعار مخصوص کودکان " را با هدف ترویج و تشکیل تربیت خانوادگی اسلامی آغاز نموده است. در چارچوب این طرح ها کتب بسیار ارزشندی توسط مرکز به چاپ رسیده است، از جمله: "الفبای اسلام در اشعار برای کودکان"، "ایام رمضان برای کودکان"، "اصول ایمان"، "اصول ایمان برای کودکان"، " اسلام و اعداد برای کودکان". ► مرکز انتشاراتی "الف" مرکز انتشاراتی "الف" بزرگترین انتشارات مخصوص ادبیات اسلامی در روسیه و کشورهای مستقل مشترک‌المنافع می‌باشد. مرکز اصلی این انتشارات در شهر نیژنیکامسک قرار دارد. این مرکز فعالیت خود را به زبان‌های روسی، تاتاری، قزاقی و ازبکی منتشر می‌کند. از جمله عناوین چاپ شده توسط این مرکز می‌توان به این آثار اشاره نمود: "تاریخ پیامبران" و کتاب "بهترین عمل" اثر لیلی عثمانوا که برنده جایزه مسابقه اثر اسلامی روسیه گردید و همچنین چاپ و نشر مجدد بسیاری از کتب دیگر اسلامی مخصوص  کودکان. این مرکز همچنین به طراحی و چاپ بازی‌های گوناگون مخصوص کودکان در قالب پازل و ... با محوریت متون اسلامی پرداخته است، یکی از تجارب ارزنده این طرح "جعبه کادوئی ، لابراتوار زبان کودکان" است که به چهار زبان عرضه گردیده است. منبع خبر: اینفو اسلام پایان نوشتار/ ]]> جامعه Thu, 07 Sep 2017 10:16:18 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/article/4434/دنیای-کتاب-ادبیات-کودک-مخصوص-مسلمانان-روسیه آزادي؛ فاصله‌اي ميان پُز تا واقعيت http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4471/آزادي-فاصله-اي-ميان-پ-ز-واقعيت دیدبان روسیه: در دو شماره قبل «در حوالی ميدان سرخ» از تعريف آزادي به سبك روسي نوشتم و پس از آن به افرادي اشاره كردم كه چشم ديدن حداقل‌هاي حقوق شهروندي و آزادي‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي ملت را هم ندارند و همواره دلواپس هستند و به قول مطلب هفته گذشته ناحيه سعادت‌شان درد مي‌كند. اين هفته مي‌خواهم از زاويه ديگر به اين مفهوم پرهياهو در جامعه روسيه نگاه كنم. با پيدايش و گسترش رسانه‌هاي جمعي و شبكه‌هاي اجتماعي، پُز دادن‌هاي به سبك حكومتي هم مد شد و فارغ از اينكه يك دولتي چقدر حداقل‌هاي آزادي و حقوق شهروندي را در خصوص ملت خود و ديگر ملت‌ها رعايت مي‌كرد، همواره مي‌كوشيد پُز آن را بدهد كه همه‌چيز آرام و اوضاع بر وفق مراد است. رسانه ملي يا همان شبكه‌هاي راديو و تلويزيوني دولتي يكي از مناسب‌ترين محل‌ها براي اين پُز دادن‌ها بود و شايد هنوز هم است. پرده اول: در دوران اتحاد جماهير شوروي راديوهاي تك موجي بر روي ديوار خانه‌ها نصب شده بود تا مردمان روس تك صدايي را كه حكومت صلاح مي‌دانست گوش كنند ر ا بشنوند و جالب آن بود كه اگرچه مردم همه‌چيز را خوب فهم مي‌كردند، اما آن طرف راديو تك موج، سياستگذاراني نشسته بودند كه در همان شرايط هم پُز آزادي مي‌دادند و تنها دغدغه‌شان اين بود كه ما خوب هستيم و دشمن بد است. با پايان دوران شورويايي، رسانه ملي در روسيه شكل تازه‌اي گرفت و آرام آرام در كنار كانال‌هاي دولتي، شبكه‌هاي غير دولتي و خصوصي نيز فعاليت خود را آغاز كردند. تا جايي كه امروز در حدود ٣٣٠ كانال راديويي و تلويزيوني وجود دارد كه تنها حدود ١٠ شبكه سراسري آن دولتي است. پرده دوم: بنياد تحقيقات رسانه‌اي