سایت خبری تحلیلی دیدبان روسیه - آخرين عناوين سیاست داخلی :: نسخه کامل http://www.russiaviewer.com//Policy/in_put Thu, 30 Mar 2017 01:29:55 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری تحلیلی دیدبان روسیه http://www.russiaviewer.com// 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی دیدبان روسیه آزاد است. Thu, 30 Mar 2017 01:29:55 GMT سیاست داخلی 60 روسیه به حق برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز احترام بگذارد http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3147/روسیه-حق-برگزاری-تظاهرات-مسالمت-آمیز-احترام-بگذارد دیدبان روسیه: سازمان ملل از مقامات روسیه خواست به حق شهروندان این کشور در برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز احترام بگذارند. فرحان حق، معاون سخنگوی دبیرکل سازمان ملل در کنفرانسی مطبوعاتی در مقر این سازمان در نیویورک اعلام کرد که سازمان ملل از نزدیک رویدادهای روسیه را دنبال می‌کند  و امیدوار است مسکو به حق برگزاری تظاهرات برای شهروندان این کشور احترام بگذارد. وی افزود: ما می‌دانیم که تعدادی از شهروندان روسی در جریان تظاهرات بازداشت شده‌اند و بر این مساله تاکید داریم که باید به حق این شهورندان در برگزرای تظاهرات مسالمت آمیز احترام گذاشته شود. روز یکشنبه نیروهای امنیتی روسیه الکسی ناوالنی، رهبر مخالفان روسیه و بیش از ۵۰۰ تن از حامیان وی را در تظاهراتی که گفته شده بدون مجوز در شهرهای روسیه از جمله مسکو و سن پترزبورگ انجام شد بازداشتن کردند. در این تظاهرات هزارات تن شرکت داشتند. این تظاهرات در پی انتشار گزارشی درباره فساد دولتی برگزار شد. منبع: ایسنا پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Wed, 29 Mar 2017 08:07:16 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3147/روسیه-حق-برگزاری-تظاهرات-مسالمت-آمیز-احترام-بگذارد «بربریت نوین» خطر جدی برای یک جامعه بهنجار است http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3107/بربریت-نوین-خطر-جدی-یک-جامعه-بهنجار دیدبان روسیه: ولادیمیر ایوانوویچ یاکونین، سیاستمدار، تاجر، استاد دانشگاه و از چهره‌های سرشناس روسیه است. وی از ژوئن 2005 تا اوت 2015 رئیس راه‌آهن سراسری روسیه بود و از 2012 تا 2015 نیز ریاست اتحادیه بین‌المللی راه‌آهن ها را بر عهده داشت. در مارس 2014 از زمره مقامات و تجار روسیه‌ای بود که در پی ضمیمه‌سازی کریمه به روسیه در فهرست تحریم‌های ایالات متحده امریکا قرار گرفت. علاوه بر آن او در 19 ژوئن 2014 با عنوان «فرد نزدیک و شریک مالی ولادیمیر پوتین» در فهرست شخصیت‌های مورد تحریم وزارت تجارت و امور خارجه استرالیا قرار گرفته است. وی از سال 2010 ریاست دپارتمان سیاست‌های دولتی در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه دولتی لومونُسُف مسکو را بر عهده دارد. یاکونین استاد میهمان در مدرسه اقتصادی استکهلم نیز است. ولادیمیر یاکونین در حال حاضر رئیس هیأت مدیره «موسسه تحقیقاتی گفت‌وگوی تمدن‌ها» است. موسسه‌ای که بر اساس معرفی صورت گرفته در وبسایت رسمی آن و گفته‌های ولادیمیر یاکونین تاسیس آن در امتداد ابتکار پیشنهاد شده توسط ریاست وقت جمهوری اسلامی ایران در سال 2001 بوده است. این موسسه که دفتر مرکزی آن در برلین مستقر است در سال 2002 توسط جاگدیش کاپور هندی، ولادیمیر یاکونین و تاجر امریکایی ـ یونانی، نیکلاس پاپانیکلائو تاسیس شده است. گفت‌وگوی حاضر در چهارشنبه 13 بهمن‌ماه 1395 در جریان سفر ولادیمیر یاکونین به تهران و در حاشیه دیدار او از بنیاد مطالعات قفقاز انجام شده است. * به نظر می‌رسد که یکی از مفاهیم مورد توجه شما در تحلیل بخشی از روندهای فعلی در جهان «بربریت نوین» است. خواهشمندم در این باره توضیح دهید. یاکونین: ما مفهوم «بربریت نوین» را در موسسه تحقیقاتی گفتگوی تمدن‌ها اخیرا مورد استفاده و مطالعه قرار داده‌ایم که از منظر من تلاشی جهت توصیف یک پدیده نوین است. برای توضیح آنچه که در قالب این اصطلاح مدنظر دارم باید اندکی از تاریخ صحبت کنم. در دوران باستان مناسبات مردم بسیار ساده بود و در این زمینه دو سناریوی محتمل وجود داشت: جنگ یا تجارت. در آن دوران قبایل کمتر متمدن و یا کمتر توسعه‌یافته اما عمدتا قوی‌تر با مردمان بیشترمتمدن و بیشتر توسعه‌یافته در جنگ بودند و پیروز این نبردها صاحب تمام دارایی‌های مردم و قبایل شکست‌خورده می‌شد. مایملک مادی و معنوی به هزیمت‌رفتگان شامل خانه و کاشانه، اشیا، نفوس، زنان و کودکان و البته داشته‌های فرهنگی آنان به تاراج می‌رفت و چیزی برای بقای آنها باقی نمی‌ماند. این تصویری است که می‌تواند «بربریت» بدوی و یا ابتدایی خوانده شود. در عصر حاضر ما شاهد طالبان بودیم که میراث تمدن جهانی را در افغانستان تخریب می‌کرد، در پالمیرا و جای‌جای سوریه، تروریست‌ها آثار جهانی تمدن را ویران کردند. اما آن‌ها چرا چنین می‌کنند؟ دلیل‌شان چیست؟ یکی از پاسخ‌ها این است که همانند دوران باستان، آن‌ها می‌خواهند کمر تمدن را بشکنند. آن‌ها می‌خواهند که مردم را از توانایی به یاد آوردن تاریخ‌شان، دستاوردها و دارایی‌های‌شان محروم کنند. همان مولفه‌هایی که مسبب همبستگی مردم می‌شوند، مولفه‌هایی که نه تنها موجد فخر، بلکه مسئولیت‌پذیری مردم می‌شوند. مولفه‌هایی که حلقه‌های تداوم توسعه‌ی تمدن در بستر زمان هستند. در این بین اگر برخی از رویدادها که در ایام اخیر رخ داده‌اند را مرور ‌کنیم شماری از افراد صاحب‌نام، سیاستمداران، و حتی برخی از اشخاصی که خود را محقق و یا دانشمند می‌خوانند را در متن این وقایع می‌یابیم. برای مثال عده‌ای شروع کرده‌اند به بازنویسی تاریخ. برای من به منزله یک روس، این پدیده‌ای بی‌سابقه است که برخی‌ها در جمهوری‌های بالتیک و یا لهستان به دوباره‌نویسی و بازنمایی تاریخ جنگ دوم بین‌الملل روی آورده‌اند. آن‌ها نازی‌ها و ارتش شوروی را در یک کفه‌ی ترازو قرار می‌دهند، آنان فراموش می‌کنند که این روس‌ها، اوکراینی‌ها، گرجی‌ها و در کل شوروی‌ها بودند که بیست و هفت میلیون کشته در راه نبرد با فاشیسم در سطح جهانی دادند. واقعیتی که صاحبان برند شوروی‌ستیزی نظیر چرچیل و روزولت نیز به آن معترف بودند. هر دو نفر بر دلاوری و قهرمانی مردمان شوروی و ارتش سرخ صحه می‌گذاشتند، نه به خاطر این‌که شیفته کمونیسم باشند، نه! بلکه به این خاطر که واقع‌بین بودند و این واقعیت‌ها را کتمان نمی‌کردند اما امروزه چنان‌که گفتم روایت‌های بی‌سابقه‌ای شنیده می‌شود. از منظر من کوشش‌ها برای زدودن خاطره این پیروزی و از میان بردن خاطره این تلفات، وجهی از «بربریت نوین» است. این تنها درباره روس‌ها و یا جنگ دوم بین‌الملل نیست. * از قضا ما نیز راجع به تاریخ ایران با برخی روایت‌های بی‌پایه که در محیط پیرامونی و یا دور از کشورمان در حال جعل و انتشار است مواجه هستیم. اشاره کردید که «بربریت نوین» صورت‌های دیگر نیز دارد. یاکونین: البته! امروزه بنیان‌های آموزش مردمان جدید، شهروندان جدید، مرتبط با میراث تاریخی بشریت نیست، این آموزه‌ها بیشتر به سمت آن‌چه که آن‌ها «آینده» می‌خوانند معطوف است، همه باید رهبر باشند، همه باید اهل رقابت باشند، همه باید بهترین باشند. اما آیا شما می‌توانید جامعه‌ای را تصور کنید که همه خود را بهترین بیانگارند؟ چنین جامعه‌ای، پایدار نخواهد ماند. همه مردم متفاوتند. بعضی‌ها در شعر و ادبیات مستعدترند و برخی نیز در فعالیت‌های فنی موفقترند و گروهینیز در موسیقی توانایی‌های بیشتری بروز می‌دهند. آنها نمی‌توانند به رقابت با یکدیگر برخیزند، آنها به تشریک مساعی با یکدیگر می‌پردازند. آنها در ارتباط با یکدیگر گروه‌های اجتماعی را می‌سازند که محصول نهایی آن جامعه است. اگر باور منحصر به فرد و بی‌نظیر بودن به آحاد مردم القا شود و اعتقاد یابند که دامنه‌ی حقوق‌شان را حد و مرزی نیست و کسی مسئولیت‌های‌شان را به آنها گوشزد نکند، حاصل جامعه‌ای ناپایدار خواهد بود. نمی‌توان جوامع را بدون پیشینه و نقطه عزیمت دانست. «بربریت نوین» خطر جدی برای یک جامعه بهنجار است. ما یک باور خوب در روسیه داریم مبنی بر اینکه «کسی که تاریخ نمی‌داند، آینده‌ای ندارد». * شما در ابتدای بحث تاکید کردید که عینیت «بربریت نوین» را نمی‌توان به طالبان و یا تروریست‌ها در سوریه و یا لابد عراق تقلیل داد، می‌توانید تصویر روشن‌تری در این باره ارائه کنید؟ یاکونین: البته که بربر عصر کنونی نظیر تصویر عمومی از بربرهای اعصار کهن با برگ گیاهان بدن خود را نمی‌پوشاند و یا ضرورتا نظیر داعش و طالبان به جان مورایث تمدن‌های جهانی نمی‌افتد، بلکه او می‌تواند دارای تحصیلات عالیه در مقاطع ارشد و دکتری باشد و در عین حال از خباثت‌هایی که به ویرانی تاریخ تمامی تمدن بشری منجر می‌شود حمایت کند. همان‌طور که گفتم آنها می‌توانند در ادارات مستقر باشند، آنها می‌توانند سیاستمداران و یا اساتید دانشگاه باشند و جایگاه و توان‌شان را صرف سوق دادن مردم به فراموش کردن انسانیت واقعی کنند. چه فرقی بین طبیعت جاندار و نوع بشر وجود دارد؟ تنها یک تفاوت: توانایی احساس، توانایی ترحم، توانایی ایثار، اگر مردم این ویژگی‌های شاخص انسانیت را به وادی فراموشی بسپارند آن‌گاه تفاوت نوع بشر و هر موجود زنده دیگری چه خواهد بود؟ در واقع «بربریت نوین» در تمامی وجوه آن کوششی است معطوف به تقلیل سطح انسانیت در نوع بشر، به‌ویژه در مولفه‌هایی نظیر میهن‌پرستی، ایمان، مسئولیت‌پذیری، عشق و ترحم که مطلق هستند، نه تنها برای جامعه بلکه برای آحاد مردم. «بربریت نوین» هم‌چنین می‌تواند معادل «جهل» و تا حدودی معادل «تروریسم روانی» دانسته شود زیرا مردم به آن جهت سوق داده می‌شوند که کمتر انسان باشند. اگر شما دارید راجع به جامعه بشری صحبت می‌کنید، انسانیت در واقع مهم‌ترین ارزش در هر جامعه‌ای است. اگر شما فرزندانتان را در برابر اینکه سقوط کنند مانع نمی‌شوید و فراموش می‌کنید که آنها وارثان دنیایی هستند که حاصل گذشت اعصار بی‌شمار و مساعی میلیاردها انسان است و آنها باید مراقب باشند که این دنیا را ویران نکنند، این نیز بربریت، جهل و بی‌مسئولیتی است که جای ترحم، همبستگی، مساوات و انسانیت را گرفته است. * هدف غایی «بربریت نوین» چیست؟ یاکونین: همان‌طور که در ابتدا گفتم در الگوی کهن مناسبات انسان‌ها، وقتی مردمی علیه مردم دیگر می‌جنگیدند در صورت پیروزی صاحب همه چیز طرف شکست‌خورده می‌شدند. رفتار برخی امپراتوری‌ها نظیر روم نیز در همین قالب می‌گنجید. بعدها وضعیت تغییر کرد اما دعوای کهن بر سر مالکیت جهان ادامه یافت. برای مثال ما وقتی از سیاست صحبت می‌کنیم، «سیاست» به چه معناست؟ «سیاست» یعنی تلاش برای نیل به قدرت‌. البته عالمان سیاست تلاش‌شان برای فهم سیاست و در صورت امکان پیش‌بینی و یا مشاوره دادن به نیروهای سیاسی است، اما در دعوای سیاسی، هدف دستیابی به قدرت سیاسی است. از زمانی‌که نولیبرال‌ها ایده جهانی‌سازی را مطرح کردند دعوا برای مالکیت جهان و مدیریت کلیه الگو‌های سیاسی و اقتصادی در این حوزه جریان دارد. ولی روندهای متفاوتی هم در کار بوده است. مثلا وقتی دولت‌ها توافق می‌کنند که در جهت دستیابی به سطحی از اتحاد از بخشی از حاکمیت خود صرفنظر کنند مثلا مشابه اتحادیه اوراسیایی که روسیه، بلاروس و قزاقستان اقدام به تاسیس آن کردند و یا ایده اولیه شکل گیری اتحادیه اروپایی، این‌ها تلاش‌هایی در جهت تشریک مساعی و وادار ساختن برخی قدرت‌ها به وحدت بر محور منافع است که با آنچه که در قالب جهانی‌سازی دنبال می‌شود تفاوت دارد. یک کتاب پرخواننده هست راجع به «رازهای سیستم فدرال رزرو»، توصیه می‌کنم که این کتاب بسیار جذاب که به زبان انگلیسی منتشر شده است را مطالعه کنید. در این کتاب می‌خوانید که تاکنون دو کوشش جدی معطوف به خصوصی‌کردن انتشار پول انجام گرفته است. نخستین تلاش برای این مهم، در بریتانیای کبیر صورت گرفت که به شکست انجامید، اما آن‌ها در ایالات متحده امریکا به هدف‌شان دست یافتند. وقتی کسی از «بانک مرکزی امریکا» صحبت می‌کند، در واقع چنین چیزی وجود ندارد، بلکه در عوض یک بنگاه خصوصی وجود دارد که نامش «سیستم فدرال رزرو» است و هیچ‌کس جرأت نمی‌کند که به این ساختار امر و نهی کند. از این‌رو در پاسخ به سئوال شما باید بگویم که ایده جهانی‌سازی کامل در صورتی تحقق می‌یابد که همه‌ی قدرت‌ها، دولت‌های ملی، نظام‌های مالی و مدل‌های اقتصادی را بلعیده باشد، زیرا در چنین نظامی تمام مولفه‌ها باید نظیر چرخدنده‌های یک ساعت در هماهنگی کامل با هم کار کنند و چنین چیزی ممکن نیست اگر ملت‌ها به صورت فرهنگی، تاریخی و مذهبی متفاوت باشند و یا دولت‌های ملی به معنای واقعی وجود داشته باشند. از این‌رو نخستین هجمه آن معطوف به فروکاستن تفاوت‌های ملی است که از یک منظر ایده‌ی بدی نیست اما از منظر دیگر و اینکه چه ابزارهایی مورد استفاده قرار می‌گیرد موجب نگرانی‌های زیادی می‌شود. در واقع بربریت مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد برای از بین بردن خودشناسی هویتی مردم با هدف یکسان کردن همه‌ی مردم. باید توجه داشته باشیم که بربریت کنونی صرفا به دنبال تصاحب دارایی‌ها و ارزش‌های دیگر ملت‌ها نیست و البته راه‌های بسیار ساده‌تری برای تحقق این هدف غیر از به راه انداختن جنگ وجود دارد، از جمله از طریق مکانیسم‌های مالی. شما می‌دانید که در کشورهایی که به ببرهای آسیا مشهور بودند چه اتفاقی افتاد. من دوستی دارم از یکی از همین کشورها که کتابی در این باره نوشت، البته ادبیات زیادی در این حوزه تولید شده است و صرفا به کتاب دوست من محدود نمی‌شود. همه چیز با مداخله پرسود بانک‌های غربی در اقتصاد این کشورها شروع شد. آنها می‌گفتند که شما می‌توانید وام بگیرید و گرفتن وام توسط این کشورها را تشویق می‌کردند و وام‌های ارزان به آن‌ها عرضه می‌نمودند، اما ناگهان نرخ بهره و نرخ برابری میان ارزها سقوط کرد و تمامی کشورهای مزبور تبدیل به بدهکاران به بانک‌های غربی شدند. شما چرا از نیروی نظامی استفاده می‌کنید؟ برای وادار ساختن مردم به انجام آنچه که می‌خواهید و پیداست که در جهت تحقق این هدف راه‌های کم‌هزینه‌تر و البته در مواردی موثرتری هم وجود دارد. بیایید من اصالت روسی‌ام را فراموش کنم، شما نیز تاریخ ایران و اصالت ایرانی‌تان را فراموش کنید و آن دیگری نیز اصالت اروپایی‌اش را فراموش کند. خب تنها یک تمدن باقی خواهد ماند و ما ناگزیر به هر کاری خواهیم بود و به سروری ایالات متحده امریکا گردن خواهیم نهادو از ایالات متحده درخواست خواهیم کردکه لطفا بیا و رئیس عالی ما باش و ما دنباله‌رو تو خواهیم بود. از منظر من این هدف غایی «بربریت نوین» است.   * نظر شما راجع به آنچه توسط تروریست‌ها به سوریه تحمیل شد و مکانیسم‌های مالی حامی این تروریست‌ها چیست؟   یاکونین: رویدادهای سوریه نه یک تراژدی برای مردم سوریه بلکه یک تراژدی برای کل بشریت است. بخش عمده‌ی سرچشمه‌های اصلی تمدن‌های زنده‌ی جهان، ریشه در این جغرافیا دارند و شما می‌دانید که بیشتر آنها در این فجایع ویران شده است که یک تراژدی جهانی است. وقتی راجع به سوریه صحبت می‌کنیم خوب است به یاد داشته باشیم که سالهاست که امریکایی‌ها و دیگر قدرت‌های غربی اعلام جنگ علیه تروریسم داده‌اند، اما از شروع جنگ سوریه و از آغاز بحرانی شدن وضعیت در عراق، چیزی راجع به منابع مالی گروه‌های تروریست منتشر نشد تا این‌که خلبان‌های روسی کاروان‌های صادرات نفت توسط این گروه‌ها را هدف قرار دادند و و تازه آن وقت بود که دنیا شروع کرد به صحبت کردن راجع به این‌که منبع ثروت این گروه‌ها نفت است، خب شما می‌دانید که نفت خام که نمی‌تواند مصرف شود پس باید خریدارانی در کار باشد. توجه کنید که من یکی از افراد تحت تحریم توسط امریکایی‌ها هستم، هر تراکنش مالی و لو یک پنی که از طریق کارت اعتباری‌ام انجام می‌دهم، همزمان در واشنگتن یا جایی دیگر رصد می‌شود، آن‌گاه تراکنش‌های مالی عظیم در معاملات فوق چگونه پنهان می‌ماند؟ این مسخره است و باورکردنی نیست. وقتی از این منظر موضوع را مورد بررسی قرار می‌دهیم آن‌گاه پاسخ مناسب این خواهد بود که لابد منفعتی در کار بوده است.      * شما یکی از دوستان نزدیک آقای ولادیمیر پوتین هستید، در ایران مطالب زیادی راجع به آقای پوتین منتشر شده است و ایشان چهره‌ای آشنا برای جامعه ایران هستند. در سال‌های اخیر نیز ایشان چند نوبت به عنوان قدرتمندترین شخصیت جهان معرفی شده‌اند، خواهشمندم ایشان را از چشمان یکی از دوستان‌شان توصیف کنید. یاکونین: شاید پذیرش تعبیر شما در مورد دوستی نزدیکم با آقای پوتین قدری از ادب خارج باشد. چون شما می‌دانید یک چیز مربوط به دوران جوانی ما و دوره حضورمان در سن‌پترزبورگ است و دیگری مربوط به صحبت کردن راجع به رهبر یا رئیس‌جمهور است. این صرفا حق ایشان است که فردی را دوست خود بخواند. به هنگام صحبت کردن در این سطح از سلسله مراتب باید خیلی مراقب بود به ویژه در مورد انتخاب اینکه چه کسی دوست است و چه کسی نه. اگر از مبحث رفاقت بگذریم، فکر می‌کنم گمانه‌زنی‌های زیادی در مورد سطح و ابعاد قدرت آقای پوتین صورت می‌گیرد: مرد قدرتمند، مرد اقتدارگرا و... شما از قدرت پایداری و استحکام وی باخبرید که ناشی از استحکام اراده و اعتقاد او است. استحکام وی منتج از استحکام افکار او است. او به شجاعت مردمش ایمان دارد. او به مسئولیت‌پذیری رئیس جمهور در برابر مردمش اعتقاد دارد. او باور دارد که دنیایی که به ما داده شده تنها متعلق به یک طرف نیست، او به عشق معتقد است و به تاریخ باور دارد. او به خیلی چیزها باور دارد که مشتمل بر طبیعت ما است، طبیعت بشری و طبیعت پیرامون ما. این باورها به وی قدرت می‌بخشد. او متشخص، مسئول و مرد سخن است.   گفت‌وگو از: مهدی حسینی تقی‌آباد منبع: همشهری دیپلماتیک، نشریه سیاسی ـ تحلیلی، دوره جدید، شماره 97، فروردین‌ماه 1396، ص 102-100. پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Sat, 18 Mar 2017 07:43:26 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3107/بربریت-نوین-خطر-جدی-یک-جامعه-بهنجار موافقت پوتین با ادغام نیروهای اوستیای جنوبی با ارتش روسیه http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3098/موافقت-پوتین-ادغام-نیروهای-اوستیای-جنوبی-ارتش-روسیه دیدبان روسیه: ولادیمیر پوتین توافقنامه‌ای را با جمهوری اوستیای جنوبی در زمینه الحاق برخی یگان‌های ارتش این جمهوری به نیروهای مسلح روسیه امضا کرد. این توافق یعنی تعدادی از یگان‌های ارتش اوستیای جنوبی به صورت مستقیم به ارتش روسیه منتقل شوند. به موجب این توافقنامه به پایگاه‌های نظامی روسیه در اوستیای جنوبی اجازه داده می‌شود تا شهروندان جمهوری اوستیای جنوبی را به خدمت ارتش خود درآروند. روسیه و اوستیای جنوبی هشت مارس ۲۰۱۵ معاهده "ائتلاف و تکامل" را به مدت ۲۵ سال امضا کردند که قابل تمدید نیز است. براساس این توافقنامه، زمینه مشترک دفاع و امنیت و آزادی رفت و آمد از مرزهای دو کشور وجود دارد. این توافقنامه اساس همکاری مستحکم روسیه و اوستیای جنوبی است. اوستیای جنوبی با جمعیت حدود ۵۰ هزار نفری تنها از سوی تعدادی از کشورها از جمله روسیه به عنوان یک کشور مستقل شناخته می‌شود. این منطقه در سال ۱۹۹۱ به طور نسبی از گرجستان جدا شد اما در نهایت به صورت رسمی پس از حمله گرجستان به این منطقه در سال ۲۰۰۸ از سوی روسیه و چند کشور دیگر به عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخته شد. در حال حاضر روسیه نیروهای نظامی در اوستیای جنوبی دارد که از آنها به عنوان نیروهای صلح‌بان یاد می‌کند اما می‌توان تایید کرد که این نیروها در واقع حافظان این منطقه در برابر اقدام احتمالی گرجستان جهت بازپس گیری این منطقه هستند. براساس توافقی که مقامات روسی از آن یاد کرده‌اند انتظار می‌رود سربازان اوستیای جنوبی که در یک پایگاه روسی در این منطقه خدمت می‌کنند اجازه داشته باشند تا به ارتش روسیه در خود این کشور ملحق شوند که به این ترتیب اوستیای جنوبی این فرصت را خواهد داشت تا حجم ارتش خود را کاهش دهد. میخائیل جانلیدز، وزیر امور خارجه گرجستان ضمن محکوم کردن هرگونه توافق این چنینی تاکید کرد: هر توافقی میان روسیه و دولت دو فاکتوی اوستیای جنوبی به طور قطع بی‌اعتبار است چراکه گرجستان استقلال این منطقه را به رسمیت نمی‌شناسد. وی همچنین تاکید کرد: ترکیب شدن ارتش روسیه و اوستیای جنوبی به طور قطع حل مناقشه منطقه‌ای در این نقطه را بسیار دشوار خواهد کرد. این در حالی است که عملا هیچ مذاکره یا تلاشی برای حل این مساله منطقه‌ای آغاز نشده و به نظر نمی‌رسد که هرگز آغاز شود چراکه اوستیای جنوبی خود را از دوره فروپاشی شوروی از گرجستان مستقل می‌داند و از آن موقع روابط اقتصادی خود را با اوستیای شمالی که بخشی از روسیه است، گسترش داده است. از این مساله می‌توان این چنین برداشت کرد که روابط واقعی میان گرجستان و اوستیای جنوبی تنها روی کاغذ وجود دارد. منبع: ایسنا پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Fri, 17 Mar 2017 07:21:59 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3098/موافقت-پوتین-ادغام-نیروهای-اوستیای-جنوبی-ارتش-روسیه درآمد ۱۵ میلیارد دلاری روسیه از صادرات تسلیحات نظامی http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3076/درآمد-۱۵-میلیارد-دلاری-روسیه-صادرات-تسلیحات-نظامی دیدبان روسیه: روسیه در سال ۲۰۱۶ میلادی بیش از ۱۵ میلیارد دلار از صادرات تسلیحات نظامی درآمد داشته و ۲۳درصد این بازار جهانی را در اختیار دارد. دیمیتری مدودف، نخست وزیر روسیه با اعلام