و توسعه استانداردهاي روزنامه‌نگاري در انتهاي سال ٢٠١٦ ميلادي گزارشي را منتشر كرد كه نشان‌دهنده كاهش اقبال روس‌ها به رسانه ملي بود، تا جايي كه بيش از نيمي از افرادي كه در مسكو در اين نظرسنجي شركت كردند، اعلام داشتند كه با مطالب دروغين و تحميل آن از سوي رسانه‌هاي گروهي روبه‌رو هستند. روزنامه كامرسانت نيز در مطلبي منتشر كرد كه بسياري از مردم هر روز اخبار را در اينترنت دنبال مي‌كنند و به سخنان روزنامه‌نگاران اعتماد بيشتري دارند يا حداقل مطالب ترديدبرانگيز رسانه‌ها را با آنها چك مي‌كنند. پرده سوم: تحقيقات مركز مطالعات افكار عمومي روسيه در نيمه نخست سال ٢٠١٧ نشان داد كه اگرچه هم‌اكنون تلويزيون مهم‌ترين و قابل اعتماد‌ترين منبع كسب اخبار ميان روس‌ها است اما ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد كه طي ٢٥ سال گذشته به‌شدت از ميزان محبوبيت تلويزيون كاسته شده است؛ به گونه‌اي كه در سال ١٩٨٩، ٧٣ درصد مردم تلويزيون تماشا مي‌كردند، اما امروز اين رقم به ٤٦ درصد كاهش يافته است. اين مركز تاكيد دارد كه سه چهارم روس‌ها همچنان به شبكه‌هاي دولتي سراسري روسيه اعتماد دارند و البته اين اعتماد، با توجه به موضوعات مختلف، تفاوت دارد. به عنوان مثال اگر در رابطه با شرايط بد آب و هوايي باشد، ٧٢ درصد؛ نسبت به عملكرد سران حكومت ٦٢ درصد و در رابطه به جايگاه و موقعيت روسيه در صحنه جهاني ٥٣ درصد اعتماد دارند. پرده چهارم: همواره مراكز مطالعاتي افكار عمومي و نظرسنجي در روسيه فعاليت مي‌كنند و در خصوص موضوعات مختلف به بررسي و تحليل ديدگاه‌هاي مردم مي‌پردازند. موضوعاتي كه به نظر مي‌رسد حداقل در عنوان هيچ خط قرمزي را ندارد و حتي اينكه چه ميزان افراد صحبت‌هاي مرد شماره يك روسيه را گوش مي‌دهند و چه حسي در رابطه با صداقت يا پوپوليستي بودن آن دارند را نيز شامل مي‌شود؛ يا اينكه اصلا به نظر آنها دشمن وجود دارد يا كرملين‌نشينان براي بقاي خود از آن سخن به ميان مي‌آورند. شايد در نگاه ابتدايي بگوييم خب نظرسنجي كه مهم نيست، بلكه آن نتيجه است كه هرچه به واقعيت نزديك‌تر و كمتر مهندسي شده باشد، از اهميت برخوردار است. اما به نظر مي‌رسد حتي اگر فرض را بر اين بگذاريم كه نتيجه اين نظرسنجي‌ها از پيش مشخص است، اما همين كه در رابطه با عنوان خاصي سوالي مطرح شده است، خود لازمه الفباي آزادي در يك جامعه است؛ حال اينكه در نتيجه چه ميزان خطا مي‌تواند وجود داشته باشد، موضوع ديگري است. در دنياي سرمايه‌داري امروزي، معمولا مي‌گويند آدمي مي‌تواند پُز پولداري و شيك بودن را بدهد كه لباسي مارك بر تن داشته و ماشين آن‌چناني زيرپايش باشد و محل سكونت و دفتر كارش در فلان محله بنام شهر باشد؛ اگر چه ممكن است همه اينها قسطي باشد يا يك كلاهبرداري حرفه‌اي. در واقع هر ادعايي نيازمند ملزوماتي است و پُز دادن در حوزه آزادي نيز از اين ملزومات مستثنا نيست؛ حال اصل يا قسطي بودن اين ادعا موضوعي است كه در شماره‌هاي بعدي «در حوالی ميدان سرخ» به شاخصه‌ها و ميزان آن خواهم پرداخت. نویسنده: احمد وخشيته دانشجوي دكتراي علوم سياسي در دانشگاه دوستي ملل روسيه منبع: روزنامه اعتماد پایان نوشتار/   ]]> احمد وخشیته جامعه Wed, 06 Sep 2017 10:47:11 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4471/آزادي-فاصله-اي-ميان-پ-ز-واقعيت مردم روسیه به کدام مسائل سیاسی علاقه‌مند هستند؟ http://www.russiaviewer.com/fa/doc/news/4392/مردم-روسیه-کدام-مسائل-سیاسی-علاقه-مند-هستند دیدبان روسیه: بر اساس اطلاعاتی که در نتیجه نظرسنجی صورت گرفته از سوی بنیاد «سنجش افکارعمومی» روسیه منتشر شده، بیش از نیمی از مردم روسیه (یعنی دقیقا 53 درصد آنها) به مسائل سیاسی علاقه‌ای ندارند، البته در عین حال محبوبترین موضوعاتی که در جمع خانواده و دوستان خود از آن صحبت می‌شود، اوضاع اوکراین و روابط روسیه با آمریکاست. بر اساس این اطلاعات، در میان افرادی که به مباحثات سیاسی علاقه مندند 58 درصد شهروندان، مسائل مربوط به سیاست روسیه را در گفتگوهای روزانه خود بررسی می کنند. موضوع مورد علاقه آنها نیز اوضاع اوکراین و روند تحولات پیرامون روابط مسکو و واشنگتن است. در عین حال 41 درصد از سئوال شوندگان، اصلا مسائل مربوط به سیاست روسیه را بررسی نکرده، 36 درصد تنها گاهی اوقات و 22 درصد هم بندرت این کار را انجام می دهند. بر اساس این نظرسنجی، بعد از مسائل اوکراین و روابط با آمریکا، هم مهمترین موضوعات مورد بررسی در گفتگوهای شهروندان روسی با دوستان و اعضای خانواده خود، اوضاع سوریه، مسئله شبه جزیره کریمه، وضعیت اقتصادی روسیه، رشد قیمتها و بیکاری و همچنین اقدامات "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهوری روسیه و فعالیت مخالفان دولت است. در این نظرسنجی 1800 نفر افراد بالاتر از 18 سال در 104 نقطه مسکونی در مناطق مختلف فدراسیون روسیه شرکت کرده بودند.   منبع: تسنیم پایان نوشتار/   ]]> جامعه Fri, 01 Sep 2017 10:12:43 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/news/4392/مردم-روسیه-کدام-مسائل-سیاسی-علاقه-مند-هستند دلواپسی از جنس روسی http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4383/دلواپسی-جنس-روسی دیدبان روسیه: سعادت مردم، موضوعي است كه در هر كشوري به گونه‌اي به آن توجه مي‌شود و فدراسيون روسيه نيز از اين موضوع مستثني نيست؛ اما گاهي پيش مي‌آيد كه برخي سعادت درد دارند، يعني در واقع ناحيه سعادت‌شان درد مي‌كند و دلواپس هستند كه مبادا مردم از راه راست كمي به راه چپ انحراف پيدا كنند و از همين رو همواره به دنبال آن هستند كه به صورت قانوني يا حتي فراتر از قانون مردم را به راه راست هدايت كنند. پرده اول: حدودا دو يا سه سال پيش بود كه عده‌اي دلواپس عدم رعايت قواعد راهنمايي و رانندگي در خيابان‌هاي مسكو بودند و از همين رو جنبش اجتماعي به نام «استوپ خام» را راه‌اندازي كردند. آنها در واقع در خيابان‌ها مي‌چرخيدند و اگر ناهنجاري نظير پارك دوبل مي‌ديدند، تذكر مي‌دادند و ويديويي از آن فرد در فضاي مجازي منتشر مي‌كردند. استوپ خام يا همان طرح بي‌نظمي ممنوع البته يك‌مرتبه نيز منجر به دعوايي ميان يكي از اعضاي اين گروه با «الكسي نيموف» كه از قهرمانان المپيك است، شد و جنجالي در رسانه‌ها به پا كرد. پرده دوم: اوايل سال ٢٠١٧ بود كه برخي از افراد تصميم گرفتند در خيابان‌ها عميق‌تر چرخ بزنند و به ارشاد مردم بپردازند و به كساني كه در مكان‌هاي عمومي سيگار مي‌كشند يا مشروب مي‌خورند، تذكر دهند. از همين رو طرح شريعت به نام «استوپ حرام» را راه‌اندازي كردند. در واقع اين ايده يكي از افراد جنبش اجتماعي استوپ خام بود كه از آنجايي كه با مخالفت رييس اين جنبش مواجه شد، از آن جنبش انشعاب پيدا كرد و به موجب طرح استوپ حرام، به طور مستقل‌تري اين دلواپسي خود را پيگيري كرد. آنها كه فعاليت خود را از ميدان كامسامولس مسكو آغاز كرده بودند، ضمن گشت‌زني در خيابان‌ها، افراد سيگاري و مشروب‌خور را شناسايي و به موازين ديني دعوت مي‌كردند و درصدد بودند تا آنها را متقاعد سازند كه دست از اينگونه رفتارها بردارند. آنها به افراد مورد نظر نزديك مي‌شدند و به نصيحت وي مي‌پرداختند و آنچه را كه روي مي‌داد فيلمبرداري و در يوتيوب منتشر مي‌كردند. البته مفتي مسكو با اين رويه به‌شدت مخالف بود و آن را غيرقابل درك و نسنجيده مي‌دانست.  پرده سوم: مدتي است كه در برخي جمهوري‌هاي مسلمان‌نشين روسيه زمزمه‌هايي براي راه‌اندازي «پليس اخلاقي» به گوش مي‌رسد؛ ايده‌اي كه ابتكار آن اختصاص دارد به عده‌اي مسلمان تندرو كه دلواپس پوشش جوانان هستند. جمهوري اينگوشتيا يكي از مناطقي است كه برخي به‌شدت تلاش دارند تا پليس اخلاقي در آنجا جامه عمل بپوشد. رييس‌جمهور اين منطقه اما همواره مخالف قضاوت و پيگيري افراد و جوانان از طريق ظاهر آنهاست و معتقد است آنچه ضروري است تمركز بر خانواده و تربيت صحيح فرزندان است، نه پليس اخلاقي. پرده چهارم: دلواپس بودن اما صرفا به مسلمان روسي اختصاص ندارد و در ميان مسيحيان اين كشور نيز مي‌توان رگه‌هايي از آن پيدا كرد. فوريه ٢٠١٦ بود كه رهبر كليساي ارتدوكس با رهبر كليساي كاتوليك جهان ملاقات كرد و ديدارشان به يك عكس دونفره با لبخند رضايت ختم شد. اگرچه اين ديدار بسيار اهميت داشت و به موجب آن سندي ميان كليساي كاتوليك و ارتدوكس به امضا رسيد كه بر اتحاد، برادري و صلح تاكيد داشت؛ اما برخي پدران روحاني در روسيه دلواپسي‌شان عجيب عود كرده  و «پاتريارك كريل» رهبر كليساي ارتدوكس را خائن دانستند. اين روحانيون دلواپس به راحتي از جايگاه رهبر كليساي ارتدوكس عبور كردند و وي را تهديدي براي امنيت ملي روسيه خواندند. يكي گفت به نشانه اعتراض در هنگام دعا و مناجات ديگر نام پاتريارك را نخواهم گفت و ديگري كليساي كاتوليك را مشرك خواند و گفت بايد براي كليساي ارتدوكس پاتريارك جديدي انتخاب كنيم، چرا كه وي با مشركين ديدار كرده و آنها را برادر خوانده است. فرقي ندارد از چه دين و مذهبي باشند، گويي همواره افرادي هستند كه خودجوش غم سعادت جامعه را دارند و دلواپس هستند مبادا كسي خطايي انجام دهد و زندگي اخروي خود و ديگران را به خطر بيندازد. درد دلواپسان به قدري است كه حتي از مفتي‌ها و پاپ‌هاي تراز اول نيز پيشي مي‌گيرند و آنها را سازش‌گر، ترسو و حتي نجس مي‌خوانند. هفته‌هاي بعد بيشتر به نگاه دولتمردان و فعالين اجتماعي و فرهنگي نسبت به دلواپسان روسي خواهم پرداخت. نویسنده: احمد وخشیته؛ دانشجوی دکتری علوم سیاسی در روسیه منبع: روزنامه اعتماد پایان نوشتار/ ]]> احمد وخشیته جامعه Wed, 30 Aug 2017 10:19:15 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4383/دلواپسی-جنس-روسی شوخی شوخی، با پوتین هم شوخی! http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4312/شوخی-پوتین-هم دیدبان روسیه: بالای برخی مفاهیم همواره در زندگی ابهامی وجود دارد و هیچ‌گاه نمی‌توان درباره وجود یا عدم آن به صورت مطلق سخن گفت؛ مفاهیمی به سادگی آزادی سیاسی، آزادی اجتماعی، آزادی بیان و بسیاری از پسوندهای دیگر که نشستن آنها در کنار آزادی از یک سو برای عده‌ای آرامش به وجود می‌آورد و اما از سوی دیگر سبب دلواپسی و خشم برخی دیگر می‌شود. با اینکه سال‌ها از دوران استالینی می‌گذرد، اما همچنان روسیه امروز در نگاه برخی یادآور دوران شورویایی است و بر این باور هستند که تنها تفاوتش با آن دوران این است که سازمان مخوفی چون کا.گ.ب جای خود را به اف.اس.ب داده و همچنان مردم این کشور در زیر چتر امنیتی زیست می‌کنند، تمامی عملکردشان تحت کنترل است و اگر کوچکترین ساز مخالفی با مفاهیم تعریف شده بزنند، یا در یک شب برفی آرام می‌شوند و یا در زندان‌های ماگادان صبر می‌کنند تا به طور طبیعی به آرامش در یک شب برفی دست یابند! پرده اول: اولین بار که به مسکو سفر کرده بودم، در آستانه میدان سرخ، یعنی تنها چند ده متر آن طرف تر از کرملین و اتاق سبز رنگ گنبدین که به دفتر رئیس جمهور معروف است، فردی را دیدم که مردم در کنارش مشغول سلفی انداختن هستند؛ فکر کردم "ولادیمیر پوتین" است. یکباره شوکه شدم و با سرعت پیش رفتم، اما دریافتم که او فردی است که خود را شبیه به رئیس‌جمهور درست کرده و از توریست‌ها مبلغی می‌گیرد تا با وی عکس یادگاری بیندازند؛ جالب بود که کمی آن طرف‌تر لنین، استالین و کاترین نیز بر اساس همین مدل یافت می شدند و مشغول سلفی انداختن بودند. برای من که همچون هر انسان دیگری همواره در جستجوی آزادی بودم و البته بسته بودن فضا در سرزمین اسلاوها نیز به گوشم خورده بود، این که در کنار کاخ ریاست جمهوری، فردی آزادانه ادای فرد شماره یک روسیه را در آورد و این رویه محل درآمدش باشد، خیلی شگفت زده‌ام کرد. پرده دوم: روزهای واپسین سال 93 بود، یک روزنامه‌نگار معروف روس تنها کمی آن طرف تر از دیواره های کرملین ترور شد و جان خود را از دست داد. رسانه های غربی به سرعت موضوع را تحلیل می کردند و معتقد بودند که "بوریس نمتسوف" توسط دولت روسیه کشته است و در مقابل اما پوتین دستور داد موضوع به سرعت رسیدگی شود؛ تحلیل اینکه کار چه کسی بود، موضوع این مطلب نیست، اما برای من جالب است که تا همین امروز نیز در محل کشته شدن این روزنامه‌نگار منتقد، دوستداران وی در محل کشته شدنش هر روز آزادنه گل می‌گذارند و آنجا را با قاب عکس‌هایی که از او گذاشته‌اند، تبدیل به محل یادبودی برای یک منتقد کرده‌اند که بسیاری از رسانه‌های غربی معتقدند خون وی توسط دولت روسیه ریخته شده است و کرملین نیز هیچ واکنشی به این رفتار مردم نشان نمی‌دهد؛ درحالی که به نظر می‌رسد دوستداران یک اپوزیسیون نیز حتما بیشتر از همان طیف هستند. پرده سوم: یکی از برنامه‌های تلویزیونی مورد علاقه من، مجموعه طنزی به نام «...» است. این برنامه چندی پیش یک بازی هاکی را به نمایش درآورده بود، پیش از شروع بازی فردی که عینک‌دودی زده وارد رختکن می‌شود و به بازیکنان می‌گوید که شما باید در این بازی شکست بخورید. بعد ادامه می‌دهد که اصلا ضرورتی ندارد با توپ بازی کنید، برای محکم کاری بدون توپ بازی کنید اما گل بخورید تا تیم مقابل پیروز