این خبر گفت:سفارشات دفاعی دولتی تا ۹۹درصد محقق شده است که چنین شاخصی تاکنون وجود نداشته است. وی افزود:این امر موضع روسیه  را در بازار جهانی تسلیحات تحکیم می بخشد. به گفته نخست وزیر روسیه، این کشور پس از آمریکا دومین صادرکننده تسلیحات نظامی در جهان است و برای مسکو حفظ این جایگاه در بازار تسلیحات مهم است. این مقام روس خاطرنشان کرد موسسات صنایع دفاعی روسیه تولیدات خود را تا ۱۰ درصد افزایش داده‌اند. منبع: ایسنا پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Wed, 15 Mar 2017 10:29:15 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3076/درآمد-۱۵-میلیارد-دلاری-روسیه-صادرات-تسلیحات-نظامی مردم روسیه خواهان یکپارچگی جمهوری‌های سابق شوروی هستند http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3073/مردم-روسیه-خواهان-یکپارچگی-جمهوری-های-سابق-شوروی-هستند دیدبان روسیه: برخی از روس‌ها هنوز هم معتقدند جمهوری‌های سابق شوروی باید به زور تحت کنترل مسکو قرار بگیرند! در تازه‌ترین نظرسنجی انجام شده از مردم روسیه ۵۳ درصد پرسش‌شوندگان اوکراین، ۶۱ درصد آنها بلاروس و ۴۴ درصدشان گرجستان را کشور خارجی محسوب نمی‌کنند. همچنین بیش از یک چهارم شهروندان روسیه معتقدند که مسکو باید به هر نحو ممکن یا به واسطه زور جمهوری‌های سابق شوروی را تحت کنترل خود نگاه دارد و به خاک خود ضمیمه کند. این در حالی است که در این نظرسنجی در حدود ۶۵ درصد شهروندان مخالف چنین سیاستی هستند و ۱۰ درصد هیچگونه نظری نداشتند. همچنین ۳۷ درصد از نظردهندگان دیدگاه خوبی نسبت به آمریکا داشتند که در مقایسه با نظرسنجی انجام شده در ماه نوامبر سال گذشته که ۲۸درصد ثبت شده بود، نشان از افزایش علاقه مردم این کشور به برقراری روابط با آمریکا است. منبع: ایسنا پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Wed, 15 Mar 2017 06:38:30 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3073/مردم-روسیه-خواهان-یکپارچگی-جمهوری-های-سابق-شوروی-هستند چرا پوتین قدرتمندترین فرد حال حاضر در دنیاست؟ http://www.russiaviewer.com//fa/doc/report/3085/چرا-پوتین-قدرتمندترین-فرد-حال-حاضر-دنیاست دیدبان روسیه: روز گذشته، شبکه خبری CNN اقدام به انتشار و پخش بخش هایی از مستند جدید به تهیه کنندگی "فرید زکریا" کرد که نام این مستند «قدرتمندترین مرد دنیا» است؛ فیلم مستندی که ظاهرا کاخ کرملین، واکنش متضادی به آن داشته و از زمان انتشار مباحثی را پیرامون خود به وجود آورده است. اکنون فرید زکریا خود در مورد اینکه چرا پوتین قدرتمند ترین فرد حال حاضر در جهان است، طی یادداشتی در CNN توضیحاتی داده است. به گزارش «تابناک»؛ این مستند در پی آن است که برخی از پرسش های کلیدی که اخیرا در سطح جهان در مورد روابط آمریکا و روسیه به وجود آمده، پاسخ دهد. چرا روسیه در انتخابات سال 2016 آمریکا مداخله کرد؟ در کشوری که هیچ چیز بدون نظر و اطلاع پوتین رخ نمی دهد، چه چیز ممکن است به پوتین این انگیزه را داده باشد که به نهاد دموکرات ها حمله سایبری کرده باشد؟ چرا پوتین شخصیت ترامپ را دوست دارد و نتیجه این موضوع چه می تواند باشد؟ اینها و چندین پرسش دیگر در مورد این مستند جدید قبلا از سوی زکریا با پاسخ هایی مواجه شده است. کاخ کرملین واکنش های متفاوتی به این مستند داشته است. در ابتدا سخنگوی کرملین، این مستند را مستندی انتقادی با رویکرد سیاه نمایی در مورد روسیه خطاب کرد، ولی پس از آن گفت که باید رویکرد مثبت و نگاه مثبتی به این فیلم داشت. پسکوف بیان کرد: باید بسیار مثبت گرانه فکر کرد که رسانه های جمعی می توانند در چارچوب پس زمینه عاطفی عمل کنند، به گونه ای که امروز در ایالات متحده در مورد روسیه چنین کاری را نموده است. پسکوف اشاره کرد، شاید این واقعیتی است که واقعا این فیلم، انتقادی نسبت به کشور ما و شاید هم نسبت به رئیس جمهور ما باشد. وی گفت: هنوز این مستند را ندیده و حتما آن را می بیند. این مستند قابل ارزیابی مثبت است، به لحاظ اینکه امکان اشتراکمان را در این فیلم مهیا ساختند و حداقل موضع ما در این فیلم گنجانده شده است. . با وجود این، خود فرید زکریا امروز طی یادداشتی در شبکه خبری CNN بیان کرد: چرا پوتین قدرتمندترین فرد کنونی در جهان است؟ وی می نویسد: در مستند اخیرم، ما رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین را به عنوان قدرتمندترین فرد دنیا معرفی کرده ایم، اما چرا؟ آن هم در حالی که ایالات متحده و چین کشورهای قدرتمندتری در مقایسه با روسیه هستند. قدرت رأس حاکمیت یک دولت از طریق دو فاکتور مشخص می شود که یکی قدرت و توان آن کشور است و دیگری ظرفیت و توان آن شخص برای اعمال این قدرت، به شکل یکجانبه و بدون مخالفت سایر نهادها، احزاب و نیروهای سیاسی. با ترکیب این دو فاکتور به سادگی می توان دریافت که چرا ولادیمیر پوتین اکنون در این فهرست در بالاترین جایگاه قرار گرفته است. پوتین در روسیه آن چیزی را ایجاد کرده که به آن «قدرت قائم» - Vertical Power – می گوید؛ چیزی که نمونه آن را در دیگر کشورها شاهد نیستیم. آنگونه که گری کاسپاروف، استاد بزرگ شطرنج روسی ـ که خود یکی از منتقدان سرسخت پوتین است ـ بیان کرده، تمامی ساختار قدرت سیاسی در روسیه، اکنون متکی به یک فرد است. وقتی سزار مرد، همه می دانستند که ساختار قدرت بعد از وی پابرجا خواهد بود و روند