شود. بازیکنان که بسیار متعجب شده بودند به این مامور امنیتی گفتند این که نشدنی است، تماشاچیان می بینند؛ آخر چگونه این کار را انجام دهیم. مامور امنیتی عینک آفتابی‌اش را بالا و پایین کرد و با لبخند گفت نگران هیچ چیز نباشید، همه چیز تحت کنترل ماست؛ تماشاچیان خانواده های کارکنان ما (سرویس امنیت فدرال روسیه) هستند! یا در شب سال نو، شبکه یک تلویزیون روسیه انیمیشنی از پوتین و مدودوف پخش کرد که در میدان سرخ مشغول زدن ساز هستند و دیالوگ‌های جالبی داشتند. شاید کمترین دستاورد این برنامه‌ها و آزادی در فضای اجتماعی رسانه‌های دولتی این باشد که روس‌ها تمایل چندانی برای تماشای این قبیل برنامه‌های از شبکه‌های غیر روس نداشته باشند. شاید شما بگویید اینها که گفتی سوپاپ اطمینان است تا مردم اعتراضی نکنند؛ من هم البته به این ضرب‌المثل معتقد هستم که هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیرد و اتفاقا مصداق آن را در دنیای سیاست بیش از هر عرصه دیگری احساس می‌کنم، اما به نظرم مدیریت همین موضوع نیز یک هنر است. روسیه بدون شک در مواردی با اروپای غربی فاصله دارد، اما یقینا وضعیتی همچون خاورمیانه نیز ندارد. واقعیت این است که وجود آزادی‌های اجتماعی سبب شده نخبگان کمتر به دنبال اپوزیسیون شدن باشند و مطالبات آزادی سیاسی خود را در بستر برنامه‌هایی که شاید من و شما از آن به عنوان سوپاپ اطمینان یاد می‌کنیم، جلو می برند. از سفر اول تا کنون هرگاه گذرم به میدان سرخ می‌افتد و آن شخص شبیه پوتین را می‌بینم بی اختیار یاد این جمله "هانا آرنت" می‌افتم و با خود مرور می‌کنم: "انسان بودن با آزاد بودن یکی است. خدا آدمی را آفرید تا توانایی آغازگری، یعنی آزادی را وارد جهان کند." هفته‌های بعد بیشتر از فراز و فرودهای مفاهیمی چون آزادی در جامعه روسیه برای شما مخاطبان «در میانه میدان سرخ» خواهم نوشت. نویسنده: احمد وخشیته، دانشجوی دکتری علوم سیاسی در دانشگاه دوستی ملل روسیه؛ منبع: روزنامه اعتماد پایان نوشتار/     ]]> احمد وخشیته جامعه Wed, 23 Aug 2017 10:09:37 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/4312/شوخی-پوتین-هم روسیه موقعیت خود در آسیای مرکزی را تقویت می کند http://www.russiaviewer.com/fa/doc/news/4288/روسیه-موقعیت-خود-آسیای-مرکزی-تقویت-می-کند دیدبان روسیه: «سرگئی شویگو» وزیر دفاع روسیه گفت روسیه موقعیت خود در آسیای مرکزی را تقویت می‌کند. این منطقه به دلیل ادامه جنگ طالبان و داعش در افغانستان در معرض خطر قرار دارد. شویگو گفت: مسکو در آینده توجه بیشتری  به کشورهای آسیای مرکزی خواهد داشت و این روند منجر به این می شود که ما با کشورهای این منطقه رزمایش‌های مشترکی برگزار کنیم. وی افزود: در ۶ ماهه دوم سال جاری تجهیزات جدید نظامی به حوزه مرکزی نظامی روسیه  واگذار خواهد شد که پایگاه نظامی  روسیه که  در تاجیکستان قرار دارد، شامل این حوزه است. شایگو ادامه داد که با استفاده از این تجهیزات نیروهای مسلح روسیه برای برقراری ثبات و آرامش در منطقه از ظرفیت بالایی برخوردار خواهند شد.   منبع: مهر پایان نوشتار/ ]]> جامعه Mon, 21 Aug 2017 11:20:11 GMT http://www.russiaviewer.com/fa/doc/news/4288/روسیه-موقعیت-خود-آسیای-مرکزی-تقویت-می-کند