سیاسی به وسیله جانشین وی، پسرش بهتر خواهد شد. وقتی دبیر کل حزب کمونیست شوروی مرد، کمیته دائمی حزب و پولیتبرو – Politburo یا اداره سیاسی نهادی اجرایی متشکل از تعدادی از احزاب سیاسی و مهمتر از همه حزب کمونیست در شوروی بود – در نهایت جانشین وی را انتخاب کردند. اما وقتی پوتین بمیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هیچ کس نمی داند! برای فهم و درک پوتین، باید روسیه را درک و فهم کنیم. صد سال اخیر برای این کشور شامل اتفاقاتی بزرگ از جمله سقوط سلطنت، فروپاشی دموکراسی، رکود بزرگ، جنگ دوم جهانی با ده ها میلیون کشته از روس ها، خشونت های بی سابقه دیکتاتوری استالین، فروپاشی و پایان اتحاد جماهیر شوروی، دوران فساد و آشوب بوریس یلتسین بوده است. بعد از آن ولادیمیر پوتین بر سر کار آمد تا این کشور را به ثبات هدایت کند و در نظر و ادراک عموم، سطح استانداردهای زندگی را در روسیه افزایش داده و این کشور را از برتری و احترام در دنیا برخوردار کرده است. این احترام بسیار اهمیت دارد. روس ها حس غرور ملی ممتازی دارند. روسیه بزرگترین کشور روی کره زمین است – 48 برابر بزرگتر از آلمان و 11 منطقه زمانی را در بر دارد که از اروپا تا آسیا و خاورمیانه را در بر می گیرد. روسیه همچنین کشور ثروتمندی است که برخی از بزرگترین منابع اولیه و معدنی را در دل خود دارد از نفت و گاز گرفته تا نیکل و آلومینیوم. به لحاظ فرهنگی مردم این کشور خود را به عنوان رم سوم می شناسند که حتی وقتی رم و بیزانس به دست بربرها سقوط کردند، روس ها همچنان مسیحیت را پابرجا نگاه داشتند. پوتین روسیه را به خوبی درک می کند؛ اما او همچنین جهان را نیز به خوبی درک می کند. او آنقدر احمق نیست که یک جبهه تهاجمی علیه آمریکا و اروپا شکل دهد. در عوض او به خوبی می داند که چگونه از قدرت در شکل نامتقارن آن بهره برد، آن هم در قالب ابزارهای سایبری و ضد اطلاعات. او همچنین به خوبی از نقاط ضعف جوامع آزاد آگاه است – از نزاع ها و تفرقه های داخلی آنها و از شکاف های آشکار آنها. او از شکنندگی نهادهایی مانند اتحادیه اروپا و ایده هایی مانند یکپارچگی و تنوع و گوناگونی به خوبی آگاه است. به عبارت دیگر، ولادیمیر پوتین ما را به خوبی می شناسد و درک می کند. اما همه اینها یک پرسش بسیار مهم را مطرح می کند: آیا ما و همچنین دونالد ترامپ نیز به خوبی و واقعا پوتین را می شناسیم و درک می کنیم؟     منبع: تابناک پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Tue, 14 Mar 2017 09:15:41 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/report/3085/چرا-پوتین-قدرتمندترین-فرد-حال-حاضر-دنیاست منتقد سرشناس پوتین بار دیگر بازداشت شد http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3057/منتقد-سرشناس-پوتین-بار-دیگر-بازداشت دیدبان روسیه: پلیس روسیه یکی از مخالفان اصلی ولادیمیر پوتین را دو هفته پس از آزادی از زندان دوباره بازداشت کرد. ایلدار دادین، مخالف اصلی ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه ماه گذشته میلادی از زندانی در سیبری آزاد شده بود. او در دسامبر 2015 و به دلیل اینکه دست به "تظاهرات یک نفره" در مقابل اداره زندان‌های روسیه زده بود، به سه سال حبس محکوم شد که این مدت به دو سال و نیم کاهش یافت. تصاویر از صحنه تظاهرات دادین نشان می‌دهد که وی با در دست داشتن پلاکاردی در مرکز مسکو و در مقابل اداره زندان های روسیه خواستار اخراج تعداد زیادی از مقام های زندان شده بود. همسر این معترض دولتی دستگیری وی را که روز جمعه صورت گرفت، تایید کرد و گفت: همسرم بار دیگر دستگیر شده است. او به تازگی آزاد شده بود. پیش از آنکه دادین آزاد شود گفته بود که تحت شکنجه قرار گرفته و زندگی‌اش در خطر است. ادلار دادین، نخستین فردی است که براساس قانون جدید تحت عنوان "جنایی کردن تظاهرات بدون خشونت" بازداشت شده بود. در آن زمان مقام‌های زندان در سیبری اتهامات وی را رد کردند. این معترض ضد رئیس جمهوری روسیه در نهایت به یک زندان دیگر منتقل و آزاد شد. منبع: ایسنا پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Sun, 12 Mar 2017 04:51:38 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3057/منتقد-سرشناس-پوتین-بار-دیگر-بازداشت ظهور "ضد نخبگان" می‌تواند روسیه را به جهت جدیدی سوق دهد http://www.russiaviewer.com//fa/doc/report/3052/ظهور-ضد-نخبگان-می-تواند-روسیه-جهت-جدیدی-سوق-دهد دیدبان روسیه: تغییرات سیاسی در روسیه، ممکن است نهایتاً از سوی "ضد نخبگان" حاصل شوند (از سوی افرادی که پیشاپیش در رژیم فعلی در پست‌های رده‌بالا قرار دارند و به‌خوبی در طبقه حاکم انسجام‌یافته‌اند). ناظران صحنه سیاسی روسیه، مرتباً در جستجوی نشانه‌هایی در ارتباط با این موضوع هستند که تغییر سیاسی از کجا به وجود خواهد آمد. در دوره‌ای که اپوزیسیون "نظام‌مند" که در مجلس نمایندگی می‌شوند، عموماً سازش گر تلقی می‌شوند، این باور رایج وجود دارد که تنها جایگزین ممکن برای طبقه حاکم فعلی، از اپوزیسیون "غیر نظام‌مند" حاصل خواهد شد که با قواعد تعیین‌شده از سوی کرملین بازی نمی‌کنند و سیاست خود را در خیابان انجام می‌دهند. اما دلیل خوبی برای این باور وجود دارد که ناظران در اشتباه هستند و این‌که تغییر سیاسی در روسیه عاقبت از "ضد نخبگان" حاصل می‌شود که در درون رژیم فعلی شکل می‌گیرند. در جهان پساشوروی، نخبگان موجود به‌ندرت توسط نیروهای بیرونی جایگزین شده‌اند. در عوض، الگو به نفع اعضای ناراضی نخبگان حاکم رقم می‌خورد که با رژیم موجود قطع ارتباط می‌کنند و خود را در مقابل آن قرار می‌دهند. یک مثال کلاسیک از این پدیده، انقلاب نارنجی سال 2004 اوکراین است که طی آن ویکتور یوچنکو (که نخست‌وزیر لئونوید کوچمای، رئیس‌جمهور این کشور بود)، خواهان براندازی نخبگان حاکم شد. اما این نوع گذار تنها با پشتیبانی منافع کسب‌وکار عمده، مقامات منطقه‌ای و یا گروه‌های سیاسی برجسته، امکان‌پذیر است. با این منطق، این احتمال وجود دارد که افرادی در گردش نخبگان در روسیه به قدرت خواهند رسید که پیشاپیش دارای پست‌های رده‌بالا در رژیم فعلی هستند و به‌خوبی در طبقه حاکم جاافتاده‌اند. اما این لزوماً به معنای فروپاشی یا براندازی رژیم پوتین نیست. برای تحقق ضد نخبگی، تنها تضعیف قابل‌ملاحظه رژیم ضروری است. هرگونه نقش کلیدی در هرگونه گذار آتی، توسط افرادی در دولت انجام خواهد شد که ما از آن‌ها به‌عنوان فن‌سالار یاد می‌کنیم. این‌ها افرادی حرفه‌ای توانمندی هستند (شامل طیفی از بوروکراتیک‌های رده متوسط تا وزیران و روسای کمیته‌های پارلمانی) که هیچ جاه‌طلبی سیاسی قابل‌توجهی از خود بروز نمی‌دهند. این توصیف، بیشتر با اعضای دولت جاری متناسب است (در مقابل افرادی که در دولت‌های پیشین تا سال 2012، خدمت کردند). بی‌طرفی این بوروکرات ها می‌تواند این امکان را برای ایشان فراهم کند تا در موعد مقرر به‌سرعت و با انسجام، به دوره ضد نخبگان انتقال یابند. تعارضات و منازعات داخلی در درون دولت، در حال افزایش است. این امر، خاطرات دوره یلتسین و دهه 90 را به یاد می‌آورد که طی آن نخبگان حاکم روسیه، تقریباً در وضعیت دائم بحران و زیر شکاف منازعات میان گروه‌های قدرتمند مختلف قرار داشتند. بر اساس آن تجربه، جای تعجب ندارد اگر افرادی که امروز وفاداری خود به پوتین را اعلام می‌کنند، فردا رقبای کرملین نباشند. روشی دیگر برای تشریح این پدیده این است که بگوییم تعداد زیادی از افرادی که در حاکمیت روسیه خدمت می‌کنند، تزیین گرانی هستند که به حفظ ظاهر دموکراسی تزیینی روسیه کمک می‌کنند. بسیاری از این افراد به‌صورت فزاینده‌ای احساس می‌کنند که مورد غفلت کرملین قرارگرفته‌اند و این‌که کرملین قدردان تلاش‌های آن‌ها نیست. به‌عنوان‌مثال هنگامی‌که کرملین تشخیص داد که نیاز به نوسازی دومای کشور دارد (سالن کوچک‌تر پارلمان روسیه)، بیشتر از نیمی از حزب حاکم روسیه متحد، هیچ حمایت حزبی یا حمایت مالی برای انتخابات نکردند. افرادی که از پیروزی انتخاباتی آن‌ها ممانعت به عمل آمد تا راه را برای افراد دلخواه کرملین هموار سازند، جاه‌طلبی‌های سیاسی خود را از دست نداده‌اند و هنوز هم در جستجوی راه‌های جایگزین برای ارتقای حرفه‌ای هستند. یکی از مشکلات عمده‌ای که حزب روسیه متحد در سال گذشته با آن مواجه بود، این بود که اعضایش، حزب را ترک کردند تا به اپوزیسیون نظام‌مند بپیوندند. یک بخش جدید از نخبگان در حال شکل‌گیری است که معتقد است ارزش‌های سنتی ممکن است مهم‌تر از وفاداری به رئیس‌جمهور باشد و ممکن است در آینده از پوتینیسم بدون پوتین حمایت کنند. وفاداری نخبگان کسب‌وکار به کرملین هم موقتی است. همه به این ایده عادت کرده‌اند که کسب‌وکار روسی از سال 2003-2004، کاملاً وفادارانه است، یعنی از زمانی که تنها یک سال طول کشید تا پوتین اولیگارش‌های قدرتمند سیاسی کشور را به تجار صرفی تبدیل کند که پولشان را تنها درجایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که مقامات اجازه می‌دهند. اما بخش‌های بزرگی از تجار ارشد روسیه، ثروتشان را در دهه 90 به دست آوردند و تعهدی در برابر پوتین احساس نمی‌کنند. تجار عمل‌گرا و غیراحساسی هستند. تصمیم گیران شرکتی خود را با روندهای ملی وفق می‌دهند و خود را برای تمام سناریوهای ممکن آماده می‌سازند (با توجه به علاقه شدیدشان به الکسی ناوانلی، رهبر اپوزیسیون در سال 2011-2012، در حین اعتراضات گسترده). می‌توان انتظار داشت که اگر قواعد تعیین‌شده توسط رژیم فعلی، برای کسب‌وکار میلیاردها دلار ضرر و صدها پروژه به اجرا نرسیده را به همراه داشته باشد، آنگاه افرادی که در حال حاضر عمل‌گرا هستند، رویای تغییر رژیم را در سر خواهند پروراند. دردسر دیگر برای کرملین، مناطق دورافتاده و گسترده روسیه است. درحالی‌که رژیم فعلی، کنترل کامل سیاست فدرال را در دست دارد، یافتن یک رهبر قدرتمند برای هر منطقه، نه‌تنها کار دشواری است، بلکه حتی خطرناک است. به‌هرحال کنترل یک سیاستمدار قدرتمند با سطوح بالای حمایت انتخاباتی، دشوارتر خواهد بود. ارائه آنچه مسکو می‌خواهد، دشوار است: مدیران منطقه‌ای کارآمد که در صورت خراب شدن اوضاع، بتوانند به‌راحتی برکنار شوند. اخیراً کرملین در حال انتصاب مدیرانی برای پست‌های وابسته به حکومت نیست، بلکه افرادی را منصوب می‌کند که با خدمات امنیتی مرتبط باشند و تنها به لحاظ وفاداری، برجسته باشند. این تلاش در ساده‌سازی و تقویت فرمان‌برداری از مسکو، تنها منجر به تصمیمات اشتباه‌تر و خطرناک‌تر در سطح ملی خواهد شد. اگر قدرت فدرال ضعیف‌تر شود، اکثریت قاطع سازمان سیاسی منطقه‌ای، عاقبت به مخالفت با مسکو خواهند پرداخت. درواقع کل نخبگان منطقه‌ای به‌استثنای افراد دارای روابط شخصی با رئیس‌جمهور، می‌توانند به‌صورت بالقوه به ضد نخبه تبدیل شوند. این روندها در کجا اپوزیسیون غیر نظام‌مند و رنجور روسیه را که هنوز آرزوی برکناری پوتین را در سر می‌پرورانند، رها می‌کنند؟ به‌صورت تناقض گونه، به‌رغم ظرفیت این افراد در ایجاد تغییر سیاسی، کمترین احتمال می‌رود که این افراد تشکیل ضد نخبگان را بدهند. رهبرانی که می‌توانند اعتراضات خیابانی ایجاد کنند، بسیار خطرناک و غیرقابل‌پیش‌بینی هستند و افراد صاحب پول و قدرت، هر کاری می‌کنند تا آن‌ها را زیر کنترل قرار دهند. اما به‌رغم تمام مشکلات اپوزیسیون غیر نظام‌مند و نمایش ضعیفش در انتخابات پارلمانی گذشته، این اپوزیسیون می‌تواند در ایجاد طبقه حاکم آینده در روسیه، هم بخشی داشته باشد. این امر از طریق پیروزی انتخاباتی رخ نخواهد داد، بلکه از طریق برتری شخصی رو به رشد اتفاق خواهد افتاد (چیزی که میخائیل خودروکوفسکی، رهبر اپوزیسیون و اولیگارش تبعیدی، آن را تائید کرده است). هنگامی‌که اپوزیسیون غیر نظام‌مند، نظام‌مند شود، عصر جدیدی آغاز خواهد شد و کرملین دیگر قادر به حذف آن از انتخابات نخواهد شد، چراکه از یک انفجار سیاسی هراس دارد. این، یک موضوع ایدئولوژیک نیست. همراه با نزدیک‌تر شدن تغییر رژیم، برچسب‌های ایدئولوژیک به لحاظ جایگاه، بعد از ملاحظات عمل‌گرایانه و ارتباطات با فردی که سامانه را ایجاد کرده است (یعنی رئیس‌جمهور)، قرار می‌گیرند. بسیاری از ناظران به دام تلقی اعضای لیبرال نخبه همچون الکسی کوردین، وزیر مالی سابق و یا آناتولی چوبیس، سیاستمدار روسی (او مسئول خصوصی‌سازی در کشور در دهه 90 بود) به‌عنوان ضد نخبگان بالقوه و جایگزین‌هایی برای پوتین، می‌افتند. اما حتی مخالفان پوتین که شدیدترین اعتراضات ایدئولوژیک به رئیس‌جمهور فعلی را انجام می‌دهند، ممکن است در لحظات بحرانی، بیش از اطرافیان داخلی پوتین، طرفدار پوتین شوند. درنهایت، در سامانه‌های سیاسی که تغییر از طریق انتخابات را مسدود می‌کنند، تضمین اصلی ثبات رژیم، ظرفیت آن در نوسازی از درون است.  در حال حاضر، خود رژیم در حال شکاف است و از تحقق هرگونه نوسازی این‌چنینی، جلوگیری خواهد کرد. اما بااین‌وجود، یک حرکت ضد نخبگان، در فرآیند شکل‌گیری است (حرکتی که می‌تواند عاقبت روسیه را در مسیری جدید قرار دهد، خواه به سمت آزادسازی (لیبرالیزاسیون) یا شکل سخت‌تری از حکومت اقتدارگرا). نویسنده: تاتیانا استانووایا، مدیر بخش تحلیل مرکز فناوری های سیاسی در مسکو؛ برگردان: شهربانو جمعه‌پور، کارشناس ارشد روابط بین الملل از دانشگاه شهید بهشتی و عضو تحریریه دیدبان روسیه؛ منبع: راشادیرکت پایان نوشتار/   ]]> سیاست داخلی Sat, 11 Mar 2017 06:14:26 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/report/3052/ظهور-ضد-نخبگان-می-تواند-روسیه-جهت-جدیدی-سوق-دهد تاسیس باشگاه‌های سیاسی در کنار مدارس روسیه http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3042/تاسیس-باشگاه-های-سیاسی-کنار-مدارس-روسیه دیدبان روسیه: روسیه در نظر دارد تا باشگاه‌های سیاسی را در کنار مدارس این کشور تاسیس کند. نیکولای کالمیکوف، رئيس فرهنگستان اقتصاد ملی و مدیریت دولتی روسیه دراین باره گفت: اگر ما می‌خواهیم سیاستمداران با تجربه و بانفوذی تربیت کنیم، افرادی که از  مواضع  مدنی قوی برخوردار باشند، باید امکانی برای آنها فراهم سازیم تا بتوانند از نقطه نظرات خود دفاع کنند و ایده‌های جدیدشان را مطرح کنند. وی افزود: باشگاه‌های سیاسی وابسته به مدرسه، می‌توانند سواد سیاسی و حقوقی دانش آموزان را افزایش بدهند و امکان جلب همفکران هم سن و سال را برای  کارشناسان سیاسی جوان فراهم کنند و در آینده آنها می‌توانند از تجربه کسب شده در زندگی سیاسی کشور استفاده کنند و شخصیت باسوادی برای جامعه شوند. به گفته وی می‌توان باشگاه‌های بحث و مناظره را در جنب مراکز عالی آموزشی، شورای دانشجویی و سازمان‌های اجتماعی افتتاح کرد. مبتکران این طرح معتقدند که ایجاد شبکه واحد بحث ومناظره سیاسی به محصلان کمک می‌کند از سردرگمی سیاسی در اینترنت در امان بمانند و امکان ابراز عقیده  سیاسی در زندگی واقعی برای آنها فراهم شود. منبع: ایسنا پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Fri, 10 Mar 2017 07:02:11 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3042/تاسیس-باشگاه-های-سیاسی-کنار-مدارس-روسیه روسیه از آزمایش یک موشک زمین به هوای جدید خبر داد http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3035/روسیه-آزمایش-یک-موشک-زمین-هوای-جدید-خبر دیدبان روسیه: بر اساس اعلام وزارت دفاع روسیه، یگان موشکی این کشور آزمایش یک موشک زمین به هوای جدید را آغاز کرده‌اند. سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه امروز (سه شنبه) اعلام کرد، روسیه آزمایش یک موشک دوربرد زمین به هوای هدایت شونده پیشرفته را آغاز کرده است. شویگو در اظهاراتش از طریق تله کنفرانس گفت: ما مشغول ارزیابی چگونگی اجرای آزمایشات موشک دوربرد پیشرفته و هدایت شونده خود هستیم. مشخص نشده که این موشک از چه مدلی است و جزئیات بیشتری نیز درباره آن منتشر نشده است اما روسیه اکنون درحال تست و ارتقای سامانه دفاع موشکی S-500 خود است که مدتی است به خدمت گرفته شده است. منبع: ایسنا پایان نوشتار/ ]]> سیاست داخلی Wed, 08 Mar 2017 05:05:41 GMT http://www.russiaviewer.com//fa/doc/news/3035/روسیه-آزمایش-یک-موشک-زمین-هوای-جدید